متن روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری ؟
غافلگیر شدیم ، چتر نداشتیم ، خندیدیم ، دویدیم و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم .

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌ بینی‌ اش را کرده بودی، چتر آورده بودی ، من غافلگیر شدم ، سعی می‌ کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود . . .

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند ، حوصله نداشتی سرما بخوری ، چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری ؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم .
تنها برو !

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !