اس ام اس عاشقانه

به عشق در نگاه اول اعتقاد ندارم ولی به “از چشم افتادن در یک لحظه” عجیب معتقدم

 

به خودم می بالم .
با کسی
سبز تر از عشق رفاقت دارم

 

یه روزایی
یه شبایی
به یه ادمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیرو دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن
اخرش چرا اینطوری شد؟؟؟

 

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید
بخیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش
تا به این حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم….

 

خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد…خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی خیانت میتواند در اوردن اشک معصومی بر دیدگانش باشد.

 

اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم ،مثل بارون بارید . . .با گریه قسمم داد ” توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن ” صداش توگوشمه هنوز !اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم . . .آخه چون اونم قسم خورده بود ، که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !

 

بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….وقـتی می دانـددرختـــــــــــ…عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..

 

يــــاد بِگيــر!اگـــه کســـي بِهـــت گفـــت دوسِـتـــــــ دارَم لـُــزومـــا بـه ايــن مَعنــي نيستـــ کــه کَــس ديگـــه اي را دوسـتـــ ندارد!

 

برای بعضـــی دردهانه میتوان گریــــــه کَــرد..نه میتوان فریــــــآد زد :برای بعضـــی دردهافقـــط میتواننگــــاه کَردو بی صـــــدا شکست . . .

 

هیچ چیز جای ِ خودش نیست !یکی بی دل است .. دیگری دو دل !یکی هم اینجــا بی تــو …… دل توی ِ دلش نیست ……!

 

این چرندیات که مینویسم و کَسی نمیخواندشان .. همه شان برای روز مباداست .. وقتی بیایی این هارا پرت میکنم جلویت .. تا بدانی که چه میگذشت وقتی نبودی …….!”

 

همیشه شیرین نباش….! فرهاد،گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند…!

 

دیدی رو پاکت سیگار مینویسن :
“دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟”
کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت :
“عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”

 

ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺑﺮﻑ ﺭﻭ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻨﯽ ، ﮐﻼ‌ﻍ ﺭﺍ ﺳﻔﯿﺪ ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﯽ ، ﺩﺭ ﺁﺏ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯽ ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺍﺷﮏ ﺳﻨﮓ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﯽ ، ﺷﺎﺩﯾﻪ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ، ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ .

 

بیراهه رفته بودم آن شب
دستم را گرفته بود و میکشید
زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت

 

زيباي و براي همكلاسيهات…
ديوونه گي يه حس تكراري شده…
استادان و همكلاسيهات كه هيچ…
باتو يه دانشگاه سيگاري شده…

 

صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن
تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن . . .

 

روز ها, هفته ها ,ماه ها,سالها حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند!!!!هرلحظه ب یادتم!!!!!!!!

 

وِقتی چشمام تو آسمونا دنبالت می گشت…
وقتی که نگاهت رو نمیشد حتی تو غروب خورشید پیدا کرد…
وقتی در به درت بودم تا یه روزی بهت برسم و بگم که چقدر دوستت دارم…
هیچوقت فکر نمیکردم که قراره اینقدر راحت از دست بدمت…

 

وقتی چشمانم را روی هم میگذارم ، خواب مرا نمیبرد ، تو را می آورد ، از میان فرسنگها فاصله !

 

سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست ، همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند .

 

توي زندون عشق تو اونقدر شلوغ ميکنم و زندون رو به هم ميزنم که مجبور بشي منو بذاري توي انفرادي قلبت

 

در دیاری که تو آنجا باشی ، بودنت آنجا کافیست / آرزوهای دیگر ، اوج بی انصافیست .

 

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو را هیچوقت آرزو نخواهم کـــــــــــــــــــــــــــــــــــرد، هیچوقت!
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو را لحظه های خواهم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــذیرفت که خودت بیایی،
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــا دل خود،
نــــــــــــــــــــــــــــــــــه با آرزوی من.

 

عشق همیشه جوری می آید که تو نمی فهمی
و جوری می رودکه تمام دنیا می فهمند
بد دردی است
عاشقی …!

 

رسم عشاق جگر خسته نياز است نياز
خوي خوبان ستم پيشه عتاب است عتاب

 

خواستم تا بگشايم گرهي زين دل تنگ
هم مگر شانه شوم دست بسوي تو كشم

 

اين سماور جوش است ، پس چرا مي گفتي
ديگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوري قلبت را ، زودتر بند بزن
توي آن، مهرباني دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چاي تو دم بکشد.

 

چه قهوه خانه گر می است
چشمان تو
وقتی که بخار نفسهایم
یخ می زند
از انتظار …

 

تا تو هستی که دستانم را بگیری،
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!
کاش تابستانها هم برفی بود !

 

عـــ ــ ــکس تـــــــو را
به سقفــــــ آسمــ ــ ــان سنجــــاق میکنم
حال که ایــــن روزهـــا
از فرط دلتنـ ــ ـگی
چشمانـــم مدام رو به آسمــ ــ ــ ـان استـــــــ
بگذار تــــــو در قابـــــــ چشمانــــم باشی…

41

 

وقتي نبض مهتاب در گوشم لالايي مي شود …
سر بر پايش مي گذارم و …
آن وقت است که …
گل بوسه هاي ماه بر گونه ي رويايم مي نشيندُ …
ستاره چيني تـــــــو و …
خواب هاي نقره اي مـــن آغاز مي شود …!

 

چاي دم کن … خسته‌ام از تلخي نسکافه‌ها
چاي با عطرِ هِل و گل‌هاي قوري، بهتر است

 

صدا بزن مرا، مهم نيست به چه نامى…
فقط “ميم” مالکيت را آخرش بگذار…
ميخواهم باور کنم…مال تو هستم

 

مي دانم تا پلک به هم بزنم
مي آيي ؛ با انار و آينه دردست هايت !!.
به قول ِ فروغ :
” من خواب ديده ام ”

 

آن شب …
که مـــاه عاشـــقــانه هـــايمـان را …
تماشا مي کرد …
آن شب که شب پره ها …
عاشــقـــانه تر …
نــــور را مي جســـتند …!
و اتاقم …
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !
دانستم…
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه هاي تاريخي…!

 

اگر کارگردان بودم
صداي نفس هايت
موسيقي متن تمام فيلم هايم بود…

 

مـــــــــــــي توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطري مي زنــــــــــــي؟
بـــــــــوي خوشــــــبختي مي دهـــــــــي انگار

 

قافيه هاي بلند نگاهت
هميشه در آخرين لحظات
به داد بيت هاي کوتاه غزلم مي رسند
وقتي که نيستي اما
دستهاي سياه شعر سپيدم بالاست

 

بيا با پنجه راه برويم. . .
روي تن اين دنيا. . .
بگذار خواب بماند. . .
نفهمد از قانونش گريخته ايم و،
دل باخته ايم. . . !

 

بــــاز هـــــم خيال تــــو
مــــرا
“برداشــــت”
کجــــا مي بــــرد نمــــي دانــــم!

 

دلايل بودنم را مــــــــرور ميکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم ميشود!
آخرين باري که شمردمشان
تنها يک دليل برايم مانده بود..!
آنهــــــــــم ديدن تو بود !!

 

شايد تو…
سکوت ميان کلامم باشي!
ديده نميشوي
اما من تو را احساس مي کنم!
شايد تو ….
هياهوي قلبم باشي!
شنيده نميشوي
اما من تو را نفس مي کشم!

 

چه عاشقانه به رويت لبخند زدم
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتي …
و اين شد
“عاشقانه ي آرام” من و تو

 

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !