داستان کوتاه پسرک وظیفه شناس

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد ، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد . بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد !

پسرک پرسید : خانم ، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید ؟

زن پاسخ داد : کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

پسرک گفت: خانم ، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد !

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است . .  .

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد :  خانم ، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم ! در این صورت شما در یکشنبه زیبا ترین چمن را در کل شهر خواهید داشت ! مجددا زن پاسخش منفی بود !

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت ، گوشی را گذاشت .

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت : پسر . . . از رفتارت خوشم آمد ؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم !

پسر جوان جواب داد : نه ممنون ، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم . من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند . . .

5 دیدگاه در "داستان کوتاه پسرک وظیفه شناس"

  1. lovely می‌گه:

    qashang bud damet jiiizzzzzz

  2. علی می‌گه:

    لااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایک عالی بود
    علی هستم 09308922449

  3. دخمل باباییییی می‌گه:

    جالب…منم دخمل بابا هستم پراید

  4. دختر کاراته باز می‌گه:

    خیلی جالب بود هرکی بگه خوب نیس بیاد جلو مبارزه

  5. atefeh می‌گه:

    اوووووخـیـــــــــــــــــــــــــــــی خیلی اشنگ بود

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !