پیامک گریه کردن

نه از سفید و نه از سیاه . . .
دیگر از هیچ یک نمی نویسم !
دیگر نه از تو می نویسم و نه از رفتنت . . .
هیچ کدام را نمی خواهم ، همین چند سال خاطره برای گریه هایم کافیست !

پر از بغضم ، ” شانه ات ” ، ساعتی چند رفیق ؟

من بی پناهم تو بی گناهی / دل به تو دادم ، چه اشتباهی
از تو کشیدم شکل کبوتر / نقاشی ام رو بگذار و بگذر
تو این نبودی ، من بد کشیدم / آخه دلت رو هرگز ندیدم
تو بی گناهی ، من بی پناهم / ایمن بمانی از اشک و آهم

لااقل بیا بگو که دیگر به دیدنم نمی آیی شاید اشکی نشست گوشه چشم هایی که به این “ در ” خشک شده اند !

من و تو از آن تبار منقرضیم که نگاهش در چشم توست و بغضش در گلوی من . . . !

کنج گلویم قبرستانیست پر از احساس هایی که زنده به گور شده اند به نام بغض !

گفتند آخر خنده گریه است . . .
بهانه ای جور کن بخندم ؛ بغضم عجیب گرفته !

بغض بزرگترین اعتراضه . اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ، التماسه . . .

نامردها . . .
چند بغض به یک گلو ؟

گاهی از خیال من گذر می کنی . . .
بعد اشک می شوی . . .
رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من . . .

با هر نفس بغضی را فرو میدهم ، این روزها گلو دردی گرفته ام که یادگاری توست . . .

بی حس شده ام از درد !
از بغــض !
فقط گاهـی خـط ِ اشکی میسـوزانـد صـورتـم را . . .

آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟

چقدر سخته دلتو بشکونن
غرورتو بشکونن
قولاشونو بشکونن و تو بخوای حداقل بغضتو سالم نگه داری اما نتونی . . .

دلم آنقدر تنگ است ، که می ترسم در هیاهوی اشک هایم دیگر باز نشود . . .

گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت . . .
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم . . .

وقتی که اشک هایم بی اختیار سرازیر میشوند و دلم میگیرد ، هیچ چیز مانند تکیه دادن به شانه های تو آرامم نمیکند . . .

وقتی خسته ام
وقتی کلافم
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است که میشکنم . . .

بغض بزرگترین اعتراضه . اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ،التماسه . . .

زنگ میزنم از طرفت به خودم !
حرف میزنم به جایت با خودم !
راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده است ؟!

امان از خنده ای که وسطش بغض کنی . . .

کنار آمدم با نبودنت !
خیلی که دلم بگیرد گریه میکنم !

2 دیدگاه در "پیامک گریه کردن"

  1. علی گفت:

    مثه همیشه ایول خدایی آخرشه

  2. میلاد گفت:

    تو دلت شکست امادل من سوخت وخاکسترشد
    شکسته رامیتوان بندزداماسوخته را…

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !