داستان عاشقانه و غمگین بی وفایی

همیشه میگفت : تو خوشگل ترینی تو بهترینی ، چشمات حکم یک قرص آرامش بخش رو واسم داره . . .

آغوش پر مهرت رو با هیچ چیزی تو دنیا عوضم نمیکنم بانوی دوست داشتنی من . . .

آره اون راست میگفت من خیلی زیبا و تو دل برو بودم اما این روزگار حسود زیباییمو ازم گرفت .
پس از بارها دکتر رفتن و آزمایش دادن فهمیدم که سرطان خون دارم :(
اما دنیا رو سرم خراب نشد چون میدونستم عشقم همیشه باهامه و یه تکیه گاه امن برای غلبه بر مشکلات . . .

هفته ای یک بار شیمی درمانی م میکردند !
موهای سرم رو از ته زده بودن ، ابروهایم کم پشت شده بود و پوست صورتم زرد رنگ . . .
اون دیگه کمتر بهم زنگ میزد و کمتر میگفت که بیا همو ببینیم .
یه روز دلم خیلی گرفته بود . رفتم به همون بوستان همیشگی ، جایی که همیشه توش با هم قرار میزاشتیم . نای ایستادن نداشتم ، روی صندلی نشستم .
لبخند تلخی روی لبانم بود , هر کس چهره ام رو میدید سری تکان میداد و از کنارم رد میشد . حالم از این نگاه های ترحم آمیز بهم میخورد . . .

از دور دختر پسری رو دیدم که با هم قدم میزدند. ناگهان بدنم یخ زد . . .
پلک هایم قدرت تکان خوردن نداشت ، بار دیگر نگاه کردم .
عشق من دستاش تو دست یه دختر دیگه بود . . .
او با آن دختر بلند بلند میخندید و من آرام آرام میگریستم .
اون موقع بود که همه دنیا روی سرم خراب شد .
کسی که یه روزی همه کسم بود اما حالا . . .
ابر نیز بغضش ترکید ، آن می بارید و من می باریدم ! گویی مسابقه گذاشته بودیم !
عشقم تموم احساس منو به زیبایی آن دختر فروخت . . .
منی که یه روز از نظرش زیباترین بودم . . .
حالا  من ماندم با کوله باری از تنهایی و غم . . .
تازه میفهمم معنی گریه ی ابر را !
آری در کوچه ی عشق ، ” بی وفایی ” بیداد میکند . . .

3 دیدگاه در "داستان عاشقانه و غمگین بی وفایی"

  1. NAZANIN گفت:

    KHEILI GHASHANG BOOD MANAM HAMCHIN HESSI DASHTAM OONGHADR HALAM BAD SHOD KE AREZOO MIKARDAM BEMIRAM AMA HICHVAGHT OONO PISH OON YA SAMIMI TARIN DOOSTAM NEMIDIDAM VAGHTI BE IN FEKR MIKARDAM KECHEGORI EHSASAMO BA TAMAM VOOJOD BARA DOOSTAM TARIF MIKARDAM OON BA OON PESARE MANOO MASKHARE GIR AVOORDE BOODAN DELAM MIKHAD BOKOSHAMESHOON KHODA IN BALARO SAR HICH KASI NIARE BA IN OZA KE PISH MIRE ADAM ASAN NABAYAD BE CHESHMASHAM ETEMAD BOOKOONE DG ESHGH MORDE AGE ASE ADAMA SOOD NADASHTEH BASHI VELET MIKONAN RASTI SITET KHELI ALI BOOD

  2. پرهام گفت:

    اینجاس که میگن:
    تا قیامت هم خیانت کنم باز حسابمان پاک نمیشود ! ! ! !

  3. Hojjat گفت:

    من اين داستان و خيلي دوسش دارم از اين نامردي ها زياد تو اين دورو زمونه هست خيلي

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !