پیامک های فاز بالا و سنگین

حرف میزنی اما تلخ ! محبت میکنی ولی سرد !
چه اجباری است دوست داشتن من ؟
—————————
دلت را به هر کسی نسپار
این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند . . .
—————————

کی میگه شاهنامه که آخرش خوشه ؟!
این روزا همه چی اولش خوشه !
—————————
تنها کسی که تنهات نمیزاره خودتی ؛ با خودت دشمنی نکن لطفا . . .

—————————
خسته ام از این مواظب خودت باش ها !
تو اگر نگران من بودی ،
نمیرفتی اگر میماندی ،
با یک نگاه ، با یک نفس مواظبم بودی
پس نگران من نباش برو . . . !

—————————
این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم . . .

—————————

هی تو که گذشتی از من . . .
او هم از تو می گذرد . . .

—————————
یه روزایی
یه شبایی
به یه ادمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیر و دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن
اخرش چرا اینطوری شد . . .

—————————

هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان . . .

 —————————
برای مُردن لازم نیست عزرا‍‍ئیل بیاید
همین که تو نیایی کافیست . . .
—————————
من…
خیلی سخت دوستش دارم…
و او…..
خیلی راحت…نمی فهمد !

—————————

لج میکنم . . .
بد اخلاق میـــشم !
نه چیزی میبینم،
نه چیزی میشنوم،
نه چیزی میگم!
دست خودم که نیست :/
تو که نباشی،
زندگی
بـــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــد
به کامِ من تلخ بشــه ..!

—————————
آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !
چه رنجی میکشد او
وقتی هوا ابریست . . .
—————————

و ﭼﻘﺪر دﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ زندگی ﻫﻤﯿﻦ روزﻫﺎﯾﯿﺴﺖ که ﻣﻨﺘﻈر ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ …

—————————
نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه…

—————————
تمام شهر خوابیده ، من از فکر تو بیدارم . . .

—————————
هر روز این “عشق” یکطرفه را طی میکنم …
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار … نترس ، جریمه اش با من !
—————————
این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !!!
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
جای تو خوب است ؟؟؟

—————————
از وقتی که رفته ای
دزدان هم بی حیا شده اند
حتی رحم نکردند
به خواب شبانه چشمانم…!

—————————
زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد …
—————————
هر وقت کسی حالمو میپرسه یاد این بیت شعر از نجمه زارع میفتم:
.
.
.
حال مرا نپرس که هنجارها مرا مجبور می ‌کنند بگویم که بهترم . . .

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !