اس ام اس های تابستان زیبا

تابستان
آه جانکاه بهار است
از اندیشه ی
برگ هایی که پاییز
به زمین می ریزد

اس ام اس تابستان

sms tabestan

تابستان است

ولی چقدر دلم می خواهد

زیر این درختها سکوت کنم

و برگ برگ

پاییز دلم را از تو بتکانم

اس ام اس تابستان

sms tabestan


همچو
آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم …

 


اس ام اس تابستان

sms tabestan

در هیاهوی جانسوز تابستان

وقتی کلمات آهسته، آهسته

می سوزند

و واژه ها به کولرها

چشم می دوزند

اس ام اس تابستان

sms tabestan


مثل خوشه‌ای انگور
آویزان از درخت مو

هرچه زمان می‌گذرد،

شیرین‌تر می‌شود

فقط حواست باشد

من کشمش دوست ندارم!

اس ام اس تابستان

sms tabestan

باز تابستانه ی آن تن کبابــم کرده است

تشنه ام، شهریور لبهات آبم کرده است

من همان انگـــور بد مستم کـــه بوی موی تو

در مشام این شب وحشی شرابم کرده است

اس ام اس تابستان

sms tabestan

باز هم تابستان آمد

فصلی که جذابیتی برایم ندارد

منی که از تبار زمستانم

منی که سر انگشتانم از او معنا میگیرد

مرا با این فصل کسالت بار کاری نیست …

اس ام اس تابستان

sms tabestan


تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

اس ام اس تابستان

sms tabestan


می کند باد خزانی خاموش
شعله سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند
تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم

اس ام اس تابستان

sms tabestan


می خواهم نفس سنگین
اطلسی ها را پرواز گیرم
در باغچه های تابستان
خیس و گرم
به نخستین ساعت عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم

اس ام اس تابستان

sms tabestan


رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود
ماهیان می گفتند
هیچ تقصیر
درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید آمد
او را به هوا برد که برد

اس ام اس تابستان

sms tabestan


تنها تر از یک برگ
با بار شادی های مهجورم
در آبهای سبز تابستان
آرام میرانم
تا سرزمین مرگ
تا ساحل غمهای پاییزی
در سایه ای خود را
رها کردم

اس ام اس تابستان

sms tabestan


ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست ،
سیب هست ،
ایمان هست…
سهراب سپهری

اس ام اس تابستان

sms tabestan

تابستان است و

لباس گرم به تن کرده‌ام !

بخاری کنارم شعله می‌کشد

چای داغ احساسم را

سر می‌کشم … !!

فرقی نمی‌کند

هوای بی‌تو

همیشه سرد است!

اس ام اس تابستان

sms tabestan

تو ای کولر

که هر دم می‌کنی خِرخِر

که نگذاری بخوابم لحظه‌ای من

از ته این دل

بشو آرام یا این‌که

بگیرم پنکه‌ای زیبا

و بعد از آن

کنم بیرون تو را زین‌جا

ولی گر تو شوی آرام

به این خِرخِر دهی پایان

در این گرمای تابستان

که خواهم خواب را از جان

برایت سایه‌بان سازم

و پوشالی نو اندازم تنت

تو ای کولر

کمی آرام‌تر دیگر

که دارد می‌پرد از سر

که دارد می‌کشد او پر

همه خوابِ سر ظهرم

بیا مردی کن و دیگر نکن خِرخِر

تو ای کولر!

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !