اشعار زیبا و عاشقانه

من چو با قامت رخسار تو باشم شادم

فارغ از سیر گل ویاسمن وشمشادم


اشعار زیبا و عاشقانه

عاشق نشدی محنت هجران نکشیدی

کس پیش تو غمنامه هجران چه گشاید؟

صبوحی جغتایی


اشعار زیبا و عاشقانه

غیر شرح نامرادی، معنی دیگر نداشت

درس هر فصلی که خواندیم از کتاب زندگی

کاشانی




اشعار زیبا و عاشقانه

گفتی بدهم کامت و جانت بستانم

ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

حافظ


اشعار زیبا و عاشقانه

یار، بی رحم و ستم پیشه، فلک مظلوم کُش

کس نگیرد دست ما افتادگان را وای وای

رسوا


اشعار زیبا و عاشقانه

گلی نشکفته بود از شاخساری، کز چمن رفتم

نرفته است از چمن مرغی، بدین حسرت که من رفتم

عذری بیگدلی


اشعار زیبا و عاشقانه

مخور فریب محبت، که دوستداران را

به روزگار سیه بختی، آزمودم من

رهی معیری


اشعار زیبا و عاشقانه

ناز پروده تنعم نبرد راه بدوست

عاشقی، شیوه رندان بلاکش باشد

حافظ


اشعار زیبا و عاشقانه

یک جور را، هزار دلیل آورد به عذر

یا رب که دلربای کسی، نکته دان مباد

شیخ شاه نظر


اشعار زیبا و عاشقانه

ز پیری قدر شبهای جوانی، می شود ظاهر

سپیدی های کاغذ، می کند روشن سیاهی را

مایل دهلوی


اشعار زیبا و عاشقانه

عمرها عیب دوستان گفتن

وصف خود ساعتی ز دشمن پرس

نظیری نیشابوری

اشعار عاشقانه


اشعار زیبا و عاشقانه

فریب مهربانی خوردم از گردون، ندانستم

که در دل بشکند خاری که بیرون آرد از پایم

صائب


اشعار زیبا و عاشقانه

تا توانی سخن از مردم بی درد مکن

گر همه کوه شود، تکیه به نامرد مکن

زنگنه


اشعار زیبا و عاشقانه

بر هر کسی که می نگرم، در شکایت است

درحیرتم که گردش گردون به کام کیست؟

طایر شیرازی


اشعار زیبا و عاشقانه

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک

حافظ


اشعار زیبا و عاشقانه

در سینه پنهان کرده ام گنجینه ای از داغ غم

تا می توانی سعی کن ای عشق، در ویرانی ام

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !