اس ام اس عاشقانه

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند چه تلخ است قصه ی عادت!!!

لیز خوردن یک بهانه است تا دستهایی رو که دوست داری محکم بگیری

شمع اگر یانماسا پروانه دولانماز باشنا/نینسین پروانه عاشقدی شمین گوزیاشنا
(شمع اگر نسوزد پروانه دور ان نمی چرخد/پروانه چکار کند که عاشق اشک شمع است)

بی تو هر کاری گریستن است ،
حتا خندیدن …

حالا که آمده ای چترت را نبند چون در ایوان ما جز مهر و محبت چیز دیگری نمیبارد…

خدایا مهارت مراقبت از آنچه به ما بخشیده ای را در قلبمان بكار:زیرا ما در از دست دادن, استاد شده ایم خوب من …

در این دنیا هیچ کس گرسنه نیست همه روزی چند بار گول میخورند…

به فکرنوازش دستهای منی بی آنکه بدانی این دلم است که تنها مانده دستهایم دوتایند گل من ..

هیچ انتظاری ازکسی ندارم واین نشان دهنده قدرت من نیست!مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است…

بعضی زخمها را باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما بعضی زخمها باید باقی بمونه که راهت رو هیچ وقت گم نکنی…

ای عشق من…
با من به نرمی سخن بگو
تا هیچکس جز آسمان صدایمان را نشنود
پیمانهای عاشقانه ای که باهم بستیم
تا لحظه ی مرگمان زنده خواهند ماند
بامن بمان…
بامن بمان…تا انتهای عشق

بگذار تا میتوانم بگویم دوستت دارم
که وقتی تو بری
من میمونمو خاطرات تو
پس:
بگذار تا می توانم بگویم دوستت دارم

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف بهم میکردیم مختصر بود
ولی ساده و پنهانی بود

بعد از رفتنت تمام زندگی ام را فروختم…
به جز یک صندلی
شاید برمیگردی خسته باشی!

چون منصور حلاج را بردند تا بر دار کشند یکی از یارانش گریان پرسید:عشق چیست؟
منصور لبخندی زد و گفت:امروز بین،فردا بین،باز پس فردا بین!
پس در آن روز بکشتند و دیگر روزش بسوختند و روز سوم خاکسترش را بر باد دادند….

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !