گلچین شعرهای عاشقانه حافظ

دیدی ای حافظ که کنعان دلم بیمار شد

عاقبت با اشک و غم کوه امیدم کاه شد؟

گفته بودی یوسف گمگشته بازاید ولی

یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد

من از بازوی خود دارم بسی شکر

که زور مردم آزاری ندارم

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند


درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز

که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

حافظ در فال هایش هنوز اصرار دارد که خبر خوشی در راه است

تو کجای دنیای منی که هنوز در راهی


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

شعر

سال وفال ومال وحال واصل ونسل وتخت وبخت

بادت اندر شهریاری برقرار وبردوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس

در بند ان نباش که نشنید یا شنید


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند

پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

ز تاب آتش سودای عشقش

به سان دیگ دایم میزنم جوش

چو پیراهن شوم آسوده خاطر

گرش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم

نگردد مهرت از جانم فراموش

دل و دینم دل و دینم ببردست

برو دوشش بر و دوشش بر و دوش


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

صلاح ما همان است کان تو راست صلاح


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

اگر آنکه میرفت خاطره اش را میبرد

فرهاد سنگ نمی سفت

مجنون اشفته نمی خفت

حافظ شعر نمیگفت


گلچین شعرهای عاشقانه حافظ
sms sher

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس

کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد

که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !