فک و فامیله داریم

بـه مامانم میگم : یه سوال کنم راستشو میگی ؟
میگه آره
گفتم : منو از پرورشگاه آوردین یا سر خیابون پیدا کردین؟
میگه : خفه شو جز جیگر گرفته! الهی زیر گِـل بری راحت شم از دستت! الهی سرب داغ بریزن تو حلقت دیگه از این حرقا نزنی

😐

دوستان….. دیشب واسه خواهرم خواستگار اومده داداشم برگشته به مادر پسره میگه خب حاج خانم شما تا حالا حج مشرف شدین؟؟؟ حاج خانمم شکست نفس گفت نه والاه خاک برسر من!!!! داداشم برگشته میگه نه ایشالله!!!!!!! (منظور یعنی ایشالله مشرف میشین!!!!) بعد مامانم اومده میگه مث اینکه غذا خیلی باب طبع حاج خانم نبود!! بابام رفته تعارف کنه مثلا میگه خب ایمان(خواستگار) تقصیر داره باید به ما میگفت حاج خانم چه غذایی براشون ضرر داره ما همونو درست کنیم!!!!!!!!!! ینی بقران دیگه باخنده پاشدم رفتم بیرون الان بابام قهره باهام!!1 خب پدر من سوتی نده چیکا کنم؟

آقا دیروز عمم اینا امده بودن خونمون من رفتم سلام دادم بعد امدم تو اتاقم بیزون نرفتم بعد 2ساعت دیدم در میزنند
من:کی؟!
فرهادم(داداشم8سالشه)درو باز کن
رفتم باز کردم امده تو درو می بنده
برگشته میگه الان تو اداب معاشرت بلد نشستی؟!
من:|
من:این که گغتی یعنی چی!!
فرهاد:نمی گی الان عمه میگه فرشاد معتاد انترنت
شده دگه دخترشو به من نمیدن!!!!
به خدا من همسن این بودم با قاشق کنار خونمون رو مکندم این دهه 80 فاجه هستن!

مامان من مث ادبیات نشانه داره که ادم بخواد تشخیص بده داره راس میگه یا میپیچونه مثال:{ادبیات:نشانه مفعول.(را)}
{مامان من:نشانه پیچونده.(نه)} مثلا میگم مامان تو این کارو کردی میگه {نه} این نشانه بارز پیچوندنشه

شما ها هم مث منید که وقتی خوانواده محترمه تو غذا دارچین,زیره,کنجد یا روغن زیتون میریزن به محض اینکه صدات در میاد میگی دوس ندارم .از هزار خاصیت و سرطان هایی که درمان کرده و نکرده حرف میزنن بخدا ادم میخواد بگه >>>خوردم باشه میخورم ولم کن خخخخخخخخخخخخ تو رو خدا چیکار کنیم؟نه شما بگید

نشستم فیسبوکم رو چک میکنم زنم اومده بغل دستم نشسته چهارچشمی زل زده به مانیتور بهش میگم صفحه شخصیه دنبال چی میگردی؟
میگه میخوام ببینم کی واست sms میفرسته
وجدانن کسی دیوار بتنی سراغ نداره؟

دخترداييم به داييم ميگه: باباجون ميشه فردانرم مدرسه؟اخه خيلي كاردارم!!!
داييم ميگه:خانوم اينم بچس توتربيت كردي مااونموقع جرعت نميكرديم جلو بابامون پامونودراز كنيم چه برسه فرداش غايب كنيم نريم مدرسه…
داييم:)))
منoo
دخترداييم:||
انيشتين******
يكي ربطشوواسه من توضيح بده؟؟؟
فك و فاميله با استدلال من دارم!!!!!!!!

آقا ….عموم دو تا پسر داره ک ب دیوارم رحم نمیکنن گازش میزنن.
ی روز اومدن خونمون منم واس اینکه خونه در آرامش باشه کامپیوتر رو روشن کردم تا بازی کنن.
دو دقیقه بعد(چشتون روز بد نبینه) از اتاق چنان صدایی اومد ک فک کردم یکدومشون ترکید
اومدم تو اتاق میبینم اون پسر عموم ک 3 سالشه صندلی رو انداخته رو داداشش میگه: می نه می نه
میگم دانیال چیشده.
میگه:فَ کامپاپه می نه(فرزاد کامپیوتر بهم نمیده)
کلا مخفف حرف میزنه
دهه هشتادیه دیگه
بچه غول داشت داداششو میخورد ب موقع رسیدم(^-^)

قابل توجه باباهایی که فک میکنن شلوار لی هنوز 20 تومنه:
الان دیگه به 20 تومن شورت لی هم نمیدن:دی

رفتـــم خونه بــابــابزرگم؛ داییـــمم اومده بوده ماشیــنمو تو حیاط میبینـــه!میــاد تو به خیالٍ اینکــه مــن خوابیــدم رو مبل و ملافه ام روم هستش! از رو مبــل میندازتــم پاییــن و میگه: تنٍ لش؟! خوابتــو میــاری خونــه مــامــانی؟!
یهــو بــابــابزرگم پخش میشــه رو پارکت!
منــم از همه جا بیخبر از دسشویی اومدم دیدم داییــم داره زمیــنُ گاز میزه و از بــابــاجون معذرت میخاد!
بعدش قضیه رو گفته بــابــاجون میگه: دیدی امیـــر؟! مــن پیش مرگــت شدم حالا بیا رگ گیــریم کن پســرٍگلــم! به داییم میگــه: سببٍ خیــر شدی علیـــرضا؟!
یعنـــی فــدا هرچی بــابــاجونٍ جیگـــرٍ بشم مــن!
بــابــابزرگـــه فرصت طلبـــه داریـــــم؟

با پدرم رفتیم دکتر قبل اینکه بریم پیش دکتر گفت اگه دکتر امپول داد نترسید.وقتی رفتیم پیش دکتر به پدرم امپول داد ……. بهش گفتم حالا مثل یه بچه خوب میریم امپول میزنی ….حالا ازما اصرار از اون انکار بعد ما را تو بیمارستان دمبال کرد برد

نشستم دارم با خواهرزادم بستنی چوبی میخورم دودقیقه رفتم برگشتم دیدم بستنی رو رواتیش شومینه نگه داشته میگم چی کار میکنی کره خر میگه ابزی=عوضی-اخشال=اشقال دالم بستنیمو کباب میکنم دیده
من:-X
اون:-)

دختر عمم 8 سالشه اومدن خونمون در رابطه با تهیه کننده مستندهای نشنال ژئوگرافیک صحبت میکرد.من تا 15 سالگی جلو پنکه صدای اورنگوتال در میاوردم اطرافیانم تشویقم میکردن.

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !