خاطرات خنده دار

چند سال پیش تو جمع دوسستان داشتم بایکیشون بحث میکردم اون هی میگفت حرفات متناقضن تناقض دارن یه دفه بش گفتم تو اصلا میدونی تناقض یعنی چی دیدم بنده خدا بدجور رفته تو فکر سرمو بلند کردم دیدم همه دارن به سلولای خاکستری مغزشون فشار میارن آقا تو اون جمع به جان خودم از تک تکشون پرسیدم تناقض یعنی چی هیجکس بلد نبود دچار یاس فرهنگی ادبی معنوی شدم

 

یادتونه از این خط کش شکل دار ها میخریدیم دو روز سالم بود.میذاشتیم تو کیف ، بعدش میدیدیم به پنج قسمت نا مساوی تقسیم شده !

عروسی پسرعموم بودش چن روز پیش! یه عمه دارم خونش کرمانشاس، این دختر پسراش کردی می رقصن درحدٍ کهکشانٍ راه شیری!!!
هیچی 4تاشون رفتن دستٍ عروس دومادو گرفتن کردی برقصن! یعنی بگم همه واساده بودن نیگا اینا دروغ نگفتم آقا همه گوشی به دســت! بیچاره پسرعموم اصن رقصٍ کــــــردی بلد نی مثٍ خودم!!
هیچی از اون حرکت تکنیکیا اومدن پیاده کنن عمه زاده هایٍ بنده! یهو دوماد کله پا شد، بـه بـه! دستش خورد به عروس ! عــــــــــــروسم کله پا شد!!!!
یعنی کلٍ تالار فقط ملت بود که میخندید!!
اگه یه هم چین بلوتوثی واستون اومدش، در جریان باشید، پــــســـرعمـــو بنده هستش!!
بلوتوثش داغٍ داغٍ!! کلٍ تــهـــران پارس و تجریـش دارنش!!!
خخخخخخخخخ!!

 

بچه که بودم وقتی میخوردم زمین یکی میومد کمکم کنه بلند شم خودمو میزدم به فلجی و میافتادم رو زمین که یارو رو مجبور کنم بغلم کنه….

 

اعتراف میکنم اولین بار که تو عمرم تقلب کردم سال اول ابتدایی سر امتحان ریاضی بود :دی
پیس پیس (من خطاب به جلوییم)
گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش ؟
جلوییم : چپ
من : چپ کدوم طرفه ؟
😐
:))

 

بچگیا یه بار یه کاست قدیمی رو برداشتم صدای خودمو روش ضبط کردم همش هم شر و ور میگفتم (عین جملاتی که گفتم اینان: لاک پشت ها افسرده شدن… گوسفند ها چاق شدن … (عرعر میکردم)…صدای حیوون های مختلفدر میاوردم…) چند سال بعد داشتیم میرفتیم شمال بابام همون کاست رو پیدا کرده بود و آورده بودش تو ماشین.
تصور کنین چی شد!
تا حالا تو عمرم اینقدر ضایع نشده بودم
مامانم چشاش اندازه پیاله شده بود خواهرمم شاخ درآورده بود
حالا بابام تیکه مینداخت: این صدای kk نبود از اولش رو کاست بود من قبلا گوش کردم!!
هر وقت پر رویی کنم خواهرم میگه برو عرعر کن صداتو ضبط کن!!!

 

10-12 سالم بود خونه عموم بودم(خونه روبرومون). عموم رفت دستشویی منم رفتم در رو از بیرون روش قفل کردم و فرار کردم. 4-5ساعت بعد زنگ خونمونو زدن رفتم تا درو باز کردم عموم یه کف گرگی خوابوند در گوشم پخش شدم تو حیاط. نگو بدبخت از اون موقع مونده بود تو دستشویی!!!!
همه میگن کرم دارم گویا راست میگن!

 

باباي من بازرس اداره بهداشته يبارواسه تحقيق درباره پشه هاي مالاريارفته بود مآموريت من كلاس اول بودم معلممون گفت فردابابات بگوبيادمدرسه منم گفتم نيستش گفت كجاست گفتم رفته پشه بگيره.
من:/
معلممون:-S
بابام:@
پشه ها:-)
سازمان بهداشت جهاني;-)
خاله شادونه:-S

 

امروز واسه اولين بار داشتم تايپ ميكردم يهو يادم اومدم زبان ويندوز رو چك نكردم كاملا مطمئن بودم ك أوني نيست ك من ميخوام تا سرو بالا اوردم …. باورم نميشد اين بار خودش بود لج نكرده بود
يك خط ديگه ك تايپ كردم برقا رفت!!!
من:/
اديسون:/
كيبورد:/
برق:/
زبان ويندوز:))))))
بايد ميدونستم كأسه اي زير نيم كاسس
 

آقا صبح رفته بودم پول تلفنو برق رو پرداخت کنم
رفتم پست بانک تو صف بودم که دیدم یکی رفت داخل کابین تلفن زد من از ساعت 10تو صف بودم تا 11:30 او خانم توکابیین بود که به صاحب هونجا گفتم یه لیوان آب به او خانم بدید گلوش خشک شده کل صف تو بانک از خنده مرده بودن!

 

یکی از دوستام تعریف می کرد: وقتی از مدرسه میومدم خونه با نون یه قیف درست می کردم توشو پرماست می کردم می خوردم.آقا یه روز اومدم خونه هیشکی نبود تا قیفه رو درست کردم ماست ریختم زنگ خونه رو زدن رفتم دیدم حاج آقای محله س! یواشکی قیفو گذاشتم تو جیب شلوارم اینم هی وایساد حرف زد هی حرف زد! آقا این قطرات ماست مثه شکنجه زندان ابوغریب روی پای من سر می خوردن و می رفتن پایین. هیچی دیگه وقتی رفت دیدم از پاچه شلوارم ماست زده بیرون. اینا همش یه طرف سرکوفتای مامانم یه طرف! مونده بودم چیجور توجیه کنم این شاهکارو…

 

ابتدايي كه بودم ، 25 صدم كه كم مي شدم ، سيل اشك بود كه جاري مي شد. حالا معلم پنجم ابتدايي اومد در گوشي تو كلاس بهم گفت امتحان ترمتو 15 شدي. آقا من تا آخر كلاس و گريه كردم و معلمه درس مي داد. آخرش اومد گفت : شوخي كردم ، وقتي گريه مي كني دماغت قرمز مي شه خوشم مياد !!!!!!!!!!
تا عمر دارم نمي بخشمش!

 

اقا امروز با خواهر و خواهرزاده هام رفتیم بازار. توی یه مغازه لباس فروشی بودیم پر از مشتری یهو فروشندهه توجش جلب شده به دوقلو هامون برگشت بهم گفت اینا دوقلو هستن .گفتم بعله.دوباره نگاه کرد برگشت گفت اینا واقعا دوقلو هستن. گفتم بعله عاغا دوقلو هستن.باز نگاهشون کرد دوباره پرسید نه واقعا اینا که شبیه همن دوقلو هستن.میگم اقا یعنی چی هستن دیگه.
برگشته میگه اینا ک دوقلو هستن با هم خواهرم میشن؟؟ دیگه من موندم چی جوابشو بدم..
من:0
خواهرم:(
فروشنده ها:))))
.بش گفتم.برو توی سایت جک جوابتومیگیری …
خواهشا جواب این عاغای مهطرم رو بدید

 

جلسه ی اول این ترم، استاد برنامه سازیمون داشت درباره ی بچه ها ازشون سوال میکرد (برا آشنایی) که مثلا ترم چندمی؟ بچه کجایی؟ چه رشته ای میخونی؟ و از این حرفا. بعد اومد از من یه چندتا سوال پرسید. بعد گفت شما کجا میشینین؟ منم گفتم رو مبل، رو فرش، رو صندلی! هر جا که راحت باشم!
نامرد از کلاس بیرونم کرد!
کسی نمیدونه چرا؟ مگه دروغ گفتم؟!!!

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !