خاطرات خنده دار

یکی از فامیلامون فوت کرده بود زنش سر قبرش داشت خودشو میزد یهو یه جیغ زد دندون مصنوعیش از دهنش پرید بیرون یهو با یه حرکت رعد آسا تو هوا گرفتش و گذاشت تو دهنش و دوباره گریه و زاری!!!!!!
یعنی من سر قبر داشتم میمردم از خنده ولی خودمو نگه داشته بودم و رفته بودم رو ویبره:))

 

آقا این دیگه آخر خاطرس
8 سالم بود و روز معلم شده بود ورفتم خونه به مامانم گفتم برا روز معلم چی کادو ببرم؟
مامانم داشت نون درست میکرد 10 تاشو گذاشت تو بخچه(به جان خودم راست میگم) گفت ببر برا معلمتون!!!!!!!
منم بردم مدرسه دیدم همه دارن کادو و گل میدن و من نون!!!!!!منم ندادم که ضایع نشم:((((((
کلا احساس کردم تو روستا هستم:)))))))

 

با رفيقام رفته بوديم بيرون بعد يه دختره قد بلند و هيكلي از روبرو داشت ميومد
يكي از دوستام بلند طوري كه دختره بشنوه گفت بچه ها اين غوله مرحله اخره بكشمش ديگه بردم
دختره ازمون رد شد يه دفعه صداي داد دوستم بلند شد
برگشتيم ديديم دختره با پا زده تو كمرش تازه دختره ميگفت بيا بكش كه برنده شي ديگه
ميتوني بيا جلو
اقا صداي خنده ي ماها بود كه خيابونو برداشته بود
اخه دختر به اين باحالي
ماها D:
دوستم 🙁
دختره :@..

 

اقا ما يه خواهر زاده ي 3/4 ساله داريم
چند روز پيش كه داشتم مطالب 4 جوك رو ميخوندم اين بچه اومد كنارم نشست
بعد چند دقيقه ديدم با فاصله ي چند ثانيه زل ميزنه تو مانيتورو دست تكون ميده
منم با تعجب هي نگاش كردم
اخرش فهميدم اين بخش سايت هستا كه نوشته فالو طالع بيني بغل دسته اون كه نوشته بيا فالت بگيرم يه شكلك هست كه دست تكون ميده.اين بچه برا اون دست تكون ميداد
يه لحظه انققققققد دلم به حال مغز فندقيش سوخت كه خواستم اشك بريزم
خواهر زاده ي كند ذهنه من دارم بخدااااااا

 

امروز ظهر رفتم دخمل یکی از دوستامو از کودکستان ببرم خونشون…
رفتم دم در,در زدم گفتم دخمل فلانی رو بیارید ببرمش.
دختره آوردش گف بفرمایید!
منم با کلی اعتماد ب نفس گفتم قابلی نداره!!!
دختره:!*!+=)
من:*&^^!
دخمل دوستم:((00))

 

تلوزیون داشت تبلیغات سیم کارت جدید رایتل و نشون میداد.(ارتباط تصویری)
مامانم دیده همدیگرو میبینن میگه:
دیگه از این به بعد هرکی زنگ بزنه اول روسری سر میکنم!!!

 

+من و -دختر خالم :
-سلام عزیزم
+ سلام
-عزیزم من هرکار میکنم نمیتونم برم تو سایت دانشگاه نمره‌مو ببینم.به نظرت چی شده؟
+ مرورگرت اینترنت اکسپلورره؟
-نه فک کنم Adsl باشه
+ عزیزم مرورگر که اون نیست.منظورم اینه وقتی کانکت میشی با چی میری تو صفحه‌ای چیزی؟
-آها خوب با اینترنت دیگه
+ وااااا! منظورم اینه رو چی کیلیک میکنی؟
-خوب از اول بگو. رو دسکتاپ!
+ 😐 فک کنم کامپیوترت خراب شده باید یکی دیگه بخری.خدافض

 

با رفیقم تو مترو نشسته بودم دیدم یه پیرمرده وایساده.
به رفیقم گفتم: پاشو بزار حاجی بشینه…
یهو یه پیرمرده دیگه زد پشتم گفت: توام پاشو بزار من بشینم!!!

 

سوار تاکسی نشسته بودم ؛ خواستم سیگار روشن کنم خیلی مودبانه به راننده گفتم: جناب می تونم سیگار بکشم ؟ (خواستم اجازه بگیرم)
یه نگاه تحقیر آمیز بهم کردو گفت : یعنی نمی دونی می تونی سیگار بکشی یا نه ؟ از من می پرسی می تونی سیگار بکشی یا نه ؟ )-x

 

یادش بخیر بچه بودیم میرفتیم مغازه خرید تو راه یا یادمون میرفت چی میخواستیم بخریم یا پولمون گم میشد:))))

 

وقتی بچه بودیم با سه چرخه مسابقه میذاشتیم. اهمیت مسابقات در حد مسابقات فرمول ۱ بود جوری که من خیابون رو خلاف میرفتم پایین.وضعیت مغزی در حد جلبک بود یادش بخیر.خخخخخ

 

اومدم تو پذیرایی میبینم داداشم زل زده به پیتزاشو شعر شادمهرو میخونه:
تمام تو سهمه منه ..
منو میگی 😐
داداشم=))

 

یه رفیق دارم از اقتصاد هیچی حالیش نمیشه! وقتی پنج دقیقه باهاش بحث اقتصادی میکنی، فقط فعل های جملات رو می فهمه! در این حد!
حالا رشته اقتصاد دانشگاه تهران قبول شده!!!!!
کار دنیا رو ببین!!!

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !