متن های عاشقانه

به ستاره ها خواهم گفت :
 
تا آن زمان که سحر میدمد،
 
بر جاده های شبت بتابند تا مسیر آرزوهایت بی نور
 
نماند…

هرچه میروم نمیرسم,

 
گاه با خود میفکرم

.

.

.

.

 
نکند من باشم کلاغ آخر قصه ها…

قلبم را درمجری کهنه ای قایم میکنم

در اتاقی که هیچ دریچه ایش نیست

از مهتابی به روی کوچه تاریک

خم میشوم

و به جای همه نومیدان گریه میکنم….

آه من حرام شدم….

 

 

گفته بودي دستهايم از خودم تنهاترند ،دستهايم مال آن تنهاترين دستان

تو

 

 

عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش رادیو پیامو روشن کنی ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره!!

از چه بنویسم ؟ امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می

کند ، مانده ام که از چه

بنویسم … از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی …

از چه بنویسم ؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و

کور است ؟

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

 

 

 

دل یک کلمس

یک کلمه که اندازه یه دنیاس

کلماتی که بعدش میاد همیشه سستی و ضعف و بیچارگیه

مثل

دلباخته

دلشکسته

ولی تو بیشتر وقتا اگه کلمه قبلش بیاد اینطور نیست 

مثل

سنگ دل

دریا دل

موندم تو کار این کلمات

انگار اینام میدونن تو این زمونه هر جا با دلت بری و دلت جلو باشه چیزی جز بدی و ضعف  نصیبت نمیشه

 

 

 

هنوز بدرود نگفتی
 دلم برات تنگ شده
چه بر من خواهد گذشت
 زمانی که از من دور باشی
وقتی تنهایی
به من بیندیش
 که من در رویای تو

شعر خواهم سرود

 برای چشمانت و دلتنگی
 

 

 

کاش می دانستیم که زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است

از تماشاگر اغاز حیات

تا به جایی که خدا می داند

 

 

 

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت

 کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت

کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست

با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت

کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت

کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !