جوک جدید

هیچی به اندازه پس گردنی زدن به یه پسر بچه 14-15 ساله ی با ادب واسه تمدد اصاب مفید نیس!

 

راستی بچه ها کسی میدونه اسم پدر پسر شجاع قبل از تولد پسر شجاع چی بوده؟

 

دقت کردین بعضی حیوانات چه نقش کلیدی دارن توی ادبیات ما؟
مثلا همین سگ چقدر کاربرد داره
به چند تاش توجه کنین
از سگ دو تا بوق سگ کار میکنم
یارو مثل سگ از زنش میترسه
محل سگ بهش نذاشتم
جون سگ داره
عین سگ و گربه افتادین به جون هم { با تشکر از نقش گربه در تکمیل این جمله }
با اون اخلاق سگیش
نذار اون روی سگم بالا بیاد
و انواع بد و بیراه که با استفاده از کلمه سگ با دیگر کلمات حاصل میشه

 

 

به نظر شما این فیل که بالای صفحه چارجوک ابنطوری زل زده با ما کار و زندگی نداره؟ گشنش نمیشه ؟ دستشویی نمیخواد بره ؟
خو لامسب چی میخوای از جون ما ؟ نکنه تو هم میخوای مثل بقیه گیر بدی که چرا دوباره اومدم چارجوک؟
باز داره نگا میکنه

 

 

من الآن درست سه هفته میشه که مردم….
یکی بیاد به پدر من بگه بابا تو که عشق خاموش کردن داری بیا لااقل این پنکه سقفی رو بعد از سه هفته خاموش کن روح پسرت توش گیر کرده!

 

 

بـد تـرین متـلک به یـک دختر : گـلابـتـون!! پـشـت کـــوه چـه خـبر؟
عـواقـبـش پـای خودتـونـا! :))

 

زیرنویس یه شبکه ماهواره ای داشته باش:
به نظر شما کدام برای یک خواب راحت مفید است؟
1-کتاب خواندن
2-حمام رفتن
3-قرص خواب
4-اسم محصولشون رو گفته بود
روزانه به 20نفر از کسانیکه جواب درست را بدهند محصولشون رو بطور رایگان جایزه میدن ……….
هنوزم که هنوزه وقتی یادش میوفتم میرم تو هپروت

 

 

ای کسانیکه لایک نمیزنید بدونین که من اصلا از این کارتون ناراحت نشدم
حالا خوشحال هم نیستم
اما ناراحت هم نیستم..

 

 

بعد از گذشتن حدود دو ماه از اول زندگیمون همه منتظر بچه بودن و وقتی ناامیدشون کردیم این عکس العملها رو نشون دادن
دوستم : یه دکتر خوب سراغ دارم فلان جا
همسایمون : من هم هر شب براتون دعا میکنم مشکلتون حل شه
اون یکی همسایمون : اصلا نگران نشین علم توی این زمینه خیلی پیشرفتها داشته
اون یکی دوستم : به موسسه رویان توی یزد سر زدین؟
مادر بزرگم : خدا دری به روتون باز کنه
پدرم : دیدی با این کارت نسلمون منقرض شد؟
نظر شما چیه؟

 

 

کیا یادشونه بادکنکمون که میترکید یه تیکه برمیداشتیم میذاشتیم رو استکان باهاش آهنگ میزدیم خیر سرمون…
تفریح بود ما داشتیم؟؟؟

 

 

بخاطر گروني آدامس ،خوردن پياز تو خونمون ممنوع شده!

 

 

ملاک خارجی ها برای خرید ماشین :
آیـنـه بـغل هـا دارای بخـارگـیر باشد
صـندلی ها راحتت باشـند
مجـهز به جی پی اس باشـد
و…
ملاک ایرانی ها برای خرید ماشین :
آقا اول بگو چقد تخفیف میدی ؟ 😐
چندتا رفـتـه؟
مصرفش چـقـده؟
آمـپـیـلی داره یا نـه؟
ارتـفـاع خـورده ؟

 

 

یادش بخیر …
قدیما بهشون می‌گفتن سیا‌سوخته ، لاغر مردنی.!
حالا علم پیش‌رفت کرده …
بهشون می‌گن داف 😐

 

 

اینقد فیسبوک رو ملت تاثیر گذاشته که پسره کارنامه‌ش رو به باباش نشون می‌ده می‌گه اکه نکته شو گرفتی بکوب چَک رو :))

 

 

سه تا مرد مست سوار تاکسی شدن…
در رو که بستن ، راننده دید خیلی مستن ، سریع ماشین رو روشن کرد بعد زود خاموش کرد گفت:
مسافران عزیز رسیدیم به مقصد..!
مرد اولیه پول میده پیاده میشه…
مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه !
مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه تو سر راننده !
راننده میگه چرا میزنی..؟
اونم میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری..!
داشتی هممونو به کشتن میدادی مردیکه..!
راننده :-O
مخاطب 4 جوک :))))))
مست ها 🙂

 

 

نقد و بررسی شعرهای دهه هفتادیا:
اتل متل توتوله(احتمالا منظور شاعر سه برادر مثل شنگول و منگول و هپه انگورن)
گاو حسن چجوره؟(احتمالا شاعر دکترم تشریف داشتن)
نه شیر داره نه پستون(تو جنگ با هندستون از دست داده به نظرم)
شیرشو بردن هندستون(دیدید گفتم)
اسمشو بذار انقزی(
دلار کلاش قرمزی(قرمزی مجاز از خونی)
بابام بهم عیدی داد(ببخشید اشتباه شد)
آچین و واشین ی پاشو بچین(آچین و واشین فرشته های هندی اند که شاعر طلب شفای گاو حسن رو ازشون خواسته که ی پاشو بخوبه)
توضیح:یک زن کردی بستون هم از منابع کنکور 92 حذف شده.
اگه مرز 500 لایک رد شد در خدمتتون هستم با ادامه نقد شعرها و فیلمها و…

 

 

دهه پنجاه,دهه شصت,دهه هفتاد,دهه هشتاد,دهه نود…
خب بعد از این چی میشه؟
دهه صد؟
دهه صفر؟
دهه یک؟
دهه اول؟
دهه چارصد؟
چه کلاسی رو باید بردارم تا بفهمم؟سر امتحانش میشه ماشین حساب برد؟اصلا ولش کن باو من که تا اون موقه دکترامو گرفتم رفتم خارج فرار مغزا شدم.اه راستی من که مغز ندارم ,حیف

 

 

مهدکودک ما دهه هفتادیا:مربی:اینجا بذارم گربه میبره؟بچه ها:نمیبره نمیبره
مهدکودک دهه هشتادیا:اینجا بذارم گربه می بره؟
نه ناموسن نه ناموسن
“”دهه نودیا:بووووووووووووووووووووووق(مراقب فرزندان خود در فضای مجازی باشید,وزارت ورزش و جوانان,ایرانسل شما رو به دیدن ادامه برنامه دعوت میکند هیچ کس هم تنها نیست,ییییییی برنامه ببینید,دست جیغ هوراااااا) شمام بیکاریدا تا آخر میخونید
یکی منو از برق بکشه

 

 

غضنفر داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه : كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ غضنفر ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده میگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! غضنفر ميگه : نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم !

 

 

رفتم جوراب خریدم مال ترکیه س, بعد اسم شرکت وارد کننده ش اینه:
شرکت پا افزار آوران حجاب ساز!:|

 

 

دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش ، یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!!!

 

 

نگاهی به خود…
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد
این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:ابتدا در فاصله4متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در2متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود4متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت:شام چی داریم؟
و این بار همسرش گفت:مگه کری؟چهارمین باره میگم مرغ!

 

 

به نظر شما شاعر این بیت شعر کیست؟
ز بز دزدی بزی دزدید دزدی/عجب دزدی ز بز دزد بز بدزدی
الف:بز ب:دزد ج:بز دزد د:همه موارد

 

غضنفر تو اتوبوس هي ميره صندلي شماره 3 ، هي ميره شماره 18
بهش ميگن : چرا اينطوري مي كني ؟
ميگه : خير نبينه اونكه گفت دو تا صندلي بگير شب راحت بخوابي ……

 

 

شب ها خواب ندارم…….
روز هایم بیهوده شده…..
….برای همین از خدا پرسیدم:..

{خدایا آیا این عشق است؟}.
..
خدا جواب داد:

نه ای بنده ی من بزودی جواب امتحان ریاضی که هفته پیش خرابش کردی به دستت میرسه!!!!!!!!!!!!!!

 

 

اون موقها توی دهه شصت اینطوری نبود که ادم کوته ها بودن پری مهربون بود همش چیهای عجیب غریب بودن یه روزگاری بود همه راحت خندون کسی مدرسه نمیرفت الکی بهش بیست میدادن خیلی خوب بود یادش بخیر
پ ن : مطلب بالا جهت کم نیاوردن در رفاه دهه شصتیها از دهه هفتاد و هشتادیهاست هیچ ارزش دیگری ندارد

 

 

تو تاکسی نشـسـته بودم داشتم اس ام اس بـازی میـکردم ، خسـه شدم. گوشـیمـو دادم بـه بـغل دستـیم گفتم خودت ادامه بده…
لامصب کاملاً در جریان بود!

 

 

ارزوهای من از ابتدا تا کنون:
3 سالگی: ارزو داشتم بادکنک فروشی داشته باشم.
7 سالگی: ارزو داشتم معلم باشم. اما بد دیدم دانش اموزا معلما رو اذیت میکنن.
10 سالگی: ارزو داشتم خلبان بشم. اما تو فیلما دیدم هواپیما ها سقوط می کنن.
15 سالگی: ارزو داشتم دکتر بشم. اما بد دیدم همه دکترن که!
19 سالگی: دوست داشتم به جای استیو جابز(بنیانگذار اپل) باشم. که دیدم اونم فوت کرد.
الان به این ارزو ها می خندم و فقط می خام پولدار باشم. هرچند وقتی که بمیرم تو اون دنیا به این ارزومم می خندم.
اه حالم بهم خورد چقدر افسردم من. اخه نیست خیلی شادین شماها گفتم یه مطلبه فلسفی غمناک باهاتون کار کنم .

 

 

 

 

2 دیدگاه در "جوک جدید"

  1. Esi گفت:

    خيليي باحالي

  2. Esi گفت:

    خيلي باحال بوود

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !