پیامک ماه محرم اس ام اس محرمی

شال ماتمت آبرو به من داد / موج پرچمت دل را داده بر باد
قصه ی غمت دریای نگاهم / اسم اعظمت از لبم نیفتاد

مُحرّم ، خیمه ای است که محبان خاندان نور در آن به شراب طهور اشک و عزا دعوت شده اند .
فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد .

ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﺩﻋﺎ ﮔﻮشه شش گوشه تو
ﺣﺮﻣﺖ ﻋﺮﺵ معلی ست ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ( ع )

صدای پای محرم به گوش می آید / بگیر دست مرا به حق ماه عزات
بیا و روی مرا بر زمین مزن ارباب / مرا چهل شب دیگر رسان به کرب بلا
صلی الله علیک یا سید الشهدا

مدعیان گر زنند دعوی بالاتری
پرچم ارباب ما از همه بالاتر است . . .

مامور قبض روح خدا دور ما نگرد . . .
ما کربلا ندیده به تو جان نمی دهیم !

بوی پیراهن خونین کسی می آید . . .
این خبر را برسانید به کنعانی ها !

بیایید در ماه محرم اگر زنجیرمیزنیم ، قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم . . .
اگر که سینه میزنیم ، قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم . . .
خوب است اگر اشکی میریزیم، اما قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم . . .
آن وقت می توانیم با افتخار بگوییم : یا حسین (ع )

مشک را پر آب کرد ؛ از خوشحالی حتی حواسش نبود که دستانش را بریده اند !
بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش !
وقتی که برادرش حسین ( ع ) آمد بالای سرش ؛ تا می خواست مانند همیشه دست به سینه سلام دهد ، تازه فهمید که دستانش نیستند . . .

باز هم بساط روضه دلبر فراهم است / از روضه تو صحن دو چشمم پر از نم است
حرفم خلاصه و ای محتشم بخوان / باز این چه شورش است که در خلق عالم است ؟

گفت ضمایر را بشمار
گفتم من ، من ، من
گفت فقط من ؟!
گفتم آری ، همگی رفته اند زیارت ارباب و فقط من بی لیاقتم که اینجا تنها مانده ام !

دلم و دلبری تو
نفس حیدری تو
آفریده خدا منو
واسه ی نوکری تو
یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من . . .

هلال خون ، مه خون ، ماه اشک ، ماه عزاست / عزای کیست ؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون ، شکسته پشت فلک / روانه خون دل از چشم آدم و حواست

ارباب خوبم / ماه عزاتو عشقه
ارباب خوبم / کرب و بلاتو عشقه

بر تمام خنده هایم خطی از ماتم بکش / پاک کن شادی ز دل جایش هزاران غم بکش
آنقدر وقتی نمانده تا محرم فاطمه / زحمت پیراهن مشکی ما را هم بکش . . .
ایام سوگواری امام حسین (ع) تسلیت باد

ﺩﺍﺭﺩ ﺳﻤﺎﻭﺭ ﺗﮑﯿﻪ ﺟﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ / ﺑﺎ ﻗﻞ ﻗﻠﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﭼﺎﻭﻭﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺟﺎﻧﻢ ﻓﺪﺍﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺕ ﺣﺴﯿﻦ / ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭼﺎﯼ ﺭﻭﺿﻪ ﺗﻮ ﻧﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

سالنامه ی عاشقان تنها یک برگ دارد که رویش نوشته اند :
“ کل یوم عاشورا ”

جانت بـه کویر تفتــه دریـا بخشید / هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید
با جلـوه ی کــربـلای عـاشـورایی / خون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . .

از بزرگی پرسیدند: زندگی چند بخش است ؟
گفت : دوبخش ، کودکی و پیری . . .
گفتند : پس جوانی چه ؟
گفت : به فدای حسین (ع) !

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند / با سَروَرِ آفتاب بیعت کردند
رفتند و به دریای ابد پیوستند / چون رود، به اصلِ خویش رجعت کردند

باز هم آب بهانه شد و یادت کردم / یادت افتادم و با گریه عبادت کردم . . .

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم
گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی !

 

 

 

 

 

 

 

 

زینب جان !
شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی ” حسین ” شدن تو بود !
و شرمنده تر آنکه ، تو بی” حسین” بمانی و ما حسینی نباشیم !

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !