خاطرات خنده دار

مادرم تو خونه داد زد و گفت كدوم الاغي ميوه خورد ظرفو نشست من:بابا بابا
مادرم:|
پدرم:((((
من:)))

“““““““““““

یبارم به دعــــوت دوستان تو یه همایش شرکــت کردم
وسط برنامه بهـــــم گیر دادند که میکــــروفونو بگیر برو روی صحــــنه هر آیتمی که دوســـــت داشتی، اجــــرا کــــن
هیچــــی دیگه مام رفتــــــیم رو سن میکرفونو روشن کردم
من: خب قبل از هر چیز میخواســــــــتم خیر مقدم ارض کنم حضــــــــورتونو تو این همایش
و بعـــــدم دلیل اینکه من الان اینجا حضــــور دارم اینکه ما امشــــــــب به قید قرعه به یکـــــــی از عــــزیزان حاضر در همایــــش یه دســــــتگاه اتومبیل اهدا خواهیم کرد
فقط
فقط کافیه شمـــاره پشت صندلیتونو به شمــاره پیامک 30021 ارســــــــال کنید
عاغا ملتــــو میگی همچی برمیگشتن این ور اونور صندلیا رو چک میکردن که نگو
یه 1 دیقه ی که گذشــــــــت هیچـی پیدا نکردن
منم ریلکـــــــس تو میکرفون گفتم: لـــیدیز اند جتلمنز شـووووخـــــی کردم باوا نکشین خودتونو
یهووو یکی ا اون تـــــه برگشت گف مگــــه نیای پایین بچـــه سوسول من میدونمو و تو
یکی دیگه از اون طرف یه پوست پرتقال پرت کرد بم مام جاخالی دادیم بخیر گذشت:دی
یکی دیگــــــــــشونم برگش گف: جوجه فشن تو اون بالا چه غلطی میکنی عاخه؟؟؟؟
هیچـــی دیگه هرچـــی میومد دستشون پرت میکردن طرف من
منم با یه نگاه معصومانه ا تو میکرفون گفتم:
»»»»غلــــــــــــــط کــــــــــــــردم«««««

“““““““““““

شرکت بودم دیدم خواهرم داره زنگ میزنه
گوشیو برداشتم دیدم با حالت آه و نـــــــــاله داره میگه آآآآآآآآخ مرررردم علیـــــرضا
تصادف کردم بیمارستانم با بابا بلند شو بیا فلان بیمارستان، حتـــــــــــــما با بابا بیای
هااااا ممکنه بخوان عملم کنن احتیاج باشه رضایت بده!!!!!!!!!!!!!
آقا مارو میگی مثل اسفند میپریدم بالا پایین اصلا نفهمیدم راه شرکت تا بیمارستان که
45 دقیقه طول میکشرو چجوری 10 دقیقه ای رف
تم، به بابام هم گفتم اونم بنده خدا
انگار فانتوم سوار شده باشه خودشو رسوند بیمارستان…
رفتیم دیدیم دارن از خواهرم “ام آر آی” میکنن یه پسره هم وایساده بیرون اتاق تا بابامو
دید افتاد به پای بابام که آقا ببخشید نفهمیدم، من تصادف کردم با دخترتون بابای ما هم
نه گذاشت نه برداشت زاااااااارت گذاشت تو گوش پسره…
همه این جریانات گذشت و خواهر ما هیچیش نبود دکترا گفتن سالمه هیچیش نیست!!
2 هفته بعد دیدیم پسره اومد خواستگاری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاشف به عمل اومد خواهرم با این پسره که الان دومادمونه دوست بوده بعد این کارو کردن
که منو بابام با پسره آشنا شیم نگیم چرا دوست پسر داشتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی 1 دونه آدم سالم دورو بر ما نیست همشون خدارو شکر خولو چلن والاااااااااااااااا…

“““““““““““

شر بودن و شوت بودن چقدر با هم فرق دارن همین قدر بگم که یکی از فامیلهای ما برای اینکه بفهمه چقدر بنزین تو بشکه هست کبریت انداخته توش و همین باعث شد که از اتیش بترسه و دفعه ی بعد انگشت کنه تو هلدر لامپ و زمانی که فهمید برق هم خطرناکه ” با ترقه ور رفت و ترقه تو دستش ترکید اما در کمال تعجب به جون خودم الان از منم سالمتره …

“““““““““““

عاغا بچه که بودم (هنوزم هستم با اجازتون) یکی از تفریحات کاملا سالم بنده (:دی) این بود که وقتی برق محلمون میرفت،با دوستام میرفتم زنگ خونه ها رو فشار میدادم و چسب نواری میزدم روش.
بعدش که برق میومد انگار تو محله عروسی به پا شده بود… خخخ
اصن یه وضی….!!!!!
البته در این میان ساکنان محله چند فحش درست و حسابی هم نثار بنده و دوستان می کردند… بیخیال …. !!!!
شما هم میتونین اون قلبه(بهش میگن لایک :دی) که اون بالاست رو بکوبین.انگار منو زدین درب و داغون کردین…

“““““““““““

دوستانی ک از دست دهه هشتادیا شاکیَن….. انتقامتونو از ی دهه هشتادی گرفتم:دی
خواهرمینا اومده بودن خونمون بعد دختر 8 ساله داره.. این بعد از ظهر خوابیده بود تو اتاق من مامانش با مامانم رفته بودن بیرون
رفتم ی دستمال کاغذی اوردم کردم تو گوشش.. دیدم اثر نداره.
یکم بعد یه لگد زدم داد زدم: بیتا خونه اتیش گرفته !!
اقا مث مرغ بلند شد دوید خورد دیوار نشست گریه کرد :دی
بعد مامانم اومد ی فصل منو زد |:
از ترسش شبا خواب ندارم :دی
دست به دست هم دهیم به مهر… دهه هشتاد را کنیم ذله
مخلصیم

“““““““““““

مترو یهو ترمز زد یکی گفت واسه چی اینجوری می کنه؟ بغلیش گفت حتما دوچرخه پریده جلوش بعدم پاره شد از خنده، به هر حال اوضاع خوب نیست

“““““““““““

چن وقت پيش خيــــــرِ سرمون اومديم با تاكسى ( اَ اين خطيا ) بريم محل كار،هيچى ديگه نشستيم تو تاكسي و سه نفر ديگه هم مسافر زد و خلاصه راه افتاد آقاي راننده ى محترم
همينجور كه داشتيم ميرفتيم تو يه بلواري بعد صحبتهايي فرمودن كه كمي جلوتر يه بونكر سيمان با دو الي سه خودرو ديگه تصادف شديد كردن و خلاصه اين ترافيك سنگين واسه خاطر اونه!عاغا هميجور رفتيم و رفتيم اين خيابونه تموم شد دريغ اَ يه خط ترمز و آثار تصادف…
حالا ما كه فهميديم ايشون كلاً حالش خوش ني و كلاً جلو تشريف دارن برگشتيم ازش سوال كرديم عاغا اين تصادف كه ميگفتين كو پَ ؟!؟! (•_•)
يه كاره برگشته جلو سه تا آدم عاقل و بالغ ميگه : اِ رد شديم،نديدين!!!!؟
يعني جايز بود با جُف پا اَ تاكسي شوتينگ كنيم بيرون مرديكه ي لاف زنِ شيرين عقل رو …!؟

“““““““““““

بابام از این دستگاها که نشون میده خونه گاز مونوکسید و سرب و از این چیزا داره یا نه خریده و زده به دیوار(استانداردش باید عدد زیر پنج نشون بده) که عدد سه رو نشون میداد!آقا من کرمم گرفت رفتم یا هااااااااا اساسی کردم بهش دیدم تا هفت هشت رفت بالا!بعدش بابام رفت ها کرد دیدم رفت رو چهارده و صدای بوقش دراومد!یعنی یه وضعی بود واسه خودش
به این نتیجه رسیدم که هرچی آلودگی تو خونه هستش از صدقه سر خودمونه!

“““““““““““

دیروس ی پورشه پیدا کردم نمیدونستم چی کارش کنم اولش با خودم گفتم باداشتن این ماشین دست رو هر کی بذارم باهام ازدواج می کنه اما ی کم که فکر کردم دیدم مال حروم از گلوم پایین نمی ره انداختمش صندوق صدقه.

“““““““““““

دیروز از مغازه داشتم میومدم خونه تو راه چند تا پسر بچه از این دهه هشتادیا به سرعت از پیش من گذشتن یهویی یکیشون برگشت گفت : بچه نه دزدنت
من:)))
بچه:(((((((((((((
کلا دهه هشتاد :)()()()()()

“““““““““““

به جان خودم راست ميگم!
دختر عمه ام برگشته به مامانش ميگه مامان چرا بلوتوثت روشنه؟عمه ام با اعتماد به نفس كامل ميگه خب اگه روشن نباشه كه اس ام اس نمياد،يهو كل فاميل با هم رفتن رو هوا!
عمه ست ما داريم؟؟؟

“““““““““““

زبان گوشیم عربی هست به دوست دخترم فرستادم جطوری کلم (منظورم گلم بود)
برگشت گفت کلم جد و آبادته
یکی نیس به این بفهمونه منظورم چی بود؟؟؟؟؟
اما خداییش از کلم هیچی کم نداره
هه هه هه

“““““““““““

غاغا یادش بخیر دوران مدرسه ما دهه شصتی ها
تو امتحان 2 گرفتم واسه اینکه گندش در نیاد خواستم جلوش 0 بذارم رفیقم گفت همه میدونن عرضه بیست گرفتن نداری جلوش 1 بذار تابلو نشه
منم اشتباهی پشتش گذاشتم به جای 12 نمرم شد 21 گندش در اومد و کتکو خوردیم هم از بابام هم از معلم
من ……….
بابام ………….
فیثاغورث !!!!!!!!
همه (….)

4 دیدگاه در "خاطرات خنده دار"

  1. لیدا گفت:

    جالب بود بخصوص اون ک بلوتوثش روشن بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

  2. javas گفت:

    salam azizam mer30 ke labkhand be labhaye adamaye ghamgini mesle man hedye mikonid mer30 az lotfeton omidvaram labhaton hamishe labriz az khande bashe bos bos

  3. محمد گفت:

    این آخریه سر منم اومده بود ولی در کل همه با حال بودن دمتون جججججججججججججججییییییییییییییییییززززززززززززززززززززززز

  4. یاسمن گفت:

    سلام عالی بود اگه میشه دوباره از این مطالب بذارین . مرسی

پاسخ دادن به یاسمن