دلنوشته 2

بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است دلم میخواهد حسادت کنم به خودم

چشمانم به نگاهت حسودی می کنند

و نگاه مشتاق و تشنه تو

به دستان گریزان من

ناگسستنی است..

چقدر خستگی ناپذیرست…

آشوب نگاه تو..

اگر “تو” را امتحان میگرفتند،

بی شک من

رتبه اول میشدم

بس که تکرار کردم

نامت را در مرور خاطرات!

برای توووووووو ……..

برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم . . .

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی

بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است

دلم میخواهد

حسادت کنم

به خودم….

نمیدانی

چطور گیج می شوم

وقتی هرچه می گردم

معنی نگاهت

در هیچ فرهنگ لغتی

پیدا نمی شود … !

کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند

انگار در پس تنهایی

انگشتان آشنایی ساز مرا می نوازد

به وسعت لبخند آهنگین می شوم …

نت های آرام ، کوتاه و مداوم …

لحظه دلنشین می شود

آرام می شوم

….

و چه آهنگِ زیباییست

این آهنگِ بودن و نبودنِ تو …

بدون سیب

کاشف جاذبه می شدم،

تنها اگر :

من و تو و نگاهـــــــــــــــــــــ ــــت،

قبل از نیوتن بودیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــم

یک دیدگاه در "دلنوشته 2"

  1. sara گفت:

    هییییییییییییی بد نبود

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !