پـَـ نـَـ پـَـ

به مامانم با تلفن عمومی زنگ زدم میپرسه:
مسعود تو هستی؟
میگم:پ ن پ یوزارسیوم بانوی من.

———————-

واسه نماز صبح پا شدم نماز بخونم
بابام برگشته میگه میخوای نماز بخونی
گفتم په نه په اقا خروسه سرما خورده قول دارم جاش صبح ها پا شم
قو قو لی قو قول کنم :d

———————-

رسيدم محل كارم ديدم گوشيم نيست!
مات و مبهوت كه كجا انداختم يادم اومد با تاكسي اومدم.
زنگ زدم به گوشيم نه بار طرف گرفته ميگه ا گوشي شما ديدم تو تاكسيم مونده.
رفتم ازش تحويل بگيرم به من نگاه ميكنه شما هم سوارتاكسيم شده بوديد!!؟؟
گفتم پ نه پ گوشيم رفته بود دور بزنه ديدم نيومد ديركرد تماس گرفتم ببينم كجاست.شما جواب داديد!.

———————-

پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ و زهرمار، سوار شو بریم… میگم کلانتری؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میبریمت لندن

———————-

خوابیده بودم بابام اومد بالا سرم گفت خوابیدی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ … یه هو بابام زد تو سرم گفت بگیر بخواب! این چرت و پرتا برا فیس بوکه

———————-

به دوستم میگم بیا با هم شعر بخونین میگه باشه . من میگم یه {توپ دارم} اون میگه قلقلیه. میگم پ ن پ مربعیه

———————-

رفتم رستوران شاندیز گارسونه میگه:
چیزی میل دارید؟
گفتم:پ ن پ امدم تو رستوران باکلاس بشینم واسه شهرت بازی.

———————-

رفتم باشگاثبت نام کنم مسئولش میگه:
می خوای ورزش کنی؟
میگم:پ ن پ می خوام ورزشکارهارو تشویق کنم.

———————-

رفتیم دیزی پزی دیزی بزنیم یکی امده میگه:
بکوبم؟
پرسیدم دیزیرو؟
گفت:پ ن پ تو سر خودم.

———————-

با مگس کش مگس میکوشم دوستم میگه:
میمیرن ؟
میگم:پ ن پ برای این که من ضایع نشم می افتن رو زمین.

———————-

با خانمم رفتم صحرا مارمولک رو دیده میگه مار مولکه!
میگم پ ن پ تمساحه مینی مایزش کردن،
یهو جیغ میزنه میگم ترسیدی
میگه پ ن پ ترسیدم بخوردت!

———————-

از بلبل می پرسند چرا چه چه میکنی پ ن پ میخوای واست ار ار کنم

———————-

امروز شلوغ کردم رفتم دفتر مدیر گفت بازم شلوغ کردی من چیزی نگفتم گفت خاک
تو سرت موقیت پ ن پ رو ازدست دادی میگم پ ن پ به دست اوردم

———————-

تو متــــــــــــــــــرو نمی دونم کدوم بی وجدانی پول بابام رو زده
داداشم برگشته میگه:یعنی کل پولا “هوتوتو”(پـــــــــــــــــــــــــــــــر)
میگم: پـــــــــــــــــــ نـــــــــــــــــ پــــــــــــــــ
طرف روش نشد رو در رو قرض بگیره برداشــــــــت دفعه بعد که اومدیم خودش
میـــــــــــــــــــــــــذاره سر جاش….

———————-

دارم با گوشیم پیام میدم، پسر داییم 9 سالشه (گودزیلا) برگشته میگه: موبایله؟
گفتم: پ ن پ ماشین لباسشوییه! دارم رخت چرک می شورم.

یک دیدگاه در "پـَـ نـَـ پـَـ"

  1. پوریا گفت:

    mer30 jaleb bodan

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !