فک وفامیله داریم؟؟!!!

الان که به این سن رسیدم(27 سال) هنوز مامانم میخواد اسممو صدا کنه اشتباهی اسم خواهرمو صدا میکنه!!!!!!!!!!!
نکنه من میخواستم دختر بشم؟!!!!!!!!!!!!
اینم فک و فامیله که ما داریم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

محل ما 2تا سوپر میوه داره که به عقیده ی بابام اولی گرون فروش و میوه هاش بلا استثنا خراب و مغازه ی دومی میوه هاش خوب و ارزون فروشه !
یه بار من از اولی خرید کردم به بابام گفتم از دومی خریدم بابام گفت دیدی گفتم ! ببین چه میوه های خوب و ارزونی داده !
من 😐
بابام :))
مغازه ی اول 😀
مغازه ی دوم :O
سازمان میوه و تره بار 😐

 

الان مامانم منو صدا کرده از اتاقم رفتم تو اتاقش میگم چیه مامان جان!!! میگه منو بوس کن شب به خیر بگو برو!!! گفتم:منو از اونجا کشوندی بیام بوس کنم شب به خیر بگم؟؟ مثل این بچه کوچولو ها رفت زیر پتو باهام قهر کرده هر کار هم میکنم دوست نمیشه:))
مامانه کودک درون زندس ما داریم؟؟

 

 

 

به مامانم گفتم سشوارم سوخته ,سشوارش رو بهم میده میگه:اینو بگیر! خیلیییی عالیه!
هم جمع و جوره،
هم گرماش خیلیییی زیاده،
هم جنسش عالیه
هم..
فقط داری موهاتو سشوار میکنی‌ وسطش خاموشش نکن، دیگه روشن نمی‌شه!
مامانه ما داریم؟؟ فک و فامیله ما داریم؟

 

 

من یه جای بی ربط تو یه شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنتی کار میکنم، هر دفعه سرعتا میاد پایین، همه فک و فامیل زنگ میزنن فحشو میکشن بهم میگن چرا سرعت پایینه؟، نمیشه یه کاری کنه مال ما درست بشه؟ این همه پول از مردم میگیرین بازم سرعتتون پایینه؟ پول مارو پس بگیر نخواستیم!
دیروز عمه ام زنگ زده میگه پسرم پولای ماهانه شو جمع کرده اومده سرویس خریده، چطوری دلت میاد؟ ایشالا حرومت باشه! من: 😐
فک و فامیله داریم؟

 

پسر داییم تو آژانس کار میکرده یه روز یه پیرزن سوار میکنه، بعد چند دقیقه گوشیش زنگ میخوره، حرفش که تموم شد، پیرزنه پرسید: کی بود؟
پسر دایی: :O:O
پیرزن: پسرم کی بود؟
پسر دایی: :O:O …
پیرزن: مگه کری، میگم کی بود؟
پسر دایی با حالت ترس و شوکه شده: دوستم بود.
پیرزن: حالا چی میخواست؟
لا اله الا الله. فک و فامیله داریم؟

 

 

مامانم وقتی سوال هنری براش پیش میاد:
مامان:اون بازیگره رو یادته؟
من:کدوم مامان؟
مامان:همون که تو اون فیلمه بازی کرده.
من:کدوم فیلم مامان؟
مامان:همون که کارگردانش اون مردست.
من:کدوم مرده مامان؟
مامان:إإإ یادم نیست که..
من:!!!!!
مامانه پرسشگره من دارم؟؟؟

 

فقط در همین حد خلاصه بگم که بابام به هپاتیت میگه:هپاتیک؟!!!!؟!؟؟!؟!!؟!
به تی شرت میگه:تی چرت!؟!؟!
به دکولوره میگه:دکولولوله؟!؟!؟
بقیه اش یادم نمیاد!؟!؟……………………
بابام ادبیات و زبان فارسی اش 200؟!؟!

 

من یه پسر عمو دارم که الان 14 سالشه یکی دیگه دارم که الان 8 سالشه چون من و پسر عمو بزرگه سنامون بهم نزدیک بود خوب از بچگیش یادمه …
وقتی کسی دعواش می کرد عین چی می شست گریه می کرد …
اما وقتی این پسر عمو کوچیکه شد 3-4 سالش هر وقت بیچاره می خواست گریه کنه بزرگه بهش می گفت …
مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه قدم میزنه …
اخه بگو بچه دل داره که تنگ بشه …
بدبخت از کتک باباش هنوز صداش درنیومده ، بعد باید قدم بزنه …
خودت یادت نیست واسه یه کارت بازی کردن چه قد عرعر می کردی !!!
والاه
فک و فامیله ما داریم …

 

 

دارم تو 4جک اس ام اس میخونم
بابام میگه پاشو برو حموم میگم دارم اس میخونم اول شما برو میگه من نمیخوام برم حموم تو بلند شو برو
هنوز شامپو هم نزدم بابام اومده دم در میگه بیا بیرون منم میخوام برم حموم
آخه شما بگید فک و فامیله داریم؟

 

آقا یه رفیق دارم از دوران دبستان باهاش بودم.امسال دانشگاه آزاد کرج قبول شده.من دانشگاه آزاد قزوین.دیروز باهاش بعد عمری رفتم یه قدمی بزنم.بهش میگم نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود اگه فکرمو چهار تیکه کنی سه تیکه اش پیش تو میگه داش امین اینقدر دانشگاه آزاد کرج آدم آشغال داره من هر آدم آشغالی رو اونجا میبینم یاد تو میفتم. من فکر کنم منظورش رو بد رسون اما در هر صورت عصمت ام رو قهوه ای کرد.

 

مامانم هر شب با صداي بلند سريال دونگ يي رو مي بينه ، هر دفعه هم از اول تا آخرشو برامون تعريف مي كنه ، اونوقت هر بار دونگ يي رو نشون مي دن ، مي گه : اين كيه!!!!

 

مامانم داشت یک ساعت با زنداییم با تلفن حرف میزد منم اون یکی تلفنو برداشتم ببینم چی میگن یه ساعته!داشتم گوش میکردم که مامانم پشت تلفن داد زد گفت:مهدیییییییییییییی گوشیو بذار شاید بخوام یه حرف خصوصی بزنم؟!؟!؟!!؟!؟
به جونه خودم ی بارم نگفت 4-5بار گفت!؟!؟!؟!؟!؟
من که ضایع شدم: :”(((((((((((((((((((
مامانم: :)خوب چی داشتم میگفتم؟؟؟؟؟؟
فک و فامیله داریم؟

 

 

 

میخواستم گواهینامه بگیرم مامانم باهام میومد و تو اون یک ساعتی که میشست تو ماشین :
مامانم: آقا مربی بفرما بیسکوییت بخور ! دخترم تو هم بخور 🙂
مربی: :۰ خانوم در حین آموزش جرمه نوش جونتون :۰
بعد از ۵ دقیقه گوشیش زنگ میخورد و بلـــــــــــــــند
الــــــــــــــــو سلام اعظم جان خوبی؟؟ عه موتور خونه خراب شده؟ عه مادر شوهرت ؟؟؟ ها ها ها !! شما چه خبر قرربونت برم من ……..
بعد از چند دقیقه
مامانم: چقدر گرمــــــــــــه کولر نداره ماشینتون آقای مربی؟
مربی و من :۰ :۰
مامانم: ای کاش میشد حالا که تا سئول این همه اومدیم یه دقیقه نگه میداشتین من میرفتم قسطمو به آقای محمدی میدادم سر ماهه 🙂
روز آخر هم یه ماشین بوق زد پشتم که راه بدم بهش مامانم خیلی شیک شیشه رو داد پایین:
هـــــــــــــوی گاو میش مگه نمیبینی دخترم داره تعلیم میبینه؟؟ کوری “بــــــــــوق”؟؟؟؟
ما :۰ :۰
بگذریم…… یه یک سالی طول کشید تا به من گواهینامه دادن 😐
فک و فامیله داریم؟

 

بابام وقتی رفته خواستگاری مامانم گفته سیگاری نیست!
یه روز مامانم دیدتش که داره سیگار میکشه!
ضایع خواسته گند کاریش رو درست کنه گفته داداشم رفته دستشویی سیگارش رو داده من پک بزنم آتیش داشته باشه تا اون برگرده!کبریتش تموم شده!
اینجوری هم خودش لو رفته هم عموم رو لو داده که سیگاریه مامانمم راست گذاشته کف دست خانواده ی بابام!
فک و فامیله داریم ؟

 

 

 

 

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !