متن های عاشقانه

بوسه یعنی وصل جانان وصل عشق

بوسه یعنی یک شدن در درس عشق

***************************************************

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز                        برامیدجام لعلت دردی آشامم هنوز

*********************************************************

به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر

که به مویم اثر از برف زمستان من است

بيا ساغي ، بيا ساغي

كه دل غمگين بگشت از بي وفايي

بيا ساغي

چه دردی در رهت داری

زندگی آرام است،

مثل آرامش یک خواب بلند.

زندگی شیرین است،

مثل شیرینی یک روز قشنگ.

زندگی رویایی است،

مثل رویای ِیکی کودک ناز.

زندگی زیبایی است،

مثل زیبایی یک غنچه ی باز.

زندگی تک تک این ساعتهاست،

زندگی چرخش این عقربه هاست،

زندگی مثل زمان در گذر است…

***********************************************

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست … اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی چیزیست شبیه یک حباب … عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد … کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!

**********************************************************************

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند

به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد.

گفتم به می عشقت کردی تو گرفتارم

گفتی تو شدی شیدا اما ز تو بیزارم

گفتم که سپردم دل بر زلف تو میدانی؟

گفتی که خمش بنشین هرگز نشوی یارم

گفتم ز دو عالم من داغ تو به دل دارم

گفتی برو از پیشم دیگر مکن آزارم

گفتم چه به سر داری بردار از آن پرده

گفتی نشوی محرم پنهان کنم اسرارم

گفتم به که گویم من غم های درونم را

گفتی که برو با تو هرگز نبود کارم

گفتم ز کوی تو امید کرم دارم

گفتی که نبینی آن بر جان تو رحم آرم

گفتم که نگاهم کن شاید که شوم آرام

گفتی برو ای عاشق نفرت ز تو من دارم

***********************************************

آنقدر بوسیدمش تا خسته شد…
خسته از بوسیدن پیوسته شد…
خواست تا لب بر شکایت وا کند…
لب نهادم بر لبش تا بسته شد…

*******************************

بوسه مگر چیست؟

فشار دولب این که گنه نیست چه روز و چه شب

*******************************************

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

*************************************************

هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن              یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن

گر چه به باغم ستاده ام نیست توان دیدنم            شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن

روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد                    وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن
دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو                   حلقه به در بزن مرا -عاشق در به در مکن

من که ز پا نشسته ام مرغک پر شکسته ام         زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن
گر چه به دور زندگی تن به قضا مهاده ام                آتشم این قدر مزن رنجه ام این قدر مکن

بوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو                       رنج فراق می کشد خون به دل پدر مکن

هر چه که ناله می کنم گوش به من نمیکنی         یا که مرا ز دل ببر یا ز برم سفر مکن

***************************************

شیشه ی پنجره را باران شست.

از دل من اما ٬

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ٬

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور٬

وای ٬باران ٬

باران٬

پر مرغان نگاهم را شست.

**********************************

بوسه ام را می گذارم پشت در

قهرکردی , قهرکردم , سر به سر

تو بیا , در را تماما باز کن

هر چه میخواهی برایم ناز كن

من غرورم را شکستم , داشتی ؟

آمدم , حالا تو با من آشتی؟

 

*************************************************


 

با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد
نشانم مي داد …
او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،
غرق شادي باشد ….
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است …!

 

 

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !