اشعار شب یلدا از شاعران

حافظ :
صحبت حکام ، ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید خواه بو که برآید

 

سعدی :
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را

اوحدی :
شب هجرانت ای دلبر ، شب یلدا است پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

 

خاقانی :
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

 

عنصری :
چون حلقه ربایند به نیزه ، تو به نیزه
خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا

 

منوچهری :
نور رایش تیره‌شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

 

مسعود سعد :
کرده خورشید صبح ملک تو
روز همه دشمنان شب یلدا

 

ناصرخسرو :
او بر دوشنبه و تو بر آدینه
تو لیل قدر داری و او یلدا

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !