اس ام اس سنگین و معنی دار

خیلی سخته با بغـــــــــــض بنویسی با خنــــــــــــده بخوانند….

در جایی که هَمه زغال فروش شده اَند و دیگران را سیـــاه میکنَند بیا کَمی از مد

افتاده باشیم !!!!

سپید بِِمانیمـ…..

اَگه یه زن تــــــــــــــو رو اونقدر دوستـ داشته باشه که از آرزوهــــاش به خاطرت بگذره ، از خدا یه عمر تازه بخواه….
یه عــــــمر واسه خوشبَخت کردنش خیـــــــلی کَمه!

بی گناه پــــــای چوبه دارمیخندید، انگارنمیدانست دوره ضرب المثــــــل هاتمام شـــده ……

بـــــــهــــــــار و این‌همه دلتنگی؟
نَـــه،
شاید فرشته‌ای فصل‌ها را به اشتباه
ورق زده باشــــد

دَرد دارد. وقتی میرَود…..و همه می گویند: دوستَت نَداشت….و تــــــــو نمیتوانــی به هَمه ثابِت کنی هرشب با عاشــــــــقانه هایش خوابـــت می کرد…

امیدوارم آنقدر خوبــــــــــــ باشیم و زیبا زندگی کنیم که وقتی از خـــط پایان زندگی می گذریم کسی دستـ نزند…

چَند روزیست سیــــــــــگارهم دلـــــم را میزَند…
میلی ندارم بِِِِهشــ …اما…
بــــی انصافیست آنطور ک مرا ترکـــــ کردند..ترکــشـ کنم…

چه حرف بی ربطیست که مـــــــــــــرد گریه نمی کنـــدگاهی آنقدر بغــــــــض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنـی

بــــــــــه مَن مجوزچـــــــــــاپ نمی دهند.میگویندداستانی کـِه نوشته ای
قابل
باورنیست.امامن فقط خاطراتَــــــــــم رانوشتمـ

چه انرژی عَظیمی می خواهَد کنترل اَولین قطره اَشـــــــ ـــــک برای نَچٍکیدن !!!

چه رابطه ای استــــ بین گلوی تو و چشمان من ؟تو بغضـــــــ میکنی ، چشمان من خیــــــــس می شوند …

بــــــــزرگی روحَت را میان دستانَت پنــــــــهان کن که بزرگ بودن میانـ این

هَمه مردم کوچَک سَخت استـــ

دلـــــــ ـ ـ ـــم درد میکند…
انگار خام بودند خیـــــــــــال هایی که به خوردَم داده بودی….

یه میــــز هَرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میـــــز نمیشه…
کســــی رو پیدا کن که پایه ت باشــــه

چِه افـــــــکار غریبــــــــی داشت کـــرم ابریشم ؛ تمام عمر قَفس میساخت وَلی فِکر پریدنــــ داشت!

گاهی جلوی آیــــــنه می ایستَم…خودم را در آن میبینم… دست روی شانه هایَش میگذارم…..ومیگویَم چِه تحملی داریـــ

خــــــدایـــــــــا!
من ایمان دارم
ایمان دارم به اینکه هر که دلش هوایی تو شود
تو هــــــــــ ــوایش را داری…

جهت دانلود هزاران کتاب بصورت رایگان به سایت دانلود کتاب irpdf.com مراجعه نمایید و به بیش از هزاران کتاب رایگان دسترسی داشته باشید.

شِنیــده بودم که “خاک سَـــــــــــرد است
ایـــــن روزها اما اِنگار آنقـــدر هـوا ســـرد است،
کِه زنــده زنــده فراموش می کنیــم یِکدیگـــر را…

فِکر تــ ــــــــو را حتَی در میان خَنده هایم نٍمیتوانم پنهانــ کنمــ
هَرچقدر که میَخندم باز هَم غَــــــــــــــــم نبَودن تو خودنمایی میکنَد…

عشقــــ ما همانند روزهای هفته است ، تو شنبه و من جمعه !
نمی دانم چــــــــــرا ؟؟؟؟

جمعه اینقدر به شنبه نزدیک است اما شنبه اینقدر از جمعه دور ؟!

دِلــــــــــــــــم ؛ جایی مانده ای که هیچکَـــــس مسئولیت شکستنت را بر عهده

نِمی گیرَد …

اِی کاش حَوالی دِل تو هَم “بـــــارانی” بیایَد ٬ زَمینی تَر شَود
بوی خاکی بلنَد شَود
شایَد کَمی “عاشِقَم” میشدی…
باران بِه کِنار…
لامصَب این روزها “بــــــــهَارست

سکــــــــــــــوت از نداشتن نیست ، از بزرگواریست!
برای همیــــن هیچوقت صدای خدا را نمی شنوی!!!

خـــــــــــــــــــــــــــدااااااااااااااااااایــــــــــــــــا…
درانجمادنگاه های ســــــردمردم.دلم برای جهنمت تنگــــــــــــــ شده…….

تــــابلو نقاش را ثروتمند کرد
شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد
کارگردان جایـــــــزه ها را درو کرد و هنوز سَر همان چهارراه واکس میزند کــــــــودکی که بهترین ســــــوژه بــــود!

جای خالــــــــــــی ، با خیــــــــال پُر نمی شود

بخواب…!

چایــــــــت را بنوش و نگرانـ فردا نباش
از گنــــــدم‌ زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها…

از عشقهای این روزهـــــــا داستانی به بلندای شنگـــول و منگــــول هم نمیتوانـ نوشتـ , چِه برسَد به شیرین و فرهاد …

این روزهایم به تظاهر می گذرد …
تــــــــظاهر به بی تفاوتی
تــــــــظاهر به بی خیالی
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !

پدرش بهش گفت این ۱۰۰۰تا چسب زخـــ ـــم رو بفروش تا برات کفش بخرم …بچه نشست با خودش فکر کرد یعنی باید آرزو کنم ۱۰۰۰نفر یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم ؟

ولــــــــش کن ، همین خوبهـ…

جدایــــی به روز آدم چیزی نمی آورد ؛ به شب آدم امـــــــــــــــا…

نیمه گمشده را بیخیال شَو لطفا ، اگر سهم تــــــو بود که گم نمی شد…
همین نیمه ای که هستی رو پیـــــــدا کن…

خودَم پَراندَمت وقَتي درشعرهايَم بالت َدادم…

حالارنگ آسمانهاي ديگَر را بِِه رخَم ميکشــــــی؟!

مـــي داني؟؟؟
مَن جز تو با هَركَس باشـَ ــــــم تنهايم …. !!    فرستنده : جوجو

بـــــِـه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادَتـــ کن… ! و بــِه نَبــودن هـا ، زود…!
آدم هــا ، نـَبودن را بِهـتر بَلـدَنـــد!!!

خــاصـیّتــــــ دُنــیاستــــــ…

کِـــــه در اُوج ِ داشـتــــن و خُـوشبَخــتـــــی

دِلـــهره ی اَز دستــــــــــ دادن

پـُــر رنـگـــــــ تـــر اَسـتــــــــ !!

نبودن هـــــــــــــایی هستــ

که هیچ بودنی جبرانشــ ـان نمیکنــد!!

کسانی که ” هـــــــرگـــــــز ”

تکـــــــــــــرار نمی شوند…

حرفــ هایی هستــ که معنی شـــان را

خیلـــــــــــــــی دیر می فهمیم … خیـــلی

دلـــــــــــم به حالی پســـــری سوخت
که وفتی گفتم کفش هایم را خوب رنـــگ کن
گفت خاطرت جمع باشد مثـــــــــل سرنوشتم برایت ســـیــــــــاه میکنم…!!!!!!

672 دیدگاه در "اس ام اس سنگین و معنی دار"

  1. مهسا گفت:

    هر وقت کم می اورم می گویم اصلا مهم نیست اما تو که میدانی نبودنت چقدر مهم است.

    دیر باریدی باران .خیلی دیر،من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.

    تنهایم اما دلتنگ اغوشی نیستم
    خسته ام ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم
    چشم هایم تر هستند و قرمز، ولی رازی ندارم
    چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم.

    تکیه بده……
    اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد.

    دلم گرفته از روزگار….
    که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند….
    گاه انقدر پاک که باورت نمی شود..
    گاه چنان بی معرفت که نفست می گیرد.

    فراموشم نکن …
    شاید سالها بعد ، در گذر خیابانها ،از کنار هم بگویی آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.

  2. سعید گفت:

    گرگها اینروزهادیگر شکار نمیروند…بلکه دل به نی چوپان سپرده اند و گریه میکنند…با گرگها گشتیم…با ببرها خوردیم…با شیرها نعره کشیدیم…و شبها با کفتارها در بیابان خوابیدیم…ولی افسوس عاقبت خود شکار خرگوش ها شدیم

  3. فرشته سلیمی گفت:

    روزگار نبودنت را دیکته می کند و نمره من میشود صفر….هنوز نبودنت را یاد نگرفتم ام.

  4. سمانه{تنها} گفت:

    بی تفاوت باش…
    به جهنم!!
    مگردریا مرد ازبی بارانی؟!!!؟!!؟

  5. سمانه{تنها} گفت:

    روز مرگم دراخرین نفسم….
    فقط یک چیز به او خواهم گفت:
    اونطوری نه!!اینطوری میرن!!!

  6. سارا گفت:

    “حوا”که باشی بعضی ها “هوا”برشان میدارد که “ادمند”

  7. ساقی گفت:

    دلتنگ که می شوی ,سکوت کن… این روزها هیچکس معنی دلتنگی را نمی فهمد..

  8. مرتضی گفت:

    خیلی سخته دلت از کسی پر باشه ولی اونقدر دوستش داشته باشی که یک کلمه نگی ولی اون هرچی دلش بخواد بهت بگه و بره سخته سخت

  9. shamim گفت:

    چیزی ندارم

  10. ماکان گفت:

    گول دنیا را مخور…! ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند! بره های این حوالی گرگها را میدرند! سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها …… زنده ها هم آبروی مرده ها را میبرند.
    به سلامتی اونی که دوسش داشتم و دوسم نداشت. نه اصلا به سلامتی خودم که انقد مرد بودم که کم نیاوردم. به سلامتی هرچی عاشق

  11. 09357481619 گفت:

    هنوزهم مرا بجانش قسم ميدهند
    .
    .
    .
    انگارفقط من نيستم كه رفتنش راباورنكردم!!!!!!!!

  12. هانی گفت:

    سکوت میکنم به خاطرعشقم

  13. هانی گفت:

    نه ندارم

  14. Hadis گفت:

    درقبرم هستم…
    خوابيده ام به پهلوى راست،گوش چسبانده ام به خاك،منتظرشنيدن گامهايش،فاتحه بهانه است!
    من هنوزهم دوستش دارم.

  15. امیـــــــد گفت:

    – حکایت جالبی ست که : فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمیکنند.
    – از بچگی در گوشم گفتند آخر خنده گریه است؟! ترا بخدا بهانه ای جور کن تا بخندم، قبل از اینکه از دست مردم این زمانه بغض خفه ام کند.
    – چه پر جرأت و مغرور میشود در برابرت .. کسی که میفهمد از ته دل دوستش داری!
    – عادت این قبیله ست به دور آتشی که تو در آن میسوزی “پایکوبی” میکنند. تو غمگیت نباش.

  16. سوزان گفت:

    سجادممممممممممممممم دوووست دارررررررررررمممممممممممممممممممم

  17. مینا گفت:

    dar in 2nya k hata abr nemigeryad b hal ma hame az man gorizanand to ham bogzar az in tanha

  18. حمید گفت:

    روزی پسری در خیابان قدم میزد.دختر زیبایی رو دید.شیفتش شد.چند ساعتی با هم تو خیابون قدم میزدن که یهو بنز گرون قیمتی جلوی پاشون ترمز زد.دختر به پسره گفت: خوش گذشت ولی من نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای.نشست توی ماشین. راننده بهش گفت:………. خانم ببخشید! من راننده این اقا هستم لطفا پیاده شید……………..!!!!!!!!!!!!

    • ناهيد گفت:

      خيلي جالب بود وحقيقي و تلخ ……….امان از دست ادماي بي احساس……

    • الهه گفت:

      روزی پسری در خیابان قدم میزد.دختر زیبایی رو دید.شیفتش شد.چند ساعتی با هم تو خیابون قدم میزدن که یهو بنز گرون قیمتی جلوی پاشون ترمز زد.دختر به پسره گفت:عشقم من تورو با این بنز عوض نمیکنم بعد بنز رفت دختره برگشت به پسره گفت مگه رانندت نبود؟پسره گف نه!!!!!!!!
      هیچی دیگه فک کنم از اون موقع تا حالا همچنان داره دنبال بنزه میدوه بیچاره پسره رو با شخصیت داستان بالایی اشتباه گرفته بود…

  19. nilo گفت:

    1)دوست دارمش،میترسم بگویم و بگویید “مـــــــــــــرســــــــــــــــــی”
    2)دختره ازدوستت دارم گفتنای هر شب پسر خسته شده بود یه شب وقتی که پسره بهش sms فرستاد دختره بدون اینکه sms رو باز کنه موبایلشو گذاشت زیر بالشت و خوابید صبح وقتی از خواب بیدار شد مادر پسره بهش زنگ زد گفت پسرم مرده,دختر اشک تو چشماش جمع شد و رفت سراغ smsشب قبل ,پسره نوشته بود تصادف کردم به زور خودم رو رسوندم جلو درتون بیا پایین برای آخرین بار ببینمت
    3)یه قرآن گذاشتم بین خودمو عشقم,گفتم اگه منو دوست داری دست بذار رو قرآن بگو!
    گفت یعنی تو به من شک داری ؟گفتم آره,اشک تو چشماش جمع شد دستشو گذاشت رو قرآن گفت:به قرآن من کس دیگه ای رو دوست دارم
    4)وقتی که به جای “بمان” میگویی “هرطور که راحتی”بوی خیانت می دهی
    5)میگویند دلتنگت نباشم,خدای من انگار به آب بگویی خیس نباش
    6)وقتی دلم عطر تنت را می خواهد به باد هم “التماس”میکنم….”خدا” که جای خود دارد

  20. nilo گفت:

    _مین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
    به خودت نگیر رفیق !!!!!
    سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم

    _بنـــد دلـــم را
    به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
    که هر جـــا رفتـی
    دلــم را با خود ببری
    غــــافل از اینکه
    تو پـــا برهنـــه می روی
    و بی خبــــر

    عمریست نشسته ام
    پای لرز خربزه هایی
    که هیچوقت یادم نمی آید
    کی؟!
    خوردمشان

    در فنجان خالی میشوم
    شبیه عابران خسته
    مرا قورت میدهی و من
    راه قلبت را پیش میگیرم
    در قهوه ای که
    به رگهایت جاری است

    وقتی از درد به خود می پیچیدم
    همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی…
    و سالهاست من هنــــــــوز
    رقاص پردرد خیابانهایم…

    سکوتـــــــــــــ …
    و دیگر هیچ نمی گویم …!
    که این بزرگترین اعتراض دل من است
    به تو …
    سکوت را دوستـــــــــ دارم
    به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ
    خیلی سخته با بغـــــــــــض بنویسی با خنــــــــــــده بخوانند…
    بی گناه پــــــای چوبه دارمیخندید، انگارنمیدانست دوره ضرب المثــــــل هاتمام شـــده
    دَرد دارد. وقتی میرَود…..و همه می گویند: دوستَت نَداشت….و تــــــــو نمیتوانــی به هَمه ثابِت کنی هرشب با عاشــــــــقانه هایش خوابـــت می کرد
    بــــــــــه مَن مجوزچـــــــــــاپ نمی دهند.میگویندداستانی کـِه نوشته ای
    قابل. باورنیست.امامن فقط خاطراتَــــــــــم رانوشتمـ
    خــــــدایـــــــــا!
    من ایمان دارم
    ایمان دارم به اینکه هر که دلش هوایی تو شود
    تو هــــــــــ ــوایش را داری
    سکــــــــــــــوت از نداشتن نیست ، از بزرگواریست!
    برای همیــــن هیچوقت صدای خدا را نمی شنوی
    نیمه گمشده را بیخیال شَو لطفا ، اگر سهم تــــــو بود که گم نمی شد…
    همین نیمه ای که هستی رو پیـــــــدا کن

  21. محمد یکی و یکدونه. گفت:

    دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست
    تنها آسمانمان یکیست

  22. محمد یکی و یکدونه. گفت:

    کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود
    کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود . . .

    • شهرام گفت:

      ترسم از روزیست که خدا هم در آن دنیا مرا اینکار کندو بگوید من یادم نمیآید بنده ای چون تو خلق کرده باشم که سرنوشتی هم برایش رقم بزنم.
      (H-A)
      نویسنده09362570027

  23. afsaneh گفت:

    در رویاهایت جای خالی برایم باز کن جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد،خسته شدم از بی جایی؟؟؟؟؟؟؟

  24. علی گفت:

    چشم هایم را مثل عقابی میکنم که مدتی است دنبال خرگوشی میگردد نه برای خوردن برای دردل کردن!!!

  25. فرزاد گفت:

    دنباله کلاغی میگردم، تا قار قارش را به فال نیک بگیرم، وقتی… قاصدکها همه لال اند

  26. فرزاد گفت:

    چه رسم جالبی است !!!.
    محبتت را میگذارند پای احتیاجت
    صداقتت را میگذارند پای سادگیت
    سکوتت را میگذارند پای نفهمیت
    نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت
    و وفاداریت را پای بی کسیت
    و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!

  27. سایان گفت:

    کاش منم میخندیدم

  28. کیان گفت:

    کفش های بندیت را بیشتر دوست دارم چون ماندنت را دقایقی بیشتر می کند

  29. maryam گفت:

    پیش از تو همه را با معیارهایم می سنجیدم!
    بعد از تو…
    همه را با تو می سنجم حتی معیارهایم را…

  30. maryam گفت:

    جناق می شکستیم و می گفتیم یادم تو را فراموش!!
    امروز اگر روزگار تمام استخوان هایم را بشکند تو را فراموش نخواهم کرد…

  31. محمد گفت:

    عشق حقیقی اونه که در انتظارش باشی و در بهترین گونه وصفش کنی وقتی بهش برسی دیگه عشق نیست چون این جور عشقا که فک میکنیم حقیقیه میفهمیم یه چیزی کم داره …عشق…شایدم از اول اشتباه میکردیم شاید اصلا حقیقی نباشه

  32. محمد گفت:

    وقتی یه کسی رو دوس داری اگه یه روز نباشه دوسداری نباشی چه خوبه کسی رو دوس داشته باشیم که همیشه هست تا ما هم جاودانه شیم

  33. Damon گفت:

    کـــــــــــم بــاش
    از کم بودنت نتــــــــرس
    اوني که اگـه کم باشي ولــــــــت ميکنه،
    همونه که اگه زيـــاد باشي حيفو ميلت ميکنه. . .

    دلم مي خواست زمان را به عقب باز مي گرداندم…
    نه براي اينکه آنهايي که رفتند را باز گردانم…
    براي اينکه نگذارم آنها بيايند…

    آدم هـــاي کنــــارم مثل جُــــمعه مي‌ مــــــانند
    معلــــــــوم نمي‌کند “فــــــرد” هستــــند يا ” زوج” …
    پُــــر از ابـــــهامند…

  34. پدارم گفت:

    خدایا!!
    رمضان است سوالی دارم؟؟
    خوردن این همه بغض روه را باطل می کند.

  35. hamideh گفت:

    گاهی باید باور کرد.. اونیکه رفته باید میرفت

  36. hamideh گفت:

    شکستنی رفع بلاست اما..باور نمیکند دلم

  37. hamideh گفت:

    دنیای خوبی نیست دنیای ادمها میبیننو میرن بیتابی هم را از ترس دیدنها میشن همه بی چشم خیلی ها میبینن ساکت میشن اما

  38. negiiin گفت:

    راســـــــــــــــت مي گفتند هميشه زودتر از آن که بينديشي اتفاق مي افتد من به همه چيز اين دنيا ديــــــــــــــــــــــــــــــر رسيدم زماني که از دست مي رفت و پاهاي خسته ام توان دويدن نداشت چشم مي گشودم همه رفته بودند مثل “بامدادي” که گذشت و دير فهميدم که ديگر شب است “بامداد” رفت رفت تا تنهايي ماه را حس کني شکيبايي درخت را و استواري کوه را… من به همه چيز اين دنيا دير رسيدم به حس لهجه “بامداد” و شور شکفتن عشق در واژه واژه کلامش که چه زيبا مي گفت “من درد مشترکم” مرا فرياد کن…!

  39. negiiin گفت:

    حکــــم اعــدام بود …

    اعدامـــي لــحظه اي مـــکث کــرد و بـــوسه اي بر طنــاب دار زد

    دادســتان گفت :

    صـــبر کنيد آقــاي زنــــدانــي اين چــــه کـــاريست ؟!

    زنــداني خـــنده اي کــرد و گفت :

    بيچـــاره طـــناب نــميزاره زمـــين بيفتم

    ولي آدم ها بدجـــور زمــينــم زدن !

  40. negiiin گفت:

    همين امشبو فقط …

    دليل اين همه درد چيست ..؟

    احساس ميکنم روحم آتيش ميگيره…

    هر لحظه به خاطر اين بغض…

    منتظر خفه شدنم …

    خدايا دليل اينها چيست …؟

    خـــــدايـــــــــــــــا ؛

    ميدونم ايـن روزهــا حرفهـــايم

    بوي نــاشـــکري مي دهنــد …

    امـــا تـــو …

    بـه حســـاب تنهـــايي و درد دل بگـــذار…!

    تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است …

    دلتنگي از کسي که دوستش داشتم…

    و ترکم کرد !!!

    خــــدايا درد دارم ميفهمي؟؟؟

  41. طناز گفت:

    فکر میکردم تو همدردی،ولی نه،… تو هم دردی!

  42. hamed گفت:

    در بــی نهـــآیــت تــریــלּ احــســآس…
    کســـی مـــرا تــا ویـــرآنـــه هـــآی تــنــهــآیــی بــه خــوآب مــیبــرد…

    ◄ بـــخــوآטּ ای بــآ هــمــہ آشــنــآ و بــآ مــ ــלּ بیــگانــــہ ►

  43. وحید گفت:

    میگن دوتا رفیق بودن عاشق یه دختری میشن دختره براشون شرط میزاره ،3تاپیک عرق میاره که 2تاش عرقه 1دونش زهره
    اولی میخوره میگه به سلامتی رفیقم باعشقش خوش باشه میخوره میبینه مشروبه
    دومی میخوره میگه به سلامتی رفیقم که خودشو فدای من میکرد میبینه مشروبه
    دختره میخوره میگه بسلامتی دوتارفیقـــــــــــــــــــــی که هیــــــــــــــــــــــــــچ وقت ازهم جــــــــــــــــــــــدا نشن

  44. یگانه گفت:

    رفت فقط همین…

  45. مهم گفت:

    ………………. س ساله منتظرم

  46. mohammada ali گفت:

    وقتی از درد به خود می پیچیدم
    همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی…
    و سالهاست من هنــــــــوز
    رقاص پردرد خیابانهایم…

  47. mojtaba گفت:

    تنهایی را بلندترین شاخه درخت خوب می فهمد/ انگار هر چه بزرگتر میشویم تنهاتر میشویم!
    راستی خدا از بزرگی تنهاست؟ یا از تنهایی بـــزرگ؟

  48. عاطفه گفت:

    من مثل بقیه ی بچه ها حرف قشنگی ندارم….فقط اینکه تو این دنیا یکی هست که من عاشقشم
    زندگیمه…………
    فاطمه جووووووونم دوست دارممممم!!!!!

  49. الناز گفت:

    دنیای ما پر از دستهایی است که خسته نمی شوند از نگهداشتن نقابها………………….

  50. احمدرضا گفت:

    دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود !

  51. oli گفت:

    خــــــدایـــــــــا!
    من ایمان دارم
    ایمان دارم به اینکه هر که دلش هوایی تو شود
    تو هــــــــــ ــوایش را داری…

  52. مینا گفت:

    نامرد بود

  53. ریحانه گفت:

    دستگاه مشترک موردنظر ازدست دوستت دارم های دروغ تو خاموش است لطفا دیگرتنهایش بگذار……………

  54. maryam گفت:

    گفت عاشقتم.بهش گفتم قول میدی باهام بشی تا اخردنیا؟گف قول شرف ولی…بعد6ماه گذاشت و رفت.قول شرف که میگن همینه؟

  55. شاهین آرنولد گفت:

    ای رفیق دل به این دنیا نبند…دنیا اگه مردانگی داشت اسمش دخترانه نبود

  56. عــــاشقـــانه گفت:

    وقــــت قــــــرار رســيد….خواستــــم چشـــم هايـــــش را از پشــــــت بگيــــــــــــرم
    .
    .
    امــــا ديدم طاقـــــت اســم هايي را کـــه ميگويـــــــــــد نــــــــــدارم…….

  57. عــــاشقـــانه گفت:

    کاش دور و بر مــا اين همه دلبنــد نبود……ودلم پيش کســــي جــز خدا بند نبود
    آتشي بودي هـــر وقت تورا ميديدم…….مثل اسپنـــد دلم جاي خودش بنـــد نبود
    مثل يک غنچـــه که از چيده شدن ميترسيد…….خيره به چشمانت بودم و مرا جرات لبخند نبود
    بعد از آن هرکه تورا ديد رقیبم شد و بعد…….اتفاقي که رقـــم خورد خوشايند نبود
    آه اي تابلوي به سرقت رفتـــــــه…..کـــــــــــاش نقاش تو اينقــدر هنرمند نبود

  58. عــــاشقـــانه گفت:

    سلامتــــي دختري که بــوي قليون و سيگاره عشــــقــه پايين شهريشو با بــــــــــــــوي ادکلــــنه چنــد صد هزار تومنـــيه اون پســــر سوســول و مايــه داره عــــــــــــــــوض نميکنـــــــــــــه…

  59. RAMIN tanha گفت:

    لالایشو ما خوندیم رفت روی پای یکی دیگه خوابش برد………. آره این اینه رســـــــــــم روزگار

    بیچارمن کسی را پاشویه میکردم که از عشق دیگری میسوخت

    نوشتم “قم حا” همه خندیدند گفتم به غم هایم نخندید هرطور نوشته شوند درد دارند!از سر به ته بخوان تا منه آن روزها شوی

  60. تربچه گفت:

    گر بابای هرکی که عاشقه … به سلامتی همه اوانایی که مثل من صد بار دلشو شکستن

  61. تربچه گفت:

    گور بابای هرکی که عاشقه … به سلامتی همه اوانایی که مثل من صد بار دلشو شکستن

  62. مهراوه گفت:

    فقط میخوام بگم:منوببخش.بازم ناراحتت کردم ناخواسته……

  63. مهراوه گفت:

    حرارت لازم نیست گاه از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت……

  64. تنهاي اول گفت:

    من از گفتن جمله ي دوستت دارم خسته ام… من به آنكه بايد دل ببندم بسته ام(اينو عشقم خوند برام)

  65. شادونه گفت:

    دروغه همه عشقای این زمونه

  66. حمید همسفر گفت:

    میروم تا در میخانه کمی مست کنم .جرعه بالا بزنم انچه نبایست کنم .انقدر مست که اندوه جهانم برود .استکان روی لبم باشد وجانم برود .برود هر که دلش خاست شکایت بکند . شهر باید به من مست عادت بکند ؟ ………..جمال همه سینه سوخته ها

  67. ساسان گفت:

    ‏_تا حرف از صداقت شد
    صدا
    قط
    شد
    ‏_سرگذشتمان چنین بود!‏
    ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد
    ‏_‏دستمال من که هیچ … کل زندگیم زیر درخت البالو گم شده …

  68. barbod گفت:

    نگران شب هایم نباش تنها نیستم
    بالشم….
    هق هق سکوتم….
    قرص هایم….
    پاکت سیگارم….
    لرزش دستانم….
    همه هستند تنها نیستم…..

    کاش بودی و میدیدی بعد تو تلخی طعم سیگارم را به شیرینی اغوش دیگری ترجیح دادم

    کسی که خیلی دوسش داشتم تنهام گذاشت چون فکر میکرد من هوس بازم و امشب شب نامزدیش با داداشم بود امیدوارم با داداشم خوشبخت بشه ولی با این حال خیلی دوسش دارم کاش این نوشته رو میخوند

    بارانم زن داداشم داغونم کردی دیوونم کردی اتیشم زدی خیلی دوست دارم امیدوارم که خوشبخت بشی

  69. sasan گفت:

    هوا گرفته بود…باران میبارید..کوذکی خیس از بی سربناهی اهسته گفت..خدایا گریه نکن همه چیز درست میشود….

  70. sasan گفت:

    چ حماقتی..!ک میرانی ام و باز احمقانه میخواهمد…چ غرور بی غیرتی دارم من….

  71. sasan گفت:

    دوستت دارم را هم برای من میفرستاد هم برای او..نمیدانم خیانت میکرد یا عدالت…!!

  72. sasan گفت:

    این واخر دیگر جواب تلفن را هم نمیداد…مسترک مورد نظر در اغوش دیگریست..

  73. sasan گفت:

    در خیال دیگری میرفت….و من چ عاشقانه کاسه ی اب بشت سرش خالی میکردم….

  74. sasan گفت:

    ذر این ذنیا هیچکس گرسنه نیست….همه روزی چند وعده گول میخوریم….

  75. sasan گفت:

    مد شده ای در شهر…به همه می ایی جز من..!!!شاید مقصر منم ک قدیمی ام….

  76. sasan گفت:

    خدایا از تو گله دارم….مگه نگفتی ک حق انتخواب دارم؟؟بس چرا انتخوابم در اغوش دیگریست؟؟؟؟

  77. ساده دل گفت:

    میگن میمون هزچی زشت ترباشه ادا اتفارش بشتره.
    منم ی دختره روپیداکردم ک ازخودم بزرگتربود و ی مریضی هم داشت گفتم عیب نداره خدا بزرگه.ولی الان که میبینم خدابزرگه ولی بنده هاش معنی خوبی وبزرگی رونمیدونن.همیشه ی نفروپیداکنید ک درحدخودتون باشه
    وواقعادوستون داشته باشه

  78. soheil گفت:

    دارم یاد میگیرم که دستهای سردم برای گرم شدن فقط جیبهایم را دارند…

  79. عاطفه گفت:

    خیلی سخته

  80. yegane گفت:

    سخته ببازی احساست تو هنوز
    نفهمیده باشی اصلأ
    ‏”دوستت داشت‏”‏‏!‏‏!‏؟
    روزگار با ما خوب تا نکرد
    اما ما رو خوب‏”تا‏”کرد

  81. yegane گفت:

    زخم هایت را بپوشان

    این روزها مردم زیادی با نمک شده اند

  82. yegane گفت:

    رفته ای
    به درک
    هنوز هم شاید ادم وجود داشته باشه
    به دنبال کسی هستم که مرا به خاطره خودم بخواهد
    نه زاپاسی برای بازیچه بودن

  83. mohammad f j گفت:

    تمام حرف مجنون یک کلام است / نفس بی یاد لیلایم حرام است…

    یا علی

  84. sepideh.bnd گفت:

    گاهی نیازی داری بهیه اغوش بی منت که تورو فقط فقط واسه خودت بخواد که وقتی تو اوجتنهایی هستی باچشماش بهت بگه هستم تا هستی …………..اما کو اون اغوش کاش هیچ وقت تو اون هوای بارونی نمیدیدمش ……………..

  85. افشین درویشی گفت:

    به قول بهروز وثوق :عددی نیستیم ولی صد رقم خاطرخواتیم رفیق!

  86. علی زاغی گفت:

    ازم پرسید مال منی؟گفتم اره مال خود خودتم…. هر کاری که دوس داری باهام بکن… پرسید هرکاری؟ گفتم اره هرکاری… تنهام گذاشت و رفت

  87. کـــــــــــهنـــــــــه دل گفت:

    ایــن روزهاآنقـدرشـــکـــسته ام که دلــــم عصـابه دستــــــ راه میـرود…

    دودسیگــــــــارکفاف نمیدهد………
    دوسیـــــــبی بارکن رفیق…………
    خاطره ها سنگینند

  88. 09302888701 گفت:

    حوابازهم سيب بچين!خسته ام بگذار ازاينجا هم بيرونمان كنند…!!؟

  89. 09302888701 گفت:

    حوابازهم سيب بچين!خسته ام!بگذار ازاينجاهم بيرونمان كنند!!؟

  90. سپیده گفت:

    همیشه خوب خداحافظی کن.گاهی همه چی انقدر سریع اتفاق می افتد که فرصتی برای یک خداحافظی خوب پیدا نمیکنی.
    گاهی جای بوسه ای که هنگام خداحافظی نکردی تا ابد درد میکند……….

  91. ستاره گفت:

    خدايا دلم همراهي ميخواهدازجنس خودت!نزديك،بي خطر،بخشنده.،بي منت…………

  92. nafas گفت:

    خدايا….نمي بخشمش كسي را ك وسط خنده هايم وقتي ياد خاطراتش مي افتم گريه ام ميگيرد

  93. nafas گفت:

    عشقم خنجرت كولاك كرد.
    ديدي اي حافظ ك كنعان دلم بيمار شد..عاقبت بااشك كوه اميدم اب شد…گفته بودي يوسف گم گشته باز ايد…ولي… يوسف من تا قيامت همنشين چاه شد

    اميدوارم محمد رضا كنار نامزدش ب سردي زند گي كنه. ف

  94. فاطمه گفت:

    هیچ کس زندگی ساده ای ندارد
    همین امره ساده زنده ماندن ما را به سوی سخت ترینها پیش میبرد
    زندگی معقول نیست ونمیتوان ان را سالها به صورت یک طرح معماری ساده انگاشت
    زندگی در وجود ماست

  95. سارا گفت:

    میدانی چرا در این دنیا این همه غم داریم ؟ چون….. چون
    خدایا در رندگیمان یا نیست یا وجوش کم رنگ است . قلبا صداش کنید برید سراغش اونقته که همه این قصه ها اسون میشه .برید سراغش …………

  96. سارا گفت:

    این ایمیله منه برام پیغام بذارید بچها . خوشحال میشم . sarasahar1368@yahoo.com

  97. ساسان گفت:

    عروس تنهایی باش ن عروس تن هایی ک تنت را برای ی شب میخواهند…!

    چوپانی راپرسیدندروزگارچگونه است؟گفت:گوسفندانم راکه پشم چینی کردم بیشترشان گرگ بودند

    هي رفيق!
    از تو چه پنهان!
    آدمها آنقدر دورم زده اند
    که بعيد نيست يکي از همين
    روزها ميداني را به نامم کنند!

    هیچکس نگران کلاغی که به خانه اش نرسید نیست…
    آدمها
    فقط دنبال قصه اند
    کلاغ جان!
    قصه من به سر رسید
    سوار شو !
    تو را هم به خانه ات می رسانم…

    چه تلخ !
    لب هایش بوی سیگار میداد.
    و چه تلخ تر
    اینکه میدانستم سیگار نمیکشد

  98. ساسان گفت:

    وقتی باختم مسیر را یافتم ، در بزرگراه زندگی،همواره”راهت”راحت”نخواهد بود،هرچاله ای”چاره ای”به من آموخت ،بکوش و نا امیدی را بکش ، برای جلوگیری از”پس رفت”پس ، باید”رفت”

    دیگر از وفا هم خبری نیست دیشب سگ گله یمان را با گرگ ها دیدم

    به بعضیا یاید بگی اگه سکوت میکنم فک نکن حرف واسه گفتن ندارم حرفام به سایز گوشت نمیخوره جر میخوری!!!

    از من پرسید : سیگار را ترک نکردی؟
    گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام!
    سیگار را با سیگار روشن میکنم…

    سلاﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺩﯾﺪ ﺍﺷﻐﺎﻟﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ ﻧﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮎ ﮐﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﻋﺸﻘﺶ
    ﻫﻤﯿﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ

  99. الهام گفت:

    رفتن کسی که لایق نیست نعمت است نه فاجعه……

  100. غزل نيشابور گفت:

    دگر از وحشت مرداب خودم دلگيرم …..بخدامنتظر فرصت يك تغييرم….من اگربركه صفت ماندم ودريانشدم؟چه كنم بسته به تقدير وبي تقصيرم….مگذاريددگربرسرراهم تله اي…من خودم بي تله در دام خودم زنجيرم……

  101. غزل نيشابور گفت:

    اي بسا ابليس آدم روي هست …… پس به هردستي نبايد داد دست ……

  102. غزل نوروزي مشهد گفت:

    آدميزاد در حرف زدنهايش بي ملاحظه است…..وقتي ميخواهدبامنطق حرف بزنداحساساتي ميشود….وقتي ازاحساسش ميگويدآرزوهايش لوميرود…..وقتي ارآرزوهايش يادميكندحسرتش رو ميشود…..وقتي حسرتهايش راروشن ميكندمنطق مي تراشد….واينگونهگندميزندبه همه ي روابطش……..

  103. ίɱλɴ گفت:

    سرخاکـ من..!
    اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه…!اونی که نخواست ماروببینه بالاخره
    میاد دیدنم…!اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو
    میگیره…!اونی که سلام نمی کرد میاد برای خداحافظی…!چه روز قشنگیه،اون روز همه
    هستن…!حیف که خودم نیستم…!

  104. علی امیری.فرگ گفت:

    بیایید به حرمت فقر وجدانمان را به چربی ها نفروشیم

  105. علی امیری.فرگ گفت:

    کاش عسل شیرین نبود زیرا شیرینی اش به اوارگی زنبور ها نمی ارزد.

  106. 09376770809.مجی..بردسکن گفت:

    در “نقاشی هایم” تنهاییم را پنهان می کنم…
    در “دلم” دلتنگی ام را…
    در “سکوتم” حرف های نگفته ام را…
    در “لبخندم” غصه هایم را…
    دل من..
    ساده می افتد!
    ساده می شکند!
    ساده می میرد!

    انسانیت به ماشین و خونه توی بالا شهر نیست….. مهم ذاته ادمه……….!
    وگرنه حتی گاو هم سواریش عالیه،
    خونش هم وسط باغه،
    لباسش هم ۱۰۰ درصدچرم خالصه!!!
    تازه با معرفت هم هست.. به جای “من” میگه “ما

  107. رها گفت:

    همشون قشنگ بود یا بهتر بگم حرف دل خیلیامون بود منم از اوناییم که الان که مینویسم ویادش میفتم بعده یه ماه حالاکه اون تواین شبای سرد تو بغل عشقش گرم میشه هنوزم اشکم به یادش صورتم و داغ میکنه خیلی سخته خدایا چرا همه تنهان

    • توسكا گفت:

      درد يعني او هست اما نه براي من
      ميدوني بزرگترين درد دنيا چيه
      اينه كه تنها پناهت پناهگاه ديگري باشه
      گريم ميگيره وقتي من هستم اونم هست ولي قسمت نيس

  108. mahdiii گفت:

    گنج گلویم قبرستانیست از احساس های دفن شده به اسم (بغض)

  109. رضا گفت:

    آخرین گرگ گله را ان آهوی کشت که گرگ بخاطر چشمانش گیاه خوار شد .. . ..

  110. رضا گفت:

    کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …

  111. رضا گفت:

    همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

    سالهاست دارم حساب می کنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من

  112. رضا گفت:

    می کوشم غمهایم را غرق کنم ، اما بی شرف ها یاد گرفته اند ، شنا کنند!

  113. رضا گفت:

    من بازمانده ی یک قصه ام . . . .
    همان
    یکی
    که هرگز نبود ….

  114. فرشاد گفت:

    پسری فهمید که چند ساعت دیگه میخاد بمیره
    یه اس داد به دوست دخترش و رفیقش , به دوست دخترش گفت با من میای ؟
    بعد دودقیقه جواب داد نه عزیزم نمی تونم بیام.
    رفیقش بعد 2 ثانیه اس داد لاشی کجا بدونه من ؟؟
    به سلامتی هر چی رفیقه

  115. شاهرغ غم گفت:

    میگفت بی من میمیرد
    راست میگفت
    واسه یکی دیگه مرد

  116. شاهرغ غم گفت:

    سردش بود!دلم را برایش سوزاندم!گرمش که شد،با خاکسترش نوشت؛”خداحافظ”

  117. بهنام جوووووووووون گفت:

    دوستان عشق از جنس باران است ، کثیفش نکنید …

  118. mona گفت:

    چقدر سخت برای کسی که عاشقانه دوستش میداری.برای حرف هایش جز چشم نگوی واو تورا ترک کند از جهنم جهنم تر است.

  119. mona گفت:

    رفت ان کسی که چشمانم برایش تنها امید بود

  120. فاطی گفت:

    نبودنش را با ساعت شنی اندازه گرفتم یک صحرا گذشت…
    ملی

  121. زینب گفت:

    نمیترسم ز مردن یا جدایی.از آن ترسم سر قبرم نیایی.
    ز خاکم غنچه ای غمگین براید. بگوید صد امان از بی وفایی

  122. مينا گفت:

    به خدا حالم خوب است…
    فقط!!!
    دلتنگ آن روزهايي شده ام كه مي توانستم از ته دل بخندم

  123. رعنا گفت:

    نجوایی از سوی تو…
    نگاهی کوتاه از تو…
    لبخندی شیرین بر لبانت…
    و من خود را غرق در عشق یافتم…

  124. رعنا گفت:

    عشق ما رو به خدایی شدن است
    رو به برتر شدن از هر حسی که در این عالم خاکی پیداست
    دوستت دارم
    از همین نقطه خاکی تا عرش
    دوستت دارم از زمین تا به خدا…

  125. رعنا گفت:

    زمانی فراموشت خواهم کرد که
    عقلم خاموش…
    نفسم قطع…
    روحم در آسمان…
    و تنم زیر خاک باشد…

  126. رعنا گفت:

    گوشه تا گوشه صحرا تو بخواب و نهراس
    گرگ ها خاطرشان هست که آهوی منی…

  127. رعنا گفت:

    گفتی “دوستت دارم”
    و من به خیابان رفتم!
    فضای اتاق برای پرواز کافی نبود

  128. رعنا گفت:

    با همه بوده است…
    عجب هرزه ایست “تنهایی”

  129. رعنا گفت:

    مرا چه به فلسفه!
    من هنوز در منطق چشمانت مانده ام…

  130. رعنا گفت:

    چقدر دلتنگ حضورت هستم
    کاش تصویرت، نفس می کشید…

  131. رعنا گفت:

    بیا قراری بگذاریم و تو نیا…
    همان دلهره های رسیدن تا آنجا مرا از خوشی خواهد کشت…

  132. رعنا گفت:

    عاشقانه ترین غزل است
    دستان تو که میپیچد
    میان موهای من…

  133. رعنا گفت:

    چه شوری می زند دلم وقتی…
    در چشم دیگران
    آنقدر “شیرین” می شوی

  134. رعنا گفت:

    تمام روزگاری که سرگرمی ات بودم
    زندگی ام بودی

  135. رعنا گفت:

    دستانت را دور گردنم حلقه کن
    این دوست داشتنی ترین شال گردن شب های سردم است

  136. رعنا گفت:

    یکباره دلم ریخت
    لعنت به تمام کسانی که “تو” نیستند
    اما عطر تو را دارند

  137. رعنا گفت:

    آرام بر گونه هایم میلغزد
    تاوان بی فکری های دیروز
    کاش بیهوده نمی تاختم

  138. رعنا گفت:

    تار مویت بر پیراهنم
    آغوشت از عطر من
    چگونه فراموشت شد آن روزها…

  139. رعنا گفت:

    سرمای ت، حرفها به من میزند
    خشک؛
    تنم را پاره پاره می کند
    تیز؛
    زخمی ام می کند
    تو را چه شد ناگهانی؟

  140. رعنا گفت:

    گاه فریاد میزنم
    گاه آرام میخندم
    سپس گریه می کنم
    آیای سزای دوری ات دیوانگی است؟

  141. رعنا گفت:

    امیدوارم همگی بپسندین

  142. azi گفت:

    inbar harfi nadaram faghat delam az shaoharam khaili gerefte ke khaili bekhatere khonevadash miranjone,khaili mano bi posht mikone bekhatereshon. afsos ke eshgh faghat harfe o bas.

  143. azi گفت:

    be salamatie dokhtari ke rage gardanesho bekhatere eshghesh mizane,vali nemidone eshghesh dare gardane yeki digaro lis mizane.

  144. سروش09174880186 گفت:

    پرنده به روی دام خیره بود که چگونه بمیرد! “سیر” یا “اسیر” ؟؟ “گرسنه” یا “آزاد” ؟؟؟؟؟

  145. سروش09174880186 گفت:

    چه داستان غریبی است داستان زندگی…. دستی که “داس” رو برداشت،همان دستی بود که ” گنـــــدم” رو کاشته بود!!!!

  146. سروش09174880186 گفت:

    عاشقی لباس رزم پوشید و به جنگ “روزگــــــــــار” رفت….
    بین راه دیوانه ای را دید که از جنگ با روزگار بر میگشت!!!!

  147. سروش09174880186 گفت:

    تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید،، اما نمیشه فهموند!!!!

  148. سروش09174880186 گفت:

    بدون تو این رختخواب را وارونه خواهم خوابید!
    “خیانــــــت” است به تو،سر بر کنار “خیالـــــت” گذاشتن…

  149. سروش09174880186 گفت:

    آدامس ها بزرگترین اساتید معنویت هستند!
    از کودکیمان تلاش می کنند تا به ما بفهمانند
    که هیچ شیرینی ای “مـــاندگار” نیست…

  150. سروش09174880186 گفت:

    “بهترین جای دنیا میان دستای کسی است که نه تنها شما را در بهترین شرایط زندگیتان در آغوش می گیرد،
    بلکه وقتی حال و روز خوبی ندارید،هم به سراغتان آمده و حتی محکم تر بغلتان می کند….”

  151. سروش09174880186 گفت:

    تمام این شبها یکی یکی گوسفندانم رو شمردم…
    تو هم جای من بودی،خوابت نمی برد!
    اگر با هر گوسفند چهار گـــــــــــرگ می شمردی….!

  152. سروش09174880186 گفت:

    مثل آن مسجد بین راهی تنهایم…
    هرکس که می آید،مسافر است!
    میشکند هم نمازش را…هم دلم را….!

  153. سروش09174880186 گفت:

    سلام و عرض ادب به مدیریت محترم سایت و همکاران عزیز! میخواستم بگم اگه بخوام عضو همیشگیتون بشم،باید چیکار کنم؟ با تشکر ویژه!!!! سروش.شـــــــــــــــــــــــــیراز

  154. سروش09174880186 گفت:

    ای قطار،،
    راهت را بگیر و برو…
    دیگر نه کوه توان ریزش دارد،و نه ریزعلی پیراهن اضافی!
    دیگر هیچ چیز مثل ” ســـــابق” نیست…
    روزگار، روزگــــــــار دیگریست…..×××

  155. سروش09174880186 گفت:

    یه روز بارون
    یه روز آفتاب
    یه روز آروم
    یه روز بی تاب
    یه روز با من
    یه روز بی من
    یه روز آبی ترین دریا
    یه روز تاریک مثل فردا
    یه روز تا سقف یک آواز
    یه روز پایان بی آغاز…….!!!!

  156. سروش09174880186 گفت:

    تنها یک برگ مانده بود،درخت گفت: منتظرت می مانم!
    برگ گفت: تا بهار خداحافظ….
    بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ، دوستش را فراموش کرده بود!!!!

  157. سروش09174880186 گفت:

    قطار باید اسیر ریل بماند….
    چون نتیجه ی آزادی اش ” فاجــــــعه” است……!

  158. سروش09174880186 گفت:

    از این برکه باید یه دریا بسازیم
    یه دریا به عمق یه عشق قدیمی
    دوست داشتم با تمام وجودم
    عزیزم هنوزم تو رو دوست دارم
    الهی همیشه کنار تو باشم
    الهی همیشه بمونی کنارم…..!

  159. سروش09174880186 گفت:

    دردناک است دوست بداری و گمان کنی که دوستت دارد!
    و اینکه او یگانه هستی تو باشد،و تو یکی از هزاران لذت او……!

  160. سروش09174880186 گفت:

    بهم بگو که از عشــــــق تصور تو چیه
    وقتی که پیش منی چشات حریــــــــــص کیه
    خــــــیانت از سرتا پای تو می ریزه
    تصورت از عشـــــــق چه نفرت انگیزه………!

  161. سروش09174880186 گفت:

    دلتنگ یعنی من
    یعنی کنارم باش
    هم بیقرارم کن
    هم بیقرارم باش……!!!!

  162. سروش09174880186 گفت:

    گـــــــــــــــــــــــــــــــــرگها رو دوست دارم…
    چون که “مــــرگ” را قبول می کنند،
    اما هیچوقت تن به قلاده نمی دهند!!!!!!

  163. سروش09174880186 گفت:

    بخون امشب تا منم بتونم گریه کنم
    تا بتونم با تو بخونم گریه کنم
    میخوام آتیش بگیرم،داره سوز نی میاد
    دلم از غصه پره،اون که رفته کی میاد
    نمی دونم که چی شد، چرا از من رنجید
    جای این بی مــــهری کاش منو می فهمید……!!!!

  164. سروش09174880186 گفت:

    روانپزشک هم دیوانه شد،،
    وقتی چند لحظه از ســـــــکوتم را برایش معنی کردم!!!!!

  165. سروش09174880186 گفت:

    خـــــــــــــــاطرات آدم مثل یه تیغ کند می مونه که رو رگت می کشی نمی بره….
    ولی تا میتونه زخمیت می کنه!!!!!!

  166. negin گفت:

    ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﺑﺎﺷﻪ
    ﻣﺤﮑﻢ ﺗﻮ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﺑﺪﯼ
    ﺗﺎ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﻨﺪ ﺑﯿﺎﺩ
    ﺟﯿﻎ ﺑﮑﺸﻪ
    ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﭽﺮﺧﯽ ﻭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯿﺶ
    ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﭽﺮﺧﯽ … ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ … ﺑﭽﺮﺧﯽ …
    ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ … ﺑﭽﺮﺧﯽ … ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ …
    ﺗﺎ ﺳﺮ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺗﻮﻥ ﮔﯿﺞ ﺑﺮﻩ ﭘﻬﻦ ﺷﯿﺪ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ
    ﺑﻌﺪ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮﻧﻮ ﺑﺒﻨﺪﯾﺪ
    ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻭﺭ ﺳﺮﺗﻮﻥ ﺑﭽﺮﺧﻪ … ﺑﭽﺮﺧﻪ … ﺑﭽﺮﺧﻪ …
    ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻭﺭﺕ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ
    ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯿﻦ
    ﺩﻭ ﻧﻔﺮﯼ

  167. negin گفت:

    ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ .. ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩت ﺭﻭ ﮐﻨﺎﺭم ﺣﺲ ﮐﻨم
    ﺩﺳﺘﺎتﻮ ﺗﻮ ﺩﺳﺘم ﺑﮕﯿﺮم
    ﺑﺎﻫﺎت ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧم
    ﺻﺪﺍت ﺭﻭ ﺑﺸﻨﻮم
    ﺑﻮﺩﻥ ﺍت ﺭﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭم ﻟﻤﺲ ﮐﻨم
    ……
    ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ قشنگ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻨﯿﻪ ….. ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭم ﺑﺸﯿﻨم
    ﭼﺸﺎت ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨم ..
    ﺗﺎ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﯾﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻋﺠﯿﺐ ﺁﺏ ﺑﺸم !!
    ﻗﻠﺒﺖ ﭘﺮ ﺗﭙﺶ ﺑﺸﻪ … ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻨﻪ ﮐﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻪ !!
    ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ ..
    ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺕ ﺻﻮﺭﺗمﻮ ﺣﺲ ﮐﻨی
    ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎت ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨم
    ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ .. ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ …
    ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍم .. ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭم …. ﻋﺎﺷﻘشم …
    ﮐﻨﺎﺭم ﺑﺎﺷﻪ … ﺑﺎﻫﺎم ﺑﺎﺷﻪ .. ﻫﻢ ﺭﺍﻫم … ﻫﻢ ﭘﺎم ﺑﺎﺷﻪ ….
    ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ …
    ﻭﺟﻮﺩﺗﻮ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ …
    ﻭﻟﯽ ﭘﯿﺸﻢ ﻧﯿﺴتی !!!…
    ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺴﻮ ﺍﺯﻡ ﻧﮕﯿﺮ

  168. negin گفت:

    دﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘـــــ ﯾﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷﻠـــﻮﻍ , ﺧﯿﻠـــﯽ ﺷﻠـــﻮﻍ , ﻭﺍﯾﺴﺘـــﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳــﻂ ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ ! ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟
    ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ …!
    ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ
    ﺁﺩﻣـــﺎ ,
    ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ
    ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ ,
    ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ ﻣﯿﺸـــﻪ …
    ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥﻭ ﻣـــﯽ ﺷﻨـــﻮﯼ؟
    ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ !
    ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺻﺪﺍﻫـــﺎ ﺩﻟــــﻢ
    ﺩﻧـــﺒﺎﻝ ﺻــﺪﺍﯼ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ …
    ﺑﮕـــﻢ ﺣـــﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗــــﻮ ﺑﺒﻨـــﺪ ,
    ﺑﮕـــﻮ ﭼـــﻪ ﺣﺴـــﯽ ﺩﺍﺭﯼ !
    ﺑﮕـــﯽ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﮔــــﻢ ﺷــﺪﻡ ﺑﯿـــﻦ ﯾــﻪ
    ﻋﺎﻟﻤـــﻪ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ ,
    ﺑﮕـــﻢ ﺍﮔـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﯽ ﮔــﻢ ﻣﯿﺸـــﻢ
    ﺑﯿــﻦ ﯾــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ

  169. SOROUSH گفت:

    نداجان. فداتشم. صمیمانه دوست دارم….

  170. Mina گفت:

    دلم را پیش خود پابند کردی
    ولی گفتی تو دنیای دردی
    غرورم را شکستی بی تفاوت
    برو فکر کن همیشه خیلی مردی

  171. سروش09174880186 گفت:

    هر رفتنی رسیدن نیست….
    اما بر ای هر رسیدن، راهی به جز رفتـــــــن نیست!!!!

  172. سروش09174880186 گفت:

    ندا جان,
    تو همونی که توی موج بلا، واسه تو دستامو قایق میکنم!!!!!

  173. سروش09174880186 گفت:

    اینجا تا پیراهنت رو سیاه نبینند،
    باور نمی کنند که چیزی از دست داده باشی…..

  174. سروش09174880186 گفت:

    طعنه به طعنه میگن و خسته نمیشن آدما
    با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما
    عروسی تو با کیه که من خبر دار شدم
    کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خار شدم
    روز عروسی تو و عزا گرفتن منه
    تو شادی و ببین که غم چطور دلم رو می شکنه……!!!!!

  175. سروش09174880186 گفت:

    باران که می بارد همه ی پرنده ها دنبال سر پناهند…
    اما عقاب برای اجتناب از خیس شدن،
    بالاتر از ابرها پرواز میکند….
    این دیدگاه است که ” تـــــــــــــفاوت” را خلق میکند!!!!

  176. سروش09174880186 گفت:

    خدا وقتی تو را می آفرید، فقط به یک چیز فکر میکرد…
    به مـــــــــــــــــن…………..!!!!!

  177. سروش09174880186 گفت:

    هیچوقت واسه نگه داشتن کسی که ” تـــــفاوت” را با بقیه نمی فهمد، تلاش نکن!!!!!!

  178. سروش09174880186 گفت:

    لحظه هایم مال تو…..
    به قیمت صفر تومن….
    همین که “تــــــو” کنار ” مـــــن ” باشی!!!!!

  179. سروش09174880186 گفت:

    هیچ گزینه ای نمی تواند جای خالیت را پر کند…
    حتی همه ی مــــــــــــــــــوارد……!!!!

  180. سروش09174880186 گفت:

    وفای بی وفایان کرده پیرم
    برم یار وفاداری بگیرم
    اگر یار وفاداری ندیدم
    سز قبر ” وفـــــــــــاداری” بمیرم!!!!!!

  181. سروش09174880186 گفت:

    بغض آخرین دیدارمان را پلک نمیزنم….
    میترسم دنیا را سیل ببرد!!!!

  182. سروش09174880186 گفت:

    اون که یه باره اومد و آتیش به زندگیت زد و ازت برید
    اون که دل ساده و تنهاتو به صـــلابه کشید
    یادت باشه منتظر اون که میگه دردتو میدونه نشی
    حرفاشو باور نکنی هرکی میاد نمک به زخمت میزنه
    ساده ی دلداده ی من گول نخوری،دوباره دیوونه نشی…………….!!!!

  183. سروش09174880186 گفت:

    اسب ها درشکه ها رو کشیدند ، ولی انعام رو درشکه چی گرفت….
    به چشمان اسب بند زده و بر دهانش پوزبند!!!! تا نبیند و حرف نزند که چه
    آشناست زندگی درشکه چی و اسب هایش با زندگی مـــــا………….!!!!!

  184. parimah گفت:

    دلـــــــــــم آرامــــــــــــشِ وارونــــــــــه میــــــــــخواهد
    یعنـــــــــــــی:
    “ش م ا ر ا

    مثل آنکه شـــــــــــاهرگ احســـــــاسم را زده باشـــــــــی…

    بنــــــــــد نمی آید

    دوســــــــــــــت داشتــــــــــنت…

    دســــــــــتهایم را محکمتر فشار بده عشـــق من…
    اینجا خــــــــیلی ها سر جــــــــــدایی تو و من شـــــــرط بـــــــــــسته اند…

    دیشب که باران آمد…
    میخواستم سراغت را بگیرم!
    اما..
    خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم,
    باز زیر چتر دیگرانی

    خیابانهای تنهایی،…
    دلی ولگرد میخواهد،
    و آوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد،
    برایت مرده بودم…
    تا برایم تب کند قلبت
    ولی حتی نپرسیدی،
    دلت همدرد میخواهد؟

    از تکرار دوستت دارم خسته شدم
    کمی هم تو بگو

    تا من ناز کنم
    نترس……

    باورم نمیشود…

    خدایا….
    دستانم را زده ام زیر چانه ام
    مات ومبهوت نگاهت میکنم
    طلبکار نیستم
    فقط مشتاقم بدانم
    ته قصه چه میکنی؟
    بامن…

    از “نبودنت” دلگیر نیستم…
    از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم

    میگفتند :سختی ها نمک زندگی است!!
    امّا چرا کسی نفهمید!
    “نمک”
    برای من که خاطراتم زخمی است
    شور نیست…
    مزه “درد” میدهد…!!…

    فکر نکن که به پایت می نشینم…
    بلند میشوم، آرام چرخی میزنم و مطمئن میشوم که نیستی
    بعد برمیگردم سَرِ جایم، سرم را میگذارم روی زمین و می میرم…

    نوازشگر خوبی نبودی
    ســـــــــــفید شده
    تار مویی را که قســــــــــــم خوردی با دنــــــــــــــــــیا عوضش نمیکنی…

  185. مونا گفت:

    در آغوش خداوند گریه کردم تا نوازشم کند گفت پس ادمت گفتم در آغوش هوای دیگریست…………………….
    بزرگترین اشتباهم بود که التماس کردم بمانی …………………..نمی ارزیدی دیر فهمیدم……………………….
    تنهایی یعنی وقتی که تنها میری لباس بخری تو اتاق پرو از آیینه بپرسی بهم میاد…………………………….
    دله قشنگمو هیچ وقت درگیر آه نمیکنم بزار آه سهم کسانی باشه که قدرمو نمیدونستن………………………..
    سخته دلت گیر کنه ب قلاب ماهیگیری که دلش ماهی نمیخواد فقط اومده ماهیگیری
    ب عشق این زمونه اعتناد نکنید فقط میخوانتون برای حال کردن

  186. امیرعلی گفت:

    دلم برای حضور و غیاب های مدرسه تنگ شده… انگار آن زمان برای کسی اهمیت داشت غیبتمان…

  187. امیرعلی گفت:

    اگه یه روز تو رو توخیابون بایکی ببینم هیچوقت حسودی نمیکنم آخه یادگرفتم اسباب بازیامو بدم به بدبخت بیچاره ها…

  188. میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه : این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ، آخــــرش بـرگرده بگه : مگه من ازت خواستم . . . :((((( [大哭][大哭][大哭][大哭][大哭]

  189. امیرعلی گفت:

    همین سه کلمه برای وصف حالم کافیست!
    لبخندم درد میکند..

    • قلب یخی گفت:

       کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :
      خاطره خشکیه . . .
      خاطره خشکیه . . .

      آنوقت همه ی خاطراتم را

      همان هایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارند را
      میریختم تو کیسه
      و میدادم به او
      و میرفت ردِ کارش !

      همان خاطراتی که عوض کردنشان با نیم سیر نمک هم غنیمت است
      نمکی که بتوانم هر روز رویِ زخمهایم بریزم
      تا دردشان را از دست ندهند
      زخمهایی که نبایند فراموش شوند
      همان زخم هایی که خاطراتم به جانم گذاشتند….!!!

  190. امیرعلی گفت:

    مهم نیست نوشته های درهم و برهم مرا بخوانی یا نه، من برای دلِ خسته ام می نویسم میخواهی بخوان… میخواهی نخوان! فقط خواهش میکنم اگر خواندی عاشقانه ام را تقدیم به ” او ” نکن!

  191. امیرعلی گفت:

    کنارم گذاشت… تا تلخم کند! شرابی شده ام ناب، حالا حسرتم را بکشد…!

  192. امیرعلی گفت:

    خنـــده هایت پیشـــکش همان که تـــو را از مـــن گرفت. فقط خواهشـــاً وقتی حالتـــو گرفت، برنگـــرد زار بــزن؛ حوصـــلت رو ندارم!!! .

  193. الناز گفت:

    دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره
    مثل بغل کردن کاکتوس می مونه …
    هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …

  194. سروش09174880186 گفت:

    مثل سیگار شده ام…..
    تنهایی همه را پر میکنم! امادر تنهایی خود میسوزم….!!!!

  195. سروش09174880186 گفت:

    سیاهی و در به دری،
    غصه ی نا تموم من،
    چقدر باید گریه کنم،
    از غم و گریه دل بکن،
    دختر ماه مثل تو اومده و پشت دره،
    اونم دلش میخواد غم رو از روزگارم ببره…..!!!

  196. سروش09174880186 گفت:

    باورت بشود یا نه؟ روزی میرسد که دلت برای هیچکس به انداره من تنگ نخواهد شد…
    برای نگاه کردنم, بوسیدنم, خندیدنم, اذیت کردنم و برای تمام لحظاتی که کنارم داشتی!
    روزی میرسد که در “حسرت” تکرار دوبار ه ی من باشی… میدانم روزی که نباشم،
    هیچکس “تــــکرار من” برایت نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  197. سروش09174880186 گفت:

    توی این خونه پوسیدم خدایـــــــــــــــــــا مگه دیوار اینجا در نداره
    چقدر باید تحمل کرد بی “عـــــــــــــــــــــــــــشق”
    مگه دنیا در و پیکر نداره،
    چشام کم سو شد از بس گریه کردم
    نمیدونم کی از این خونه میرم،
    دارم می پوسم و چشم انتظارم
    دارم میمیرم و از رو نمیرم……………!!!

  198. سروش09174880186 گفت:

    حتی اگه من از این عــــــــــــــــــشق بگذرم
    قلب شکستم از حقش نمیگذره،
    دوران گیجی و سرگیجگیت گذشت
    محکم بشین دلـــــــــــــــم این دور آخره……………….!!!!

  199. سروش09174880186 گفت:

    مثل آن مسجد بین راهی تنهایم……
    هرکس که می آید، مسافر است!
    هم میشکند نمازش را، هم دلـــم را………!!

  200. سروش09174880186 گفت:

    یه وقـــــــــــتایی هست که باید لـــــــــــم بدی یه گوشه،
    و جریان زنـــــــــــــدگیتو مرور کنی، بعدشم بگی:
    ” به ســــــــــــلامتی خودم که اینقدر تحمل داشـــــــــــــتم”…

  201. سروش09174880186 گفت:

    وقتی در حال تلاش برای تــــــــغییر دادن یک احمق هستی،
    همزمان در حال اثبات حماقت خودتی!!!!!!!!!!!!!!

  202. سروش09174880186 گفت:

    طعم سیب میدهد لب هایش… و من گناه کارترین حوای زمینم!!
    بهشت همین جاست..در آغوش تو با لب های ممنوعه ات!!!!!

  203. سروش09174880186 گفت:

    مشکل اینجاست که همیشه آدمهای تنوع طلب و بی قید،
    دست میگذارند بر روی آدمهای وفـــــــــــــادار!!!!!!!!!!!!!

  204. ازیتا گفت:

    من حوایی هستم ک به هوای هیچکس تورا فراموش نخواهم کرد….

  205. ازیتا گفت:

    آدمای دلتنگ…وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن سرشون رو بر میگردونن اونوری…یکم ثابت میشن..یواش یواش چشاشون پر اشک میشه…

  206. الناز گفت:

    کاش میشد حرف دلمو از چشام بخونه اما جز سکوت راه دیگه ای ندارم .فریب باغبان را نخوری ای گل اگر تورا آب میدهدگلاب میخواهد.

  207. nilo گفت:

    چه سوال امتحانی مسخره ای….”جای خالی راپرکند”مگرجای خالی پرمی شود؟؟؟

    “خوبی؟”گاهی باتمام تکراری بودنش غوغامی کند…ودرجوابش می توان بزرگ ترین دروغ هاراگفت:”خوبم…”

    به جرم وسوسه چه طعنه هاکه نشنیدی حوا…پس ازتو…همه تاتوانستندآدم شدند…چه صادقانه حوابودی…وچه ریاکارانه آدمیم………….

    هربارکه تورایادمی کنم گم میشودتکه ای ازمن درمن…همین روزهاست که “تمام شوم…”

    دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید,می ماند,وبه تنهایی ام پایان می دهد… امد,رفت وبه زندگیم پایان داد…شکستم……

    زندگی یعنی ناخاسته به دیا امدن مخفیانه گریستن دیوانه وارعشق ورزیدن وعاقبت درحسرت آنچه دل می خواهدومنطق نمی پذیردمردن………………..
    درنهان به انان دل می بندیم که دوستمان ندارندودرآشکارازآنانی که دوستمان دارندغافلیم شایداین است دلیل تنهاییمان…

  208. عذاب مرگ گفت:

    تاریخ تکرار بی پایان خطاهای زندگی است …….

  209. عذاب مرگ گفت:

    اگه ی روز شاد بودی آرام بخند تا غم بیدار نشه و اگر یه روز غمگین بودی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه …

  210. kkk گفت:

    اونم منو ول کرد داغون شدم هرگزهم دلیلشونفهمیدم

  211. saye گفت:

    آغوش کسی را میخواهم که بوی “بی کسی” بدهد…..نه بوی “هرکسی”!!!!!!!…..

  212. saye گفت:

    تو که نمی آیی….. تاج و تختی برای خودش به هم میزند ……دلتنگی!!!!!!!

  213. A 09215567262 گفت:

    این بود دنیایی که بخاطر دیدنش، به شکم مادرمان لگد میزدیم……..!!!!!!!!!!!!!

  214. ایوب 09215567262 گفت:

    قـــــــــطار رد شد و رفت……..
    مسافرا موندن،
    مسافرا که برن، قــــــــــــطار میمونه………
    تو برف و بارونی
    قــــــــطار قلب منه
    قلب شکسته ی من
    تو برف مدفونه!!!!!

  215. سروش09174880186 گفت:

    رعد و برق نگاه شهر رو با صداش خواب زده می کرد
    زمین از این همه ســــــــــنگینی بار به روی شونش گله می کرد
    همچنان پای پیاده،فارغ از صدای خشم آسمونی
    بیخیال از ناله ها و گله های برگ های خزونی
    جاده های بی کسی رو گم می کردم آروم آروم
    تن غربت رو می شستم زیر قطره های بارون…….!!!!!!!!!

  216. سروش09174880186 گفت:

    در غمش داغ پدر دیدم و چون طفل یتیم
    اشک ریزان هوس خنده ی بابا کردم!!!!!!!!!!

  217. سروش09174880186 گفت:

    اون روبروم داره پـــــــــــرواز می کنه
    می بینمش هنوز از پشت پنجره
    هی دست تکون میدم، هی داد میزنم
    اون سنگدل ولی هم کوره هم کره……!!!!

  218. سروش09174880186 گفت:

    مه سرد رو تن پنجره ها مثل بغضه توی سینه ی منه
    ابر چشمام پره اشکه ای خدا،وقتشه دوباره بارون بزنه!!!!!!!!!!!

  219. saye گفت:

    ما هر دو احمقیم……….. من..که پیشانیم را به سردی این لوله ی پولادین می چسبانم……. تو….که ماشه را نمی کشی!!!…..

  220. saye گفت:

    من هرروز تلاش میکنم که در خاطرم بماند …. و تو هرروز تلاش می کنی که فراموش کنی…. چه بلاتکلیفند خاطراتمان!!!!…….

  221. saye گفت:

    غمگینم مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم که خنده اش همه را می گریاند…..!!!

  222. saye گفت:

    همیشه باید کسی باشد تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد…..آهای فلانی…..بفهم!!!!!

  223. ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﺁﻩ ﻣﯿﮑﺸﻢ، ﺍﻭ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ!!!!!

  224. صدا رفت …. تصویر رفت … خاطره هاش مونده نمیره …!!

  225. تاریکیِ اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف… لرزشی روی میز کنار تختم میفتد… از این صدا متنفر بودم اما… چشم هایم را میمالم… new message.. تا لود شود آرزو می کنم… کاش تو باشی… سکوت می کنم… آرزوی بی جایی بود

  226. اولش دلت برا اون”آدم”تنگ میشه… بعد برا “اون روزاتون” تنگ میشه… آخرش… دلت برا خودت تنگ میشه… آدمی که تو اون روزا بودی!!!

  227. چگونه خیانت می کنن؟ چگونه کنار دیگری به آرامش می رسند؟ من حتی ” بالشتم” را عوض می کنم خوابم نمی برد!!!

  228. ﺩﻟﺘـــــﻮ ﺷﮑﺴﺖ؟ ﺑﻬﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺖ؟ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻋﺰﯾــــﺰﻡ !! ﻟﯿــﺎﻗـــــــــــﺘﺖ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ .. ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ ; ﯾـــﻪ ﺭﻭﺯﯼ .. ﯾــــﻪ ﺟﺎﯾﯽ .. ﯾــﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿـــﺸﻪ که ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﻔﻬﻤﻪ ﺑﺎ ﺩﻟﺖ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑــــﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺯﺟــــــــــــــــــﺮﻩ ﺑﺮﺍﺵ …

  229. بهت نميگم دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم! بهت نميگم هرچي كه ميخواي بهت ميدم،چون همه چيزم تويي! نميخوام خوابتوببينم،چون توخوش ترازخوابي! اگه يه روزچشمات پراشك شد،ودنبال يه شونه گشتي كه گريه كني،صدام كن! بهت قول نميدم كه ساكت كنم،امامنم پابه پايت گريه مي كنم;-)اگردنبال مجسمه سكوت مي گشتي،صدام كن قول ميدم سكوت كنم. اگه دنبال خرابه مي گشتي تانفرتتوتوش خالي كني صدام كن چون قلبم تنهاست;-)اگه يه روزخواستي بري قول نميدم جلوتوبگيرم.اماباهات ميدوم.اگه يه روزخواستي بميري قول نميدم جلوتوبگيرم امااين وبدون من قبل ازتوميميرم:-)

  230. برایت مینویسم دوستت دارم میدانم که نمیدانی ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی…

  231. هنوز منتظرم… وسط یک شب بارانی… که از شدت تب عرق کرده ام…. بیدارم کنی و بگویی… چیزی نیست… خواب می دیدی….

  232. چه ساده بودم آن هنگام که میپنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه عالم است…وقتی که دلم شکست وعالمی تکان نخوردبه سادگی خودم خندیدم

  233. ﺑــﻪ ﺑَﻌﻀﯿــﺎ ﺑـﺎید ﮔـــــفت ﻋَـﺰﯾـﺰﻡ ﺫﮐﺮ ﺧـﯿﺮﺷُـﻤﺎ ﻫَـﻤﯿﺸــــﻪ ﺭﻭ ﺍَﻧﮕــﺸﺖ ﻭﺳﻄﯿﻪ ﻣـــﺎﺱ…

  234. سروش09174880186 گفت:

    مهمترین درس و تجربه ای که از ” زنـــــــــــدگی” آموختم،
    این بود که هیچکس شبیه حرف هایش نبود!!!!!!!!!!

  235. سروش09174880186 گفت:

    برف چقدر بی معرفت است…
    تنهایی ام رو به رخ همه کشید، وقتی که جای پایی جلوی خانه ام نیست!!!!!!!!

  236. سروش09174880186 گفت:

    نه دیگه به روم نیار که چی اومد به سرم
    نگو خاطرخواهی چه گلی زد به سرم……..!!!!!!!!!!

  237. سروش09174880186 گفت:

    بی ” تــــــــــــــــو” در کنار “خاطره هایت چه کنم!!؟؟

    • saye گفت:

      آرزوهایم هوایی میشوند…..!!!
      به باد میروند…!!!!
      دود میشوند….!!!!
      حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام….!!!!

    • saye گفت:

      چقدر کم توقع شده ام
      نه آغوشت را میخواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را…..
      همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست
      مرا به آرامش می رساند…..
      حتی اصطکاک سایه هایمان …..کافیست!!!!!….

  238. سروش09174880186 گفت:

    ای قلندر… دیگر راحت بخواب! دیگر شب بیداری نگیر…
    گذشت آن روزگاری که میگفتن: شب دراز است و قلندر بیدار!!!
    دیگر نه شب ماندنی است و نه آدمها………!
    روزگار، روزگار دیگری است!!!!!!!!

  239. سروش09174880186 گفت:

    نمی گذارند…. نمی گذارند… هجوم گذشته ها تا بدانم طفلک اکنونم به کجا میرود؟!

  240. سروش09174880186 گفت:

    تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم غلط
    باختم جان در هوای او؛ غلط کردم غلط
    عمر کردم صرف او؛به چی هوس کردم هوس…
    ساختم جان را فدای او،غلط کردم غلط
    دل به داغش مبطلا کردم؛ خطا کردم خطا
    سوختم خود را برای او، غلط کردم غلط………….!!!!!!!!

  241. saye گفت:

    هر آهنگی که گوش می دهم به هر زبانی که باشد بغضم را می شکند……. نمی دانم…. بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است!!!!!…..

  242. saye گفت:

    شاید برایت عجیب باشد این آرامشم….
    خودمانی میگویم به آخر که برسی فقط نگاه میکنی…!!!

  243. سروش09174880186 گفت:

    هی دل پر از غصه
    مرد پر از گریه،
    بغضه ترک خورده
    دیاچه ی مرده
    با گریه جاری شو، بازم بهاری شو
    با دشت خلوت کن، از غم شکایت کن…..!!!

  244. سروش09174880186 گفت:

    حسرت خیس….. و آرزوهایی که همه خاکستر شدند!!!!!!!!!

  245. سروش09174880186 گفت:

    میخوام آتیش بگیرم، داره سوز “نی” میاد
    دلم از غصه پره،اون که رفته کی میاد
    نمیدونم که چی شد، چرا از من رنجید
    جای ای بی مهری، کاش منو میفهمید..!!!

  246. سروش09174880186 گفت:

    تو ،
    تو چشمات، تو حرفات چی داری
    که داری جوونیمو یادم میاری
    وقتی نیستم، کی سر روی زانوت بزاره
    این “تنهایی” نگو که تمومی نداره!!!!!!!!!!

  247. saye گفت:

    از من خواست حلالش کنم….
    همان کسی که با بی رحمی ….
    محبت هایم را حرام کرده بود…!!!!

  248. سروش09174880186 گفت:

    چه تلخ است گم شدن در خود؛ به یک بیهوده دل بستن…….!!

  249. سروش09174880186 گفت:

    حال خیابانی رو دارم که عاشق قدم های کسی است که
    سالها از پل عابر پیاده عبور میکند!!

  250. سروش09174880186 گفت:

    “تــــنهایی” حق کسی است که “خیانت” میکند،،
    اما نصیب کسی میشود که “وفـــــــــــــادار” است!!!

  251. سروش09174880186 گفت:

    چقدر ادامه بدم، به گم شدن تو این خیابونای شلوغ!!!؟؟؟؟

  252. saye گفت:

    به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خود لبخند میزنم
    سیاه لشگری بودم در عشق تو و فکر میکردم
    بازیگر نقش اولم!!!!!

  253. saye گفت:

    هر چیزی زمانی دارد
    نفس هم که باشی
    دیر برسی من رفتم….!!!

  254. saye گفت:

    مشکل از تو نبود از من بود……..
    با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را
    پیش کس دیگه ای جا گذاشته بود…!!!!

  255. ayoob گفت:

    سکوت همیشه ب معنای رضایت نیست ،خسته ام به کسانی ک هیج اهمیتی برای دانستن نمدهتد مدام توضیح بدم..09215567262

  256. ayoob گفت:

    انقدرسرم رو ب دیوارکوبیدم ک همسایه ها ب گمان زلزله توکوچه میخوابند،ب خاطرهمسایه ها برگرد نه من…09215567262

  257. مجيدن گفت:

    شیماجان همیشه دوست دارم اميدوارم باهاش خوشبخت بشي ‏.نفسم خداحافظ
    بي کثافت

  258. saye گفت:

    با من بمون…..
    اونایی که رفتنشون رو طاقت آوردم “تو” نبودن…..!!!

  259. saye گفت:

    مدتهاست نه به اومدن کسی دلخوشم
    نه از رفتن کسی دلگیر..
    بی کسی هم عالمی داره…

  260. saye گفت:

    چقدر دلتنگت هستم
    کاش تصویرت نفس می کشید…!!!!

  261. saye گفت:

    یکباره دلم ریخت….
    لعنت به تمام کسانی که “تو” نیستند
    اما عطر تو را دارند…..

  262. یسنا گفت:

    دل است دیگر هوایت را کرده و کمی تورو میخواهد دل است دیگر و یادش رفته که رفته ای

  263. یسنا گفت:

    غمگینم…. همانند دلقکی که روی صحنه چشمش افتاد که با معشوقش به او میخندیدند…

  264. یسنا گفت:

    باهام بودی ولی همیشه میدونستم موندنی نبودی ترس از نبودنت همه ی لحظه های قشنگ بودنت رو برام نابود میکرد من با بودنت نابود بودم چه برسه به نبودنت!!!!!!!

  265. یسنا گفت:

    نمیتوانم فراموشت کنم فقط با خود سخت میجنگم که دیگر به یاد نیارمت

  266. امیرعلی 09361543099 گفت:

    چشمو دلم روشن !!! یه ماه نبودماااا… هرچی پست داشتم کپی کردین به اسم خودتون ??!! خو میگفتین خودم براتون میفرستادم!نچ نچ نچ نچ.

  267. meigol گفت:

    ﺩﺭ ﻗﻠــــــــــــﺐ ﮐﻮﭼﮑـم

    فـﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾــــــــــــﯽ ﻣﯿﮑـنی

    ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻧﺎﺋﺐ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺍﯼ

    ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﻟﺬﺗــــــــــــــــﯽ ﺩﺍﺭﺩ

    بـﻬﺘﺮﯾﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺷــــــــــﺘﻦ
    تمام خوبـــــی حس مالکیت اینه که

    از کسی که دوسش داری بپرسی تــــــــــو مال کی هستی؟

    و اون بدون معطلی بگه فــــــــقط مـــــــــال تــــــــــــــــــــو

    اگر روزی احساس کردی میخواهی گریه کنی…

    مرا صدا کن…

    به تو قول نمیدهم که بخندانمت ولی میتوانم با تو گریه کنم…!

    دوست دارم بدانم!
    دوست داشتن را چگونه دوست داری؟
    تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست داری

  268. mamadali گفت:

    سیلامممم رفقا میشه حاجیتونم sاشو بزنه ب وبلاگ شوووما ..؟؟

  269. mamadali گفت:

    آدمیست دیگر ….
    یک روز حوصله هیچ را ندارد دوست دارد خودش را بردار و بریزد دورررر ..!

  270. saye گفت:

    هنوز دل خوشم به “خدانگهدارت”….
    اگر نمی خواستی برگردی
    اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد…!!!!

  271. saye گفت:

    میان این همه “اگر”
    تو چقدر “بایدی”….!!!!!

  272. سروش09174880186 گفت:

    همان یک هم که مرا در آغوش گرفت، میخواست حرص “دیگری” را در بیاورد…
    بیچاره من!!!!!!

  273. سروش09174880186 گفت:

    دلم سیگار میخواهد… نه برای کشیدن… برای داغ کردن دستی که خوبی میکند!!1

  274. سروش09174880186 گفت:

    چه آزمون دشواری است….. قلبت رو سمت چپ بگذارند، و بگویند به راه راست برو!!!!

  275. سروش09174880186 گفت:

    تو زندگـــــــــــــی یاد گرفتم با کسی باشم که بخاطر “نبودنم” ریمل چشماش پاک بشه، نه رژ لباش….

  276. سروش09174880186 گفت:

    بی تابم نمی شوی…
    بیقراری نمی کنم….
    فراموشیمان مبارک!!!!

  277. سروش09174880186 گفت:

    او مرا فراموش کرد…
    به چه می اندیشم هنوز؟؟
    او که برای گذر از “دوستم دارد” به “دوستم داشت” هیچ زجری نکشید….

  278. سروش09174880186 گفت:

    نه عشـــــــــــــــقی مانده…. نه آرزویی…. چرا که عشق را “هوس” گرفته،
    و آرزو را “روزگار”….!!1

  279. سروش09174880186 گفت:

    محال است ببخشم کسی رو که وسط خنده هایم وقتی به یادش می افتم،
    گریه ام می گیرد….!!!

  280. سروش09174880186 گفت:

    اینایی که به یکی دست میدن، به یکی پا میدن، به یکی دل میدن، اینارو اذیت نکنین…
    اینا کارت اهدا عضو دارن!!!!

  281. سروش09174880186 گفت:

    کجای زندگی رو با تو مشترک بوده ام که حالا تلفن خوش خیالت
    تو رو مشترک مورد نظر میخواند؟! مورد نظر شاید، ولی مشترک؟؟؟ هه….
    گفتم که خوش خیال است!!!!

  282. سروش09174880186 گفت:

    دم روزگـــــــــــــــــار گــــــــــــــــرم….
    که بدون گارانتی داره ما رو سرویس میکنه……..!!!!

  283. saye گفت:

    دلتنگ نشدی
    ببینی چگونه خوبترین خاطره ها….
    بی رحم ترینشان می شوند……!!!!!

  284. saye گفت:

    گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت……
    دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم….!!!!

  285. saye گفت:

    گفتی “خودت را جای من بگذار…”
    گذاشتم….می بینی…!!!اما نرفته ام…

  286. کیمیا گفت:

    دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدارم اقایA.B

  287. سروش09174880186 گفت:

    چه شب ساکتی است…
    انگار هیچکس در دنیا نیست!
    یا شاید هم من در دنیای کسی نیستم!!!!

  288. سروش09174880186 گفت:

    با عرض سلام و ادب احترام خدمت همه دوستای عزیزم….فرا رسیدن سال 1393 رو به همتون تبریک میگم. ایشا.ا.. ک فقط سالم و شاد باشین.دوستای عزیز , ندا یکی از مخاطبای خوب این وبلاگ بود ک به دلایلی رحمت خدا رفتن. تو رو خدا قبل از شروع هر موضوع عشق و عاشقی یه کم دقت کنین.”ناله زدرد هجران، وای از غم جدایی/فکر وداع باید از روز آشنایی…… میدونم خیلیاتون دچار عشق و گرفتاری هاش شدین. یا منطقی باشین و تا عادت نکردین حلش کنین. یا اگه شروع کردین سعی کنین از دستش ندین. چون هیچ چیز جای اون عشق رو نمیگیره…هیچ چیز……….. موفق و شاد باشین دوستای خوبم/

  289. مائده گفت:

    انقدر گناه کنم در جوانی که به پیری رسم توبه کنم انقدر جوان مرد که پیر نشد!!!

  290. مائده گفت:

    خیانت است یا عدالت ؟؟؟
    وقتی گفت دوستت دارم و برای دو نفر فرستاد

  291. مائده گفت:

    اونی که دستش بر گردن شماست روزی قلادش دست ما بود زیاد خوب پارس نکرد ولش کردیم!!

  292. نسیم گفت:

    احسانم من را بفهم فقط درکم کن

  293. آرش گفت:

    تو این روزا فقط دارم زجر میکشم نمیدونم چمه…….
    از دنیا خسته شدم نامزدم هم خوبه اما خیلی سخته سخت یه………………………………………………
    ممنون از مطالب سایتت خیلی آرومم کرد اشکمو در آورد تو نمازام دعاتون میکنم

  294. هادی گفت:

    خیلی سخته

  295. سروش گفت:

    سلام و احترام ب مدیر محترم سایت…صاحب این خط یعنی آقا سروش دیروز بر اثر سانحه تصادف فوت کردن.. و لطفا جلوی کل جملاتشون فقط اسمشون رو ثبت کنین.و شمارش رو بردارین.مرسی . دوستای عزیز, شما هم یادتون نره واسش فاتحه بفرستین.موفق باشین.با تشکر.

  296. سحر گفت:

    دوستای عزیزم سلام
    واقعا smsهای قشنگی بود

  297. سحر گفت:

    خدا گفت:(او را به جهنم ببرید.)
    برگشت و نگاهی بخدا کرد …
    خدا گفت:(او را به بهشت ببرید.)
    فرشتگان علت را پرسیدند …
    خداگفت:( چون هنوز به من امیدوار است).

  298. یه عاشق گفت:

    میخولم بگم چقدر سخته که نمیتونم به اونیکه سه ساله دوستش دارم و فکر میکنم اونم همین حسو داره بگم دوستش دارم از ته قلبم
    ولی الان میگم امین جان خیلی دوستت دارم بیشتر از اونیکه فکرشو بکنی دوستت دارم

  299. pantea گفت:

    توراچه به بامن بودن بامن بودن لیاقت میخوادکه تونداری توذاتت هرزه پسنده

  300. سیران گفت:

    چشمهایت همچون باران است و قلبم چون کویر ،
    و میدانی که کویر بدون باران زنده است !
    پس برو بمیر ..!!

  301. سیران گفت:

    هیـــچ وقت فکر نمیکردم انقدر قیــــمتی باشم…
    به هــــرکس رسیدم مرا فروخت…

  302. سیران گفت:

    شاید راه رو عوضی برم . . .
    ولی با یه عوضی راه نمیرم . . .

  303. سیران گفت:

    خیلی حــــــــرف هست…
    که تــــــــو هرروز در گــــــــلویت…
    بغــــــــض کشنده ای احســــــــاس کنی…
    بــــــــرای کسی که…
    بدانی…حتی یک بار در عمــــــــرش…
    به خــــــــاطر تــــــــو…
    بغض هــــــــم نکــــــــرده است…!!

    • omid_ [A]łøиe گفت:

      عشق جيست كه همه از آن مى كويند؟
      ع:عبرت زندكى
      ش:شلاق زمانه
      ق:قصاص روزكار
      اما افسوس وصد افسوس كه شلاق زمانه را خوردم
      قصاص روزكار را كشيدم!
      اما عبرت نكرفتم……

  304. سیران گفت:

    بیــا باهـــم بازی کنیـــم..تو بـســته های قرصُ ســیـــگار مـــنُ بشــمار و مـــن شمارۀ غریبه های گوشیِ موبایلت را!

  305. darya گفت:

    هیچ وقت کسی رو پس نزن ک دوستت داره..
    مراقبته.و نگرانته….
    چون یک روز بیدار میشی و میبینی
    ماه رو از دست دادی.وقتی ک داشتی ستاره ها رو میشمردی…..

  306. **تنــــــــــها** گفت:

    فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری

    غــــــــــــــــــم

    را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطــر خودم آفریدم چون این مخلوق من،

    که

    خوب می شناســمش تا غمگین نباشد به یـــاد خالق نمی افتد

  307. **تنــــــــــها** گفت:

    یه وقتایی که دلت گرفتـ ـه ؛

    بغـ ـض داری ،

    آروم نیســــ ــتی !

    دلت براش تنگ شـ ـده ….

    حوصله ی هیچكـ ـسو نداری !

    به یاد لحظه ای بیفت که :

    اون همه ی بی قـراری های تو رو دید؛

    امـ ــا ….

    چشـ ـمـاشو بسـت و رفت … !!!

  308. omid_ [A]łøиe گفت:

    چنان ﭼﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻨﻢ ﮐﺮﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ

    که ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﺗﻠﺦ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ …

    • omid_ [A]łøиe گفت:

      خوشبختی داشتن کسی است

      که بیشتر از خودش

      تــــــــــو را بخواهد

      و

      بیشـــتر از تــــــــو

      هیـــــــــــچ نخواهد

      و

      تــــــــــو …

      برایش تـــــــمام زندگی باشی …

  309. معراج گفت:

    به خلوت تــــــــک نفراه ام طعنه نزن… اینجا
    مدت هاست که یک+یک میشود یک…

  310. معراج گفت:

    نمیدانم کـــــــــــوه از بس که تنها بود سنگ
    شد.یا از بس که تنها بود سنگ شد؟

  311. معراج گفت:

    کسی که نشسته است همیشه خسته نیست…
    شاید جایی برای رفتن نداشته باشد…

  312. معراج گفت:

    لبخند زدن خیلی راحت تره تا بخوای به
    همه توضیح بدی چرا حالت خوب نیست….

  313. وصال گفت:

    سلام چطورید خوبییییییییییییییییید

  314. یه بدبخت گفت:

    چقدرسخته دختری که ازبچگی باهاش بزرگ شدی
    حالامیخوای بهش بگی دوست دارم میبینی که ازدواج کردودیگه حتی جواب سلامتوهم نمیده
    چرخ روزگاربرامن اینجورچرخید….

  315. سروش09174880186 گفت:

    گــــــــریه میکرد گرگ…
    وقتی که دید سگ برای تکه استخوانی
    لگدهای چوپان را تحمل میکند…!!!

  316. فرناز گفت:

    دارم به این جمله از امام علی(ع) فکر می کنم ” به کسی که به تو هیج علاقه ای ندارد دل مبند”

    چه اشتباهی کردم ……….

    • معشوق گفت:

      سلام فرناز خانم بنظرم برا آدم اصلا فرقی نداره چه پسر باشی چه دختر وقتی علاقه از جانب یکطرف باشه خیلی سخت اتفاق می افته به فرد علاقه خود برسی به طور خلاصه باید هر دوطرف همدیگر بخوان در غیر اینصورت نمیشه . جهت راهنمایی.

  317. صادق 09393488862 گفت:

    حواست باشد…

    داریم جایی “زنـدگـــی” میکنیم کـه:

    هَرزگی “مـُـــــد” اســت

    بی آبرویــی “کلاس” اســـت

    مَســـــتی و دود “تَفـــریــح” اســـت

    رابطه با نامحرم “روشــن فکــری” اســت

    گــُـرگ بــودن رَمـــز “مُوفقیت” اســـت

    بی فرهنگی “تمــــــدن” است

    پشت به ارزش ها و اعتقادات کردن نشانه “رشد و نبوغ” است

    و تو ای همسنگر…

    مواظب باش !!

  318. صادق 09393488862 گفت:

    از رنجی خسته ام که از آن من نیست بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست با نامی زیسته ام که از آن من نیست از دردی گریسته ام که از آن من نیست از لذتی جان گرفته ام که از آن من نیست به مرگی جان میسپارم که از آن من نیست ………………………………………….. کوه با نخستین سنگها اغاز میشود و انسان با نخستین درد من با نخستین نگاه تو اغاز شدم

  319. صادق 09393488862 گفت:

    دیشب خدا داشت ازم امتحان می گرفت .. آره امتحان… دیکته گفت این عبارات رو که می گم بنویس..: منم نوشتم… : دوست داشتن …عشق … مردن … دلتنگی … تنهایی.. … خدا..باور… اشک … رفطن… دوسستت دارم… عاشقتم … بی تو میمیرم … دلم برات تنگه … بی تو تنهام.. .به خدا قسم…اما تو باور نداری….اما تو دیگه رفطی…. خدا یه نگاهی بهم انداخت گفت…: (( اینجوری نمی شه … تو همه کلمات و جملات رو درست نوشتی … بجز.. (( رفطن )) … چون باور نداری… باید تمرین کنی … باید50 بار از این کلمه بنویسی تا خوب یاد بگیری … همین الان بنویس… بنویس اون رفته….. )) منم پنجاه بار نوشتم… : اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفته.. اون رفطه …. اما هنوز خدا داره… نگام می کنه… ….چشام خیسن…….. ! ! دلم تا سر حد مرگ تنگه …. دلم تنگه…. دارم میمیرم…!! یکی به دادم برسه…. دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه… دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه…..

  320. صادق 09393488862 گفت:

    دلم را شکستی بازم دوباره /اما بدون چوب خدا صدا نداره /تنها ارزوم اینکه یه روز هم برسه/ چشمهای تو مثل ابرها بباره/ خیلی بی رحمی که وقتی که میفهمی/ هیچکسی مثل من دوستت نداره/تو که از دل تنگم خبر نداری /نمیپرسی چرا دور از دیاری/ من که فقط برای تو می مردم /اما بدون اخر تو کم میاری/ ساده بهت بگم عاشقتم دیونه/ این قلبمه که واست میخونه /خاطرات تلخ و شیرین باتو/ میره اخر یه غم برام می مونه.

  321. صادق 09393488862 گفت:

    سلام ای ساکن کوچه های تنهایی بن بست؟!
    منم غریبه ترین اشنا،یادت هست؟!
    ما که در قفسیم خبر از دوست نداریم،
    دلتنگ دوستیم ولی چاره نداریم…

  322. صادق 09393488862 گفت:

    ﺯﻥ : ﻣﮕﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ! ؟
    ﻣﺪﯾﺮ : ﺍﮔﻪ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺮﯾﺰ !
    ﺯﻥ : ﺁﻗﺎ ﺁﺧﻪ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺑﮕﯿﺮﻥ !
    ﻣﺪﯾﺮ : ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺳﻤﺶ ﻫﻤﯿﺎﺭﯾﻪ !!!
    ﺯﻥ : ﺍﺳﻤﺶ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ . ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪ
    ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﻭﺟﻬﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﻦ .
    ﻣﺪﯾﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﻭ ﺍﺳﻢ ﺑﭽﺖ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﻨﻮﯾﺲ !! ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻭﻗﺖ
    ﻣﻨﻮ ﻧﮕﯿﺮ …
    ﺯﻥ : ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺪﯾﺮ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﯾﺘﯿﻢ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺁﺧﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﯿﺎﺭﻡ ؟ !!
    ﻣﺪﯾﺮ : ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺤﺘﺮﻡ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﺪﯼ ﺭﻭ ﺗﺎﺑﻠﻮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ
    ﯾﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﺎ ﻣﺪﺭﺳﻪ؟ ! ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻦ !!!
    ﺯﻥ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻭﺍﺣﺪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻣﺪﻝ
    ﺑﺎﻻﺋﯽ ﺗﺮﻣﺰ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﺪ … ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺟﺎ
    ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪ: ﮐﻤﯿﺘﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻓﻘﺮ ﺩﺭ
    ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ … ﺳﺘﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺑﯿﺴﻮﺍﺩﯼ … ﺗﯿﺘﺮ ﺩﺭﺷﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﺻﻔﺤﻪ
    ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﺑﺎ 200000 ﺯﻥ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟!! ﺯﻥ ﺑﺎ
    ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻋﺪﺩ ﺭﺍ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﮐﺮﺩ:
    ﺑﺎ 200001 ﺯﻥ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ؟ !!
    ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ: ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪ؛ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻧﺎﻥ ﻗﺴﻤﺖ
    ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻟﻨﮓ ﻧﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻟﻨﮓ ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ
    ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻧﯽ ﺑﺨﺮﻧﺪ.
    “ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖ ”

  323. صادق 09393488862 گفت:

    در کنار ساحل دریای غم

    قایقی میسازم از دلواپسی

    بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

    یک مسافر از دیار بی کسی

  324. صادق 09393488862 گفت:

    کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟

    بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟

    و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که

    چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !

  325. صادق 09393488862 گفت:

    تنها امید من که نا امیده
    امیده من دوباره ته کشیده
    لحظه به لحظه فکر نا امیدی
    این لحظات امونم و بریده

    به لب های تو می سازم کلامی ، سرود آشنایی یا سلامی

    ندارم جز غم عشق تو در سر ، ولی افسوس که از من جدایی . . .

    به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا

    یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا . . .

  326. صادق 09393488862 گفت:

    ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . .
    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
    ﯾﮏ جایی
    به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
    ﺑﺮمبگردد !
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ !
    ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !
    ::
    ::
    هیس …
    حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام
    بگو کسی حرفی نزند
    بگذار لحظه ای آرام بگیرم …

  327. صادق 09393488862 گفت:

    می آیی . . .
    عاشق می کنی . . .
    محو میشوی . . .
    تا فراموشت می کنم ، دوباره می آیی . . .
    تازه می کنی خاطراتت را . . .
    محو میشوی . . . .

  328. صادق 09393488862 گفت:

    می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
    آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
    می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
    آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
    می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
    از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
    راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
    تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
    طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
    روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

    شعر عاشقونه و غمگين

    دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم
    جدایی سهم دستامه که دستاتو نمی گیرم
    تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ
    شده این حس تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ
    دیگه دیره دارم میرم چقد این لحظه ها سخته
    جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بی وقته
    دارم تو ساحل چشمات دیگه اهسته گم میشم
    برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم
    دیگه دیره دارم میرم برام جایی تو دنیا نیست
    به غیر از اشک تنهایی تو چشمم چیزی پیدا نیست
    باید باور کنم بی تو شبیه مرگ تقدیرم
    سکوته من پر از بغضه دیگه دیره دارم میرم

  329. صادق 09393488862 گفت:

    رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم کوچه نمایان شوی

    وبرایم دستی تکان دهی . . .

  330. سروش دلشکسته گفت:

    هیزم نبودم….
    اما سوختم در سرمای نبودنش….

  331. sadegh گفت:

    ای کاش زندگی دنده عقب داشت……….

  332. sadegh گفت:

    آدم های خوب همیشه تنهایند و بدترین ضربه ها را میخورند اما ادم های بد و 7خط همیشه بهترین محبت ها نصیبشان میشود کاش من هم 7خط بودم تشنه ی محبت نیستم اما دوست دارم آدم بدی شوم و ب همه بدی کنم زیرا ک باور دارم مردم سرزمینم آدم های 7خط را بیشتر از ادم های ساده دوست دارند مگر دور زدن آدم های ساده چه لذتی دارد ک هر که میرسد دورشان میزند یقین دارم مردمم تغییر نمیکنند پس من هم همرنگ جماعت میشوم،،،

  333. 09393488862sadegh گفت:

    کوچه
    بی تو، مهتاب‌ شبی، باز از آن كوچه گذشتم،
    همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
    در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
    باغ صد خاطره خندید،
    عطر صد خاطره پیچید:
    یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
    تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
    من همه، محو تماشای نگاهت.
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشة ماه فروریخته در آب
    شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    یادم آید، تو به من گفتی:
    – ” از این عشق حذر كن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
    آب، آیینة عشق گذران است،
    تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، كه دلت با دگران است!
    تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!
    با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ – ندانم
    سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
    نتوانم!
    روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
    چون كبوتر، لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم …“
    باز گفتم كه : ” تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم، نتوانم! “
    اشكی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب، نالة تلخی زد و بگریخت …
    اشك در چشم تو لرزید،
    ماه بر عشق تو خندید!
    یادم آید كه : دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه كشیدم.
    نگسستم، نرمیدم.
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
    نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم …
    بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشت

    • leila گفت:

      گفته بودی که….

      گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟

      آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!»

      مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

      ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی !

  334. رعنا(هانی) گفت:

    غمگینــــــم … !
    هماننــــد عکســـــی در اعلامیــــه ی ترحیـــــم …
    کـــــــه ” لـــبخنــــــدش ”
    دیگــــــران را ” مـی گــریـانـــــد…

  335. رعنا(هانی) گفت:

    در روزگاری زندگی میکنیم کـه:
    هَرزگی “مـُـــــد” اســت !
    بی آبرویــی “کلاس” اســـت !
    مَســـــتی و دود “تَفـــریــح” اســـت !
    رابطه با نامحرم “روشــن فکــری” اســت !
    گــُـرگ بــودن رَمـــز “مُوفقیت” اســـت !
    بی فرهنگی “فرهنگ” است !
    پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه “رشد ونبوغ” است !

  336. یا علی گفت:

    دنیای ما پر از دستهایی است که خسته نمی شوند از نگهداشتن نقابها………………….

  337. محمدرضا ( mohammad alone) گفت:

    ﺟـــﺎﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺗﻮﯼ ﮐـﺘـﺎﺏ ﺟـﻐـﺮﺍﻓـﯿـﺎ ﺧــــــــــﺎﻟﯿﻪ
    ﺑـﺎ ﻋـﻨـﻮﺍﻥ “ﭘـﺴﺖ ﺗـﺮﯾـﻦ ﻧـﻘـﻄـﻪ ﯼ ﺩﻧـﯿـﺎ

  338. محمدرضا ( mohammad alone) گفت:

    هه خندم میگیره ، خودمو براش کوچیک میکردم که احساس نکنه ازش بزرگترم ولی حیف که ب خاطر کوچیکیم تنهام گذاشت و رفت با یکی دیگه،

  339. محمدرضا ( mohammad alone) گفت:

    ساده نباش …
    خيلى وقت است آدمها سادگى را خريت ميپندارند …

  340. ♥همنفس تنها♥ گفت:

    ای کاش ادمآ می فهمیدن که اگه عاشق کسی شدن. اول طرف عاشق اون شده. حتی اگه به روش نیاره …نگه..نتونه بگه…فقط میخواستم بگم همیشه همو دوست داشته باشین..ادمآ به همین عشقا و امیدا زندن.
    .
    .
    همیشه امیدوار باشین..و عاشق.از کوچیک ترین کارا دلخور نشین.امید داشته باشین به زندگیتون به آیندتون..زندگی کنین…….زندگی کنین………
    (من..یه عاشق.یه…تنها…یه دلشکسته…یه مرده ی متحرک……….یه ….شکست خورده از زندگی…)

    ولی از شما میخوام جون عشقتون .جون بهترین فرد زندگیتون ..هیچ وقت …هیچ وقت دل کسیو نشکنین که بعد پشیمون بشین . کسیکه کسیو ناراحت کنه خودش زود تر از اون فرد ناراحت میشه
    هــــِی ای کاش یکی به حرفام گوش میکرد…ای کاش یکی حرفمو میشنید.

    من ….یه دختر 14 ساله ام…که تو11 سالگیم..عاشق شدم..
    فک نکنم دیگه هیچ وقت مث اون موقع عاشق بشم.
    من داشتم فراموشش میکردم..ولی وقتی فهمیدم اون نه تنها دوسم داشته….بلکه عاشقم بوده. که الان دور ترین فاصله رو باهم داریم من کجا …اون کجا درست تو دو تا نقطه ی مختلف.
    اصلا نمیتونم خودمو ببخشم ..چطور میتونم وابستش کرده باشم…امیدوارم منو ببخشه.من…عشقو وقتی فهمیدم که از هیچی این دنیا خبر نداشتم.
    مهمترین اتفاقای زندگی وقتی اتفاق می افته …که.ما از رخ دادن اونا بی خبریم…تو حال خودمونیم…
    هـــِی …ادمآ ای کاش میفهمیدین تو دل ادما چی میگذره…
    تو رو جون خودتون ..همیشه همو دوست داشته باشین اگه عشقتون بهتون پشت کرد…..نا امید نشین ……………………نا امید نشین…بدونین یکی اون بالا هواتونو داره…از حالتون خبر داره….
    🙁 خدافظ مواظب خودتونو عشقتون باشین

  341. مرتضی گفت:

    خوشحال میشم اگه باهام دوست بشی
    09303732870

  342. farshid گفت:

    اگه خیانت نکردم،فکرنکن نمیتونستم،اتفاقا خیلی هادوروبرم بودن..
    اگه خوب بودم،فکرنکن خوبی ازخودت بود،خوبی توذاتم بود…
    اگه بردمت بالا،فکرنکن چیزی بود،میخواستم هم قده خودم شی…
    اگه تک پربودم،فکرنکن پریدن بلد نبودم،فقط میخواستم باتوبپرم…
    اگه دلمو فقط به تو دادام،فکرنکن تو عالی بودی،دلم راضی نمیشد…
    اگه واسه دیدنت لحظه شماری میکردم،فکرنکن خیلی شاخ بودی،به دلم که تنگ بود احترام میذاشتم
    اگه…اگه..حرف آخر ،این حسه من بود که توروارزشمندمیکرد،وگرنه تو هیچی نبودی…

  343. farshid گفت:

    خـیــــــلــی کــم گــذاشــــــتــــــی…
    خـــیـــلــی نـــبـــودی…
    مــــن امـــــــا…
    کـــــــــم نـــگــــــذاشــــتـــم..
    کـــم بـــرداشـــتــم…
    کــه تـــو کـــم نيـــاری…
    هـــر چــیـــز بــا ارزشـــی بـــــود بـــه تـــو بـــــخـــــشـــــیــدم…
    عــــــــــشــــقـــــم…
    غــــــــــــــــــــرورم…
    دلـــــــــــــــــــــــم…
    ســــــــــــــــادگــی ام…
    بـــــــــــــــــــــاورم…
    و…
    زنـــــــــــــــدگـــــیـم…
    دیگـــرچیــزی برایــم نــمانـده…
    بـــــه جـــــز”تــــــــــــو”…
    کــــه تـــوراهـــم بـخـشـیـدم…
    بـــــــرو بــــســـلــامـــت…

  344. farshid گفت:

    ♥نخی سیــــــگار مانده برایم ♥
    ♥برای همه دلتنگی هایم ♥
    ♥من و شب و تنهایی و سیـــــــگار ♥
    ♥کوله بار غم و تیکه بر دیوار ♥
    ♥پــــــک اول به حرمتـــ دلـــــــــــــــــم ♥
    ♥پـــــک بعدی به حرمتـــ دلــــــــــــــت ♥
    ♥به حرمت دلم که بی صدا شکــــــســــــت ♥
    ♥به حرمت دلت که بــــــــــــــــــاور نکرد و رفتـــــ ♥ . . .

  345. farshid گفت:

    بزن به سلامتی حرفای دلت که به کسی نگفتی….
    بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی….
    بزن به سلامتی تنهایی ولی تنهایی رو دوس نداشتی….
    بزن به سلامتی آرزو هایی که نتونستی لمسشون کنی….
    بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوز هم دوسش داری…
    بزن به سلامتی شبهایی که تو تاریکی گریه میکردی ولی نمیدونستی برای چی….
    بزن به سلامتی دوست و آدم هایی که خنجر زدن….

  346. farshid گفت:

    خسته ام از این دنیا
    از تنهایی و بی کس شدن توی تموم رویاها
    از بغض و هق هق وگریه توی تموم شب ها
    از صد بار مردن و زنده شدن توی تموم روزها
    از شکستن قلبم توی تموم دلبستگی ها
    از بودن ولی فراموش شدن از تموم یادها
    از نرسیدن و مرگ تموم ارزوها
    از ناامید بودن به فرداها
    از. . .

  347. فرشته گفت:

    چرا انقدر پسرا کثیفن؟؟ چرا فقط تو فکر هوسشونن ؟جرا عشق دخترای بدبختو زودباورو نمیبیننو به بازی میگیرنشون؟ چرا با احساساتشون بازی میکنن؟ انصاف ندارن؟ دل ندارن نمیفهمن اون دختر چه ضربه ای میخوره چقدر دلش میشکنه و شبا با بعض میخوابه؟ خدارو خوش میاد آخه؟؟انقدر کثیف نباشید

    حالم از همتو بهمیخوره از همتون متنفرم..

  348. معصومه گفت:

    گاهی حضوریکی اینقدر توی زندگیت زیبا ست …..که هیچ کلمه پیدا نمیکنی تا بتونه حرفت بزنی …تنها سکوت میکنی چشم بهش میدوزی ….پرورگارا توراسپاس….بهزاد ممنونم از بودنت.

  349. الهام گفت:

    منم تنهام کسی رو ندارم که باهاش دردودل کنم …تازگیا گریه هم ارومم نمیکنه

    • nazinazi گفت:

      ابجى گلم بخواى من ميتونم کمکت کنم وباهات باشم اينروزاbitobatomanoto.همه کموبيش فهميدن جنس مخالف به درددردودل نميخوره

  350. خدای درد گفت:

    پشت ماشین اشغالی نوشته بود(واسه هر اشغالی خودتو کثیف نکن)

  351. دلتنگ گفت:

    میــــــــگن چـــــــــون دنیـــــــــــــــــــــــــــــا اسمش دختـــــــــ♥ـــــــــــــــرونست وفــــــــــــــــــا نداره خب عیـــــب نداره تــــــــــــو بگو جهــــــــــــــــــــــــــــــــان ببینم بازم فرقــــــــــــــی میکنه؟؟

  352. mohammad گفت:

    بار آخر من دلم را با دلت بر میزنم بار دیگر حکم کن…؟ اما نه بی دل با دلت……..دل حکم کن
    حکم دل……؟
    هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم
    این دل من؟ رو بکن حالا دلت را؟
    دل نداری؟ بر بزن اندیشه ات را
    حکم لازم.
    دل گرفتن دل سپردن هر دو لازم.عشق لازم

  353. mohammad گفت:

    نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را به زحمت جغد پیدا میکند ویرانه مارا
    از آن شادم که می آید غمی هر شب به بالینم چه سازم گر که غم هم گم کند ویرانه ما را

  354. mohammad گفت:

    شمع گر پروانه را سوخت خیر از خود ندید آه عاشق زود گیرد دامن دمعشوقه را

  355. سپهر گفت:

    کاش می شد دفتر زندگی رو با مداد نوشت که بهای پاک کردنش فقط یه پاککن باشه.

  356. سپهر گفت:

    به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردی !
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”

  357. سپهر گفت:

    سکوت گورستان رامیشنوى؟…

    دنیا ارزش دل شکستن را ندارد…

  358. سپهر گفت:

    از بس که ارزوهامو به گور بردم
    ديگه جا واسه جسدم نمونده….

  359. Atra گفت:

    نه اسمش عشق است،
    نه علاقه،
    نه حتی عادت…
    خریت محض است ، دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست!!!

  360. تایسون گفت:

    مدت هاپیش اموختم که نباید باخوک کشتی گرفت کثیف میشوی وازاین مهمترخوک ازاین کارلذت میبرد

  361. امید گفت:

    سلامتی چشم خیس دوستان. . .

    سلامتی اون حلقه که جایگزین حلقه پسر شد. . .

    سلامتی ماشین عروس. . .

    سلامتی سستی زانو. . .سلامتی سیاهی چشم. . .

    سلامتی اون شب. . .

    سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد. . .

    سلامتی فرداش. . .

    سلامتی مهمونی که دختر گرفت. . .

    سلامتی دوستایی که جمع شدن. . .

    سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت. . .

    سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .

    سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد. . .

    سلامتی تیغی که تیز بود. . .سلامتی رگ دست. . .

    سلامتی دختری که خودکشی کرد. . .

    سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن . . .

    سلامتی ملاقات تو بیمارستان. . .

    سلامتی اون 5 و 6 دقیقه ی تنها با دختر. . .

    سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .

    سلامتی شرم دختر. . .سلامتی صبر پسر. . .

    سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .

    سلامتی قسم جون پسر. . .

    سلامتی قبول کردن دختر. . .

    سلامتی لحظه خداحافظی. . .

    سلامتی چشمای خیس. . .سلامتی یه عمر تنهایی. . .

    سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد. . .

    سلامتی خنده هایی کودکی که توی راه بود. . .

    سلامتی دختری که مادر شد. . .

    سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .

    سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه. . .

    سلامتی امشب. . .

    سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشقشون نرسیدن

    واز دور نگران یکی یه دونه شون بودن و با بغض با سکوتشون گفتن آهای غریبه

    این که دستش توی دستای تویه همه دنیای منه

    خیلی مراقبش باش. . .

  362. مهندس زهرا گفت:

    آهای غریبه…!کنارش میشینی وفقط باند آیه قران محرمش میشوی…ومن آشنا با یک دنیا عشق وحسرت به او نامحرمم…………

  363. مهندس زهرا گفت:

    اخم میکنی که مهربانیت را پنهان کنی….مرا شما خطاب میکنی که هوایی نشوم…اما نمیدانی که چقدر اینها به تو میایند ومن دیوانه تر میشوم!!!!!!

  364. مهندس زهرا گفت:

    زندگی هنگامه فریادهاست…سرگذشت درگذشت یادهاست…زندگی تکرار جان فرسودن است…رنج ما تاوان انسان بودن است..

  365. مهندس زهرا گفت:

    چه حماقتی………..یادم نمیکنه اما باز احمقانه میخوامش……چه غرور بی غیرتی دارم من………….

  366. احمق گفت:

    دوستش دارم ، به خاطرش غرورم رو شکستم…..هربار تیکه های شکسته ی غرورم قلبمو پاره میکنه
    اما نمیتونم دوستش نداشته باشم و غرورم رو به خاطرش نشکونم…
    دارم نابود میشم

  367. صادق گفت:

    این روزها کســـــــی به خودش زحمــــــــــت نمی دهد

    یک نفــــــر را کشـــــــــــف کند !

    زیبایــــــــی هایش را بیـــــرون بکشــــــــد …

    تلخـــــــی هایش را صبر کند …

    آدمهـــــــــای امروز، دوســـــــــــت های کنســـــــروی می خواهند!

    یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیــــرین و مهربان

    از تویــــش بپرد بیــــــرون!

    و هی لبخنــــــــــد بزنــــــــد و بگـــــــــــوید:

    “حـــــــق با تــــــــــوست”

  368. صادق 09393488862 گفت:

    روز مرگم دراخرین نفسم….
    فقط یک چیز به او خواهم گفت:
    اونطوری نه!!اینطوری میرن!!!

  369. صادق 09393488862 گفت:

    تو چه می فهمی!
    حال و روز کسی رو که دیگر
    هیچ “نگاهـــــــــــــی”
    دلش رو نمی لرزاند!!!!!

  370. صادق 09393488862 گفت:

    کسی چه می داند!؟
    شاید “شیــــــطان” عاشق “حــواء” شده بود
    که به “آدم” تعظیم نکرد!!!!

  371. صادق 09393488862 گفت:

    اینایی که به یکی دست میدن، به یکی پا میدن، به یکی دل میدن، اینارو اذیت نکنین…
    اینا کارت اهدا عضو دارن!!!!

  372. DJsadegh 09393488862 گفت:

    نـشـستـه ام…
    بـــیـاد ِ کــودکــی هـــایــم ،
    دور ِ “غــلـط”هــا ،
    یـک خــط ِ قرمز مـی کـــشـم !
    حتی…
    دور ِ تــــــــو !

  373. DJsadegh 09393488862 گفت:

    این قدر دوری مکن که بـــــــــرباد میشــــــوم
    رفتــه رفتــه آخر زیری خاکـــــــــــ میشـــــــوم
    بعداز رفتنم دیده به گریـــــــــان میشــــــــــوی
    ازین دوری کردنت آخـــر پیشمان میشــــــــوی

  374. DJsadegh 09393488862 گفت:

    کـــور شــود هــر آنــکــﮧ
    چــشــم دیـدن عـشــقـمـــآن
    و خـوآنـدن عـآشـقـآنــﮧ هــآیــمان
    را نـــدآرد…!!

  375. DJsadegh 09393488862 گفت:

    گاهی نیاز داریم فقط که کسی ففقط حضور داشته باشد…..
    نه برای اینکه چیزی را درست کند. یا کار کار خواستی انجام دهد بلکه فقط به این خاطر که احساس کنیم کسی کنارمان هست وبه ما اهمیت میدهد………

  376. DJsadegh 09393488862 گفت:

    چقدر ﺳﺨﺘﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ
    ﻫﻨﻮﺯ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺑﺎﺷﻪ,
    ﺫﺧﻴﺮﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺎﺑﺎ…
    ﺑﻌﺪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ….
    ﻟﺤﻈﻪ ﺳﺨﺘﯿﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺑﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮﺕ!

  377. DJsadegh 09393488862 گفت:

    اگـه گـفـتـی اشـتـبـاهـش کـجـاسـت؟
    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
    قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَكُن لَّهُ كُفُـواً أَحَدٌ (4)
    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
    قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَكُن لَّهُ كُفُـواً أَحَدٌ (4)
    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
    قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَكُن لَّهُ كُفُـواً أَحَدٌ (4)

    خوب دیگه نگرد
    اشتباهی نداره
    ثواب ختم یه قرآن را بردی
    منم تو ثوابتون شریکم

  378. DJsadegh 09393488862 گفت:

    خـــوابهـایـم گاهــ ـ ــ ـــــی …

    زیباتر از زندگـــی ام مـی شـونــد …

    کـاش گـ ــ ــاهــی …

    بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم ……!

  379. DJsadegh 09393488862 گفت:

    گاهی وقت ها دادن شانس دوباره به کسی
    مثل دادن یه گلوله ی اضافه ست
    برای اینکه باراول نتونسته تو رو خوب هدف بگیره !

    ‘آل پاچینو”

  380. DJsadegh 09393488862 گفت:

    هـــوا چقـــدر خــــوب و دو نفـــــره ست
    من هستــــم و خـــــدا …
    ♥•٠·

  381. DJsadegh 09393488862 گفت:

    فریب دادن مردم آسانتر از این است که آنها را متقاعد کنی که فریب خورده اند !

    مارک تواین

  382. DJsadegh 09393488862 گفت:

    امروز به پایان می رسد از فردا برایم چیزی نگو
    من نمی گویم فردا روز دیگریست فقط می گویم
    تو روز دیگری هستی تو فردایی
    همان که باید به خاطرش زنده بمانم …

  383. DJsadegh 09393488862 گفت:

    سلام خدمت همه دوستای گلم لطفا نظر بدید در مورد مطالب ممنون میشم آرزوی موفقیت میکنم برا همتون ……….sadegh

  384. DJsadegh 09393488862 گفت:

    آدم حق داره گاهی کم بیاره اما حق نداره
    برای کسی که دوسش داره کم بزاره !

  385. DJsadegh 09393488862 گفت:

    بـــرای تصـــاحبت نمـی جنگـــم !

    احاطــه ات نمی کنـــم تــا مــال مــن شـــوی!

    بـا رقیـــبان نمی جنگـــم !

    بـــه قـــول دکتــــر انوشـــه کــه می گفـــت :

    عشـــق تملـــک نیـــست ، تعلــــق اســـت!

    ولـــی اگـــر بیایــی و بمانـــی،

    بـــرای بــا تـــو مانـــدن ، بــا دنیــــا می جنـــگم

  386. تسنیم گفت:

    به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه_نشستم تو دل طوفان بزار اب از سرم رد شه

    به من خوبی نکن وقتی کنار من نمی مونی _نگو بد میشم از فردا خودت دیدی نمیتونی سایتت

    شعرم ادامه داره .اما حال توشتن ندارم.نوشته های شمام عالی بود.

  387. سعید . گفت:

    یادت هست تو من ما هستیم
    نشود روزی تو او شما ، من هم به سلامت

    تو نه شما عزیز خواهی ماند حتی اگر دوری راه نگاهت را از من دور کند
    Translate
    1

  388. سعید 9111289247. گفت:

    تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است
    پخش زنده نگاه توست…
    تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است
    پخش زنده نگاه توست…

  389. حسناء گفت:

    سلام من خیلی زودطعم عشق وچشیدم اماهیچوقت برام مجنونی وجود نداشته……..حالاکه بیشترازهمیشه عاشق هسسسستم پدرومادرم راضی نمی شوند-درحالی که عشقم پسرخالمه……توروخدابرام دعاکنیدکه بدجور داغونم…من به دعای همه ی شمانیازمندم………..لطفا

  390. Mahsa گفت:

    مچاله کرد..
    شکست..
    خورد کرد..
    ارث پدرش که نبود
    دل من بود..!!

  391. Mahsa گفت:

    دچار تناقص عجیبی شده ام..
    مرگ حقه و حق گرفتنیه..
    اما خودکشی گناهه!!

  392. Mahsa گفت:

    امشب دیوانگیم زده بالا..
    نه موسیقی..
    نه سکوت..
    نه هیچ چیزدیگر..
    و هیچ چیز دیگر..
    این دیوانگی را تسکین نمیدهد..
    جز عطر تنت..
    لعنتی!!

  393. Mahsa گفت:

    اونکه لیاقت مارو نداره..
    خب نداره دیگه!
    چیکارکنیم؟؟؟؟؟؟؟
    غصه کم سعادتی مردمم بخوریم؟؟؟

  394. Mahsa گفت:

    میرود و من پشت سرش آب نمیریزم ..
    وقتی دلش میخواهد برود
    دریا هم به پایش بریزم برنمیگردد..

  395. Mahsa گفت:

    اگر راه را بی راهه رفتم
    “تاوان”
    دادم تا برگشتم..
    دیگر فراموش نمیکنم بی راهه رفتنم را..
    چون دیگر توان
    “تاوان”
    ندارم..!!

  396. Mahsa گفت:

    میگویی بیخیال تو شوم؟؟؟؟؟؟؟
    خب لعنتی اگر آسان است..
    تو بیخیال
    “او”
    شو..

  397. Mahsa گفت:

    بوی گند
    “خیانت”
    تمام شهر را گرفته..
    مرد های چشم چران..
    زن های خائن..
    پسر های شهوتی..
    دختر های پول پرست..
    پس چه شد؟؟؟؟!!
    چیدن یک سیب و این همه تقاص؟؟!!
    بیچاره آدم..
    بیچاره آدمیت..
    بعضی وقتها فکر میکنم
    “شیطان”
    حق داشت سجده نکرد..!

  398. Mahsa گفت:

    غمگینم!
    همانند جوانی که لحظه اعدام به گریه های مادرش میخندید..
    خاطرش آمد در کودکی مادرش در گوشش میگفت:
    “خنده هایت آرامم میکند..

  399. Mahsa گفت:

    او که ازمن گذشت واسه من در گذشت…
    پس روحش شاد و یادش فراموش!!

  400. Mahsa گفت:

    آری..
    از پشت کوه آمده ایم..
    چه میدانستیم اینور کوه باید برای ثروت حرام خورد..
    برای عشق دروغ گفت و خیانت دید..
    برای دیده شدن دیگری را بدنشان داد..
    برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند..
    وقتی هم باتمام سادگی دلیلش را میپرسیم:
    میگویند:
    “از پشت کوه آمدی”
    ترجیح میدهم به همان پشت کوه برگردم و تنها دغدم برگرداندن گوسفندان ازدست گرگها باشد..
    تا اینور کوه باشم و
    گرگ..

  401. عشق فقط خدا گفت:

    دلت که گرفته باشه با ترانه که هیچ با صدای دست فروش توی کوچه هم دلت میگیره

  402. reza گفت:

    مشکل در مالکیت است نه در خود زندگی. هرچه بیشتر مالک باشی، بیشتر در ترس ازدست دادن هستی.

  403. reza گفت:

    جای یك چیز را در زندگیت عوض كن تا زندگیت زیبا شود! بجای ترس از خدا، عشق را جایگزین كن!

  404. reza گفت:

    زندگی در واقع یک شوخی است،نه یک امر جدی،اگر آن را جدی بگیرید،آنوقت رنج میبرید،از افکارت رنج خواهی برد،زندگی مانند یک وزنه سنگین می شود و تو زیر بار آن خرد می شوی،آنگاه زندگی تمام نشاط خودش را از دست می دهد،تمام خنده هایش را.

  405. nazinazi گفت:

    کارامروزت بازى کردن بادل دختران است
    شاخ ميشوى،فکرميکنى چه کردى اى
    فرداخودت پدرميشوى
    گريه هاى دخترت کمرت راميشکند

  406. DJsadegh09393488862 گفت:

    هر شب …
    به خودم قول می دهم که
    فراموشـت کنم !
    وقتی عکست را می بینم
    تو را که نه …
    قولم را فراموش می کنم… !

  407. DJsadegh09393488862 گفت:

    دیگراشک پاسخ دردورنجهایم نیست‎
    فقط آهی میکشم ‎
    به بلندای حسرتی که هرروزقلبم را می سوزاند‎

  408. DJsadegh09393488862 گفت:

    بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی …
    دلت بگیــــــــره ولی دلگیــــــــری نکنی …
    شــــــــاکی بشی ولی شکایت نکنــــــــی …
    گریه کنی امــــــــا نزاری اشکات پیــــــــدا بشن …
    خیلی چیــــــــزارو ببینی ولی ندیدش بگیــــــــری …
    خیلی هــــــــا دلتو بشکنن و تــــــــو فقط سکــــــــوت کنی… ❤

  409. DJsadegh09393488862 گفت:

    زندگی خالی نیست‌
    مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست …

  410. DJsadegh09393488862 گفت:

    سلام به همه دوستای گلم خوشحال میشم در مورد مطالبم نظر بدید……

  411. DJsadegh09393488862 گفت:

    گدیر یا گلی>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

  412. سامیار(سامی3سوت) گفت:

    به سلامتی اعدامی که جرم رفیقشو گردن گرفت
    بالای چوب دار ازش پرسیدن حرف آخرت چیه ؟گفت
    به رفیقم بگین از این بیشتر از دستم بر نیومد…
    ……………………………………………….
    ★ستاره غم ☆
    اینم بخاطر بهاره الان ساختم از ذهن خودم
    …….ساده بگم رفت ………

  413. sahar گفت:

    آخه عزیز من، داداش من، پسر خوب، درسته عشق مقدسه، درسته عاشق شدن خیلی قشنگه اما تو رو به خدا به خاطر یه ابروی تتو شده خودتو اینطوری به آب و آتش نزن تو انتخابت دقت کن، دل به دلی بده که بدونی دلش فقط ( و فقط) با توئه تو این دوره زمونه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد تو رو خدا قدر خودتو بدون به خاطر یه دختر جوونیتو حروم نکن ( یه خواهر غمگین که داداشش به خاطر همین عشقای خیابونی الان با یه دیوونه هیچ فرقی نداره 🙂

  414. moeinalone گفت:

    من زخم های بی نظیری به تن دارم
    اما تو مهربان ترینشان بودی
    عمیق ترینشان
    عزیز ترینشان
    بعد از تو آدم ها…تنها خراشی بودندبر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
    عشق من…خنجرت کولاک کرد……!!!!

  415. moeinalone گفت:

    سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم !
    سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ،خیال !
    از سه چیز کار بگیر : عقل ، همت ، صبر !
    از سه چیز خود را دور نگهدار: افسوس ، فریاد ، نفرین !
    سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم !
    اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ و دوست …
    .

  416. DJsadegh گفت:

    کارگر خسته اى، سکه اى از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد

    ناگهان جمله اى روى صندوق دید و منصرف شد …

    صدقه، عمر را زیاد می کند …! ♥ 🙁

    ♥ به امید روزی که هیچکی از زندگی خسته نباشه …

  417. DJsadegh گفت:

    معلم پسرک را صدا زد

    تا انشایش را با موضوع « علم بهتر است یاثروت » را بخواند …

    پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام !

    معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد

    و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت

    پسرک در حالی که دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید

    زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم

    و انشایم را می نوشتم …

  418. DJsadegh گفت:

    از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟
    دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را… !
    گفتند : عشقت کیست؟
    گفت:عشقی ندارم…!!!
    خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟
    گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، وعده سرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…
    گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ، اگر ترکت کرد چه…؟
    اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم…

  419. DJsadegh گفت:

    روزی می رسد که در خیال خود

    جای خالی ام را حس کنی !

    در دلت با بغض بگویی

    کاش اینجا بود …

    اما من دیگر

    به خوابت هم نمی آیم
    یاسمن

  420. DJsadegh گفت:

    دختر : آقای قاضی من فقط 13 سالم بود كه با اجازه دادگاه و رضایت پدرم به عقد این آقا در اومدم…
    الان سنم به 16 سال رسیده و نمیخوام با ایشون زندگی كنم هیچ احساسی ندارم بهش طلاق میخوام
    قاضی : دخترم تو باید 18 سالت كامل بشه تا بتونی درخواست طلاق بدی …
    دختر : چطور وقتی میخواستن منو شوهر بدن نمیگفتند 18 سالت باید باشه ( اثلا نپرسیدن دخترم تو پریود میشی ، سینه هات بزرگ شدن ، رابطه جنسی میدونی چیه و…)
    اثلا كجای قانون نوشته من نمیتونم طلاق بگیرم
    (قاضی بر اساس عرف خانواده و اون شهر كوچیك به دختر میگه 18 سالت تموم بشه در صورتی كه توی قانون نیومده )
    دختر بعد از یكسال كش مكش با خانواده خودش و همسرش تونست طلاق بگیره
    اما این تازه اول راه زندگی سخت و مشقت بارش بود …
    تو سن 16 سالگی مهر زن بیوه رو پیشونیش خورده ، دیگه امیدی به ازدواج مجدد نداره ،ایمن نیست از نگاه مردان هرزه شهر و فامیل ، اطرافیان هم كه نگو راحتش نمیذارن …
    كم نیستند این دختران در جامعه ما…
    او زود بزرگ شد
    او زود همسر شد
    او زود مادر شد
    او كودكی نكرد
    او نوجوانی نكرد
    او جوانی نكرد……………………………….

  421. DJsadegh گفت:

    خدایا…
    چشــم های هیچ عاشــــقی رو…
    برای رسیدن به عشــقش … خیـــس نکن..
    همه عاشـــــق ها به هم برسند..
    اگه موافقی بگو آمیــن…

  422. DJsadegh گفت:

    وقتی آرزوی چیزی تو دلت میوفته

    شک نکن توانایی رسیدن بهشو داری

  423. DJsadegh گفت:

    هــــﺮ ﺁﺩﻣـــﻲ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﻋـــﺎﺷﻖ ﻣﻴﺸــــﻪ ..!!..

    ﺩﻓﻌﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺪ ﻟـــــﺎﺷـــــﻲ ﻣﻴﺸـــــﻪ …

  424. DJsadegh گفت:

    پسر : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ …
    ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺭﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺸﻘﺖ ﻗﺸﻨﮕﻪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﺘﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭ …
    ﭘﺴﺮ : ﺟﺎﻥ ﻣﻦ … ﺣﺎﻝ ﮔﯿﺮﯼ ﻧﮑﻦ ﺧﻮﺩﺗﻢ ﺧﻮﺷﺖ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺲ ﮔﯿﺮ ﻧﺪﻩ ﺩﯾﮕﻪ …
    ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ! ﻣﺎ ﺗﺎﺯﻩ 2ﻫﻔﺘﻪ ﺱ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﯾﻢ ….
    ﭘﺴﺮ : ﺗﻮ ﺩﻭﺳﻢ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻭ ﮔﺮ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯼ …
    ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯿﺸﻢ ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﻠﺒﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﻪ ﭘﺎﻫﺎﺭﻭ …!

  425. DJsadegh گفت:

    ی دخترعمو 5 ساله داریم عروسک خریده براش شناسنامه درست کرده تو قسمت اسم مادرم نام خودشو نوشته بش میگم ب امید خدا بابا ک دیگه نداره نه؟! با تحقیر زل زده تو چشام میگه مطمینی دانشجویی؟ بی بابا؟ پس من این توله سگو از کجا اوردم! از بهزیستی؟

  426. DJsadegh گفت:

    مثل اینکه این دل آدم بشو نیست
    با لبخندت خر می شود
    و
    با دوریت سگ!

  427. DJsadegh گفت:

    زندگی تعداد نفسها نیست!

    زندگی تعداد لبخندهای

    کسانیست

    که دوستشان داریم

  428. DJsadegh گفت:

    ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﯿﻦ ..
    ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻫﻦ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﺵِ ﻧﻤﯽ ﺳﻨﺠﻦ …
    ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺪﻥ ..
    ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻦ ..
    ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻟﻮﺳﻦ ﻭﻟﯽ ..
    ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﺎﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﻦ ﺑﻬﺶ …
    ﻫﻤﻮﻧﺎ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺍﺵ ﻫﺴﺘﻦ ..
    ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﻤﯿﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺘﻦ …
    ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ

  429. DJsadegh گفت:

    ﺭﻭﺯﻱ ﺟﻮاﻧﻲ اﺯ شیخی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ

    ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟

    ﺷﻴﺦ ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭاﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ

    و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ

    ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت

    ﻻﻱ ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ :

    ﭼﻪ ﻣﻴﺪاﻧﻢ !

  430. DJsadegh گفت:

    مورد داشتیم دختره تو گوگل سرچ کرده : “غذا با تخم مرغ”

    گوگل جواب داده:

    متاسفم واسه اونی که میخواد تو رو بگیره !

  431. DJsadegh گفت:

    ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ
    ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻡ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﯼ !؟
    ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﻻ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﺖ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺶ ﺑﺒﻨﺪﻩ 😐
    ینی از همون اولم مورد توجه همه بودم !

  432. DJsadegh گفت:

    كاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود

    تا هر وقت از سر دلتنگی

    به رویش دست میكشیدم

    تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی! ستاره…….

  433. DJsadegh گفت:

    اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم
    اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم
    اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم
    اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

  434. DJsadegh گفت:

    دقت کردید بعضی از خانمها از دور که دارن میان توی ذهنتون سنش رو حدود 17 یا 18 سال تخمین میزنید و وقتی نزدیک میشن و از کنارتون رد میشن متوجه میشی سن خر بروسلی رو دارن؟
    خو لامصب وقتی 60 رو رد کردی چرا شلوار رنگی و مانتو کوتاه میپوشی و با قر و قمیش راه میایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اینجور وقتها وقتی بهم نگاه میکنند از ترس و وحشت قلبم مثل گنجیشک میزنه

  435. DJsadegh گفت:

    خواهرم دوستشو آورده خونه مامانم هیچینگفت …

    حالا همین دختره رو اگه من آورده بودم واویلا بود …

    همیشه بین بچه ها فرق می گذارند …

    بعد می گن نه همشون به یک اندازه برامون عزیزن … !

    والا بغرعان

  436. DJsadegh گفت:

    خواهرزاده‌ م از مهد اومده میگه: شعر برات بخونم؟
    میگم : بخون عزیزم!
    شروع کرده :
    دخترای لاله زار خوشگلاشون، تیغ می کشن به پر و پاهاشون، آدم میمیره براشون! آدم میمیره براشون!
    میگم : اینو کی بهت یاد داده؟
    میگه : خانم مومنی (مربیشون) نیومده بود امروز، آقا جمال (راننده) باهامون کار کرد

  437. سپیده گفت:

    کوتاه می نویسم دوستت دارم اما از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم.

  438. سپیده گفت:

    نمی دانم ولی تو اولین کسی هستی که دوست داشتنم را نه به بازی گرفتی و نه به آن خندیدی تو هم مثل من عاشق بودی . حال بگو چگونه می توانم دوستت نداشته باشم .

  439. 09393488862DJsadegh گفت:

    دوست داشتن تـــــــــــو لیاقت نمی خواهد عزیزم !!!
    مثــــــل نـــــــخ کــردن ســــوزن ” اعصـــــــــــاب ” می خواهد !!!

  440. 09393488862DJsadegh گفت:

    جونَم بَرآت بگه رُکُ و راست !!!!!!!!!!
    میخآم سَر بِه تَنِت نَبآشه مُخآطَبِ خآص !!!!!!!
    ماهیچ نیستیم اینم لطف خداس !!
    ولی همین هیچی ارزوی خیلیاس….

  441. 09393488862DJsadegh گفت:

    انصــــــــاف نیستـــــــــــــ
    رفتـטּ آבمها با خوבشوטּ باشـہ
    فراموش ڪرבنشوטּ با مـــــــــــا . . .

  442. 09393488862DJsadegh گفت:

    خیلی قشنگه بخونین
    ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ شوهر بعد از خواندن نامه………….

    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ، ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ
    ﺍﯼ ﻧﻮﺷﺖ : ﻣﻦ این ﺧﻮﻧﻪ را ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎ
    ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ …
    ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺏ ﻗﺎﯾﻢ
    ﺷﺪ ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ
    ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺶ
    ﺑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪ وپﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ تمام ﺭﻭﯼ
    کاغذ زنش چیزی نوشت و در همین ﺣﯿﻦ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺼﺪﺍ ﺩﺭ آمد ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺟﻮﺍﺏ داد
    ﺳﻼﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺎﺳﺎﻡ ر ﻭ ﻋﻮﺽ میﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺎﻡ، ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ
    ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ
    ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻔﺮﯾﺘﻪ، ﺯﻧﻢ هم ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ
    ﮔﻮﺭﺵ ر ﻭ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ، ﺍﻧﺸﺎﻟﻠﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﯾﺨﺘﺶر ﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ
    ﺍﺻﻸ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻢ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩ،،، ﮐﺎﺵ ﻗﺒﻞ
    ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﮑﺮﻭﻫﺶ رﻭ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﯿﺸﺪﻡ ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ
    ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ ﺑﺮﻡ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ ﻣﻦ ﺗﺎ ﻧﯿﻢ
    ﺳﺎﻋﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﯿﺸﺘﻢ
    ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮﻟﺐ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ
    ﺯﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺩق ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﭘﺮ
    ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺷﻮﻫﺮﺵ، ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ
    ﺭﻓﺖ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭼﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬش ﻧﻮﺷﺘﻪ .

    ﺩﯾﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ،،؛
    ﺧﻨﮕﻮﻝ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﮐﻒ ﭘﺎﯼ ﭼﭙﺖ از زیر تخت ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ،،،
    ﺁﺧﻪ « ﺁﯼ ﮐﯿﻮصفر » ﻻﺍﻗﻞ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺩﺕ ر ﻭ ﺍﺳﺘﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ، ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﻧﻮﻥ
    ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ

  443. 09393488862DJsadegh گفت:

    ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ
    ﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ

    ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ؟
    ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ !

    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

    ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

    ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾد …
    .
    .
    .
    ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ !!

  444. رضا گفت:

    شب بود شمع بود من بودمو غم شب رفت شمع سوخت من ماندمو غم…..

  445. رضا گفت:

    خیلی وقت است که تمام درها را باز گذاشتته ام نه تو می آیی نه خیالت میرود……

  446. DJsadegh09393488862 گفت:

    ساعت های نبودنت روی مچم بسته نمیشود ، حلقه می شوند دور گردنم !
    .
    .
    ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ “ﮔﯿﺮ” ﺑﺎﺷﻪ ، ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ “ﻧﺦ ﮐﺶ” ﻣﯿﮑﻨﻪ …
    .
    .
    جدایی نادر از سیمین “اسکار” میگیرد و جدایی تو از من “جانم” را …
    .
    .
    هزار کلمه بر جای خالیت ریختم اما پر نشد ؛ به گمانم جایت بینهایت خالیست !
    .
    .
    همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل خوشحالیت نبودن منه …..

  447. رضاازتبریز گفت:

    بسلامتی پسر که میدونست چندسال بیشترزنده نیست عشقشو ازخودش رنجوند تنهایش بگذارد که اشکاشو نبینه

  448. رضاازتبریز گفت:

    غمگینم همانند دختری که بخاطر تهیه مواد پدرش تنش را به حراج گذاشته شد

  449. رضاازتبریز گفت:

    اخبارشبانگاهی طوری باهیجان شروع میشه که انگارمیخواد راستشو بگه

  450. رضاازتبریز گفت:

    به سلامتی اون پسری که تمام گریه هاشو کرد بعد رفت دیدن عشقش..!
    فکر نکرد که غرورش میشکنه..!
    به این فکر بود که شایدعشقش با دیدن اشکاش مجبور به موندن میشه…

  451. رضاازتبریز گفت:

    گورستان با سکوتش میگوید سخت نگیر زندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد..
    ♥قطاری سمت خدا میرفت همه مردم سوار شدن وقتی به بهشت که رسید همه بیاده شدن یادشون رفت مقصد خدا بود نه بهشت
    ♥. وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!
    ♥فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!

  452. رضاازتبریز گفت:

    توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :
    می خورم به سلامتی ۲ بوسه !!
    بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم ۲ بوسه ؟!!
    گفت :
    اولیش اون بوسه ای که مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !
    دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ….

  453. مهدی گفت:

    یادمان باشد ک خودمان را بالاتر از بقیه ندانیم و خاکی شویم قبل از آن که خاکمان کنند

  454. رضا کرمانشاه گفت:

    هر چیز که جلوی افتادن را بگیرد زیباست حتی طناب دار

  455. DJsadegh09393488862 گفت:

    خیانت را جای خالی به ما آموخت

    آن زمان که گفتند جاى خالى را پر کنید…

  456. DJsadegh09393488862 گفت:

    سلامتی رفیقی که وقتی بهش میگی دلم گرفته بیا بریم بیرون

    فقط یک کلمه میگه “ساعت چند” ؟

  457. DJsadegh09393488862 گفت:

    غلط است این تفکر که بپنداریم زندگى مى گذرد

    بپذیریم عزیز زندگى مى ماند من و تو مى گذریم

  458. DJsadegh09393488862 گفت:

    چـه خـوب اسـت آدمها یـک نفـر را هـر روز دوسـ♥ــت داشتـه باشنـد . . .

    نـه هـــر روز یــک نــفــــر را . . . ! ! !

  459. DJsadegh09393488862 گفت:

    کاش میشد بچگی را زنده کرد
    کودکی شد ، کودکانه گریه کرد
    شعر ” قهر قهر تا قیامت ” را سرود
    آن قیامت ، که دمی بیش نبود
    فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟
    کاش میشد ، بچگانه خنده کرد

  460. رضاازتبریز گفت:

    یس

  461. DJsadegh09393488862 گفت:

    هر چقدر سوختم از آتش فهمیدن بود

    کاش از روز ازل هیچ نمی فهمیدم !!!!

  462. DJsadegh09393488862 گفت:

    پـســـر: اعتـمـادتو به مـن ثابت کن !
    همان لحظه دخــتــر خـود را برایش عریــان کرد

    دخـــتـر: حال تـــو اعتـمـادت را به مـن ثـابت کن

    پــسـر: تــمـــام لباس هایِ دختر را تنـش کرد

    یـــادمـان باشد وقتـی میگوییم تا آخــرش هسیتم

    آخــرش بستنِ کمربـنـدمان نـبـاشـد ……!

  463. DJsadegh09393488862 گفت:

    عصاره‌ی تمام مهربانی‌ها را گرفتند ،
    و از آن مادر ساختند … !

    ویلیام شکسپیر

  464. DJsadegh09393488862 گفت:

    تنها مقصود ما در زندگی، عشق ورزیدن به یكدیگر است.
    اگر از عهده این مهم بر نمی آییم، دست كم بكوشیم تا یكدیگر را نیازاریم …

  465. حسین گفت:

    شباهت دیوانه وعاقل دراینه که هردونسبت به هم حسادت می ورزند.

  466. حسین گفت:

    خودتان را درقلب هیچ آدمی نچپانیدجا نمی شوید,چروک می شوید

  467. 09393488862DJsadegh گفت:

    بعضی از دخترا انگاری نیکوتین دارن
    چون اگه نباشن آدم خیلی عصبی میشه…
    .

  468. 09393488862DJsadegh گفت:

    هیچ هم برای خودش عالمی دارد…وقتی همه داشته هایت هیچ می شوند،آنوقت هیچ برایت یک دنیاست…

  469. 09393488862DJsadegh گفت:

    من نمیمیرم که آخرش این خاطرات منو میکشه…. والا

  470. 09393488862DJsadegh گفت:

    با تو بودن همیــشه زیباست …
    با تو بودن همیــشه زیباست …

    اگه محدود ِ بودن با تو باشم

    چقـد زیباست محدودیت ِ زن

    * اینكه فقط به فكر تو باشم ، اینكه فقط تو توی ذهن و خیال و رویاها و آرزوهام باشی اینكه خودمو فقط و فقط برای تو بدونم ، واسم زیبا و لذت بخشه …

  471. 09393488862DJsadegh گفت:

    رفیق بچه نیست………………… خوابش کنی
    رفیق دونه نیست……………….. خاکش کنی
    رفیق قلیون نیست………………. چاقش کنی
    رفیق حیون نیست………………. رامش کنی
    رفیق عشقه باید…………………. یادش کنی
    سلامتی رفیقای با معرفت نه اون بیمعرفتا که تا پی ام ندی یا کاری باهات نداشته باشن پیداشون نمیشه

  472. 09393488862DJsadegh گفت:

    چند شرط واسه خوشگلی دخدرا…
    ..
    ..
    .
    ..
    ..
    .

    .
    به نــــــــام خدا..
    هیچ شرایطی لازم نیــــــــــس هممون از دَم خوشگلیــــــــــــم….

  473. 09393488862DJsadegh گفت:

    خــــــــیابان ،
    کـــــــــوچه ،
    دوستت دارم های واقــــــــــعی ،
    نـــــــگاه های پـــــــر از مـــــعنی …
    هیچ کدام به درد من نــــــمی خورند … !!!
    من ” خــــــودت ” را می خواهم !!!
    مـــــــی فهمی … ؟؟؟ !
    خـــــــــودت را ..

  474. 09393488862DJsadegh گفت:

    قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،
    یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده
    شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین… والا

  475. 09393488862DJsadegh گفت:

    عشـــــق یعنی حسرت پناه دل
    زندگی در کوشه ویران دل
    عشـــــق یعنی سایه در یک خیال
    آرزو سرکش و گاهی محال

  476. fati گفت:

    حالم اصلا خوب نیست فرکش زندگیمو تباه کرده دیگه نمیتونم کسی رو ببینم آخه چرا؟
    خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    حالمم خوراک قدمهای یه نفره!!!!!

  477. peiman گفت:

    زلیخا…جان یوسفت راستش را بگو،به خدایت چه گفتی که این چنین پا در میانی کرد؟؟؟؟؟؟؟

  478. peiman گفت:

    نمک بر زخمم نپاش،یادت باشد این نمک ها را از سر سفره ی دل من برداشتی…

  479. peiman گفت:

    خیلی سخته که عشقت رو تو خیابون ببینی بعد اس بدی بگی کجایی؟
    بگه تو رختخوابم!!!!
    بعد از کنارش رد بشی بگی مرافب خودت باش تو خواب داری راه میری….!!!!!!!

  480. peiman گفت:

    گذاشتم به دارم بکشند….
    بی گناه بودم اما حوصله ی اثباتش را نداشتم….!!!!

  481. بصير گفت:

    بگو روي سنگ قبرم بنويسند:

    اگه تنها نبود شايد اصلا قبري اينجا نبود

  482. یگانه گفت:

    حتی نمیدونه دوسش دارمممممممممممممممممممممممممم

  483. 09393488862DJsadegh گفت:

    /جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
    نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را ..

    کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم …
    به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را … !

    شهریار

  484. 09393488862DJsadegh گفت:

    اونی که واقعا دوستت داشته باشه

    شاید اذیتت هم بکنه

    ولی هیچ وقت عذابت نمیده …

    شاید چند روزی هم حالتو نپرسه

    ولی همه حواسش پیشه توئه ..

    شاید باهات قهر هم بکنه ولی هیچ وقت راحت ازت دل نمیکنه ..

  485. 09393488862DJsadegh گفت:

    خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
    همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
    ولــــــــــــــــی …
    آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت …
    مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد …

  486. Mona گفت:

    خستــــه ام از تــکرار شنیــدن …مــواظب خــودت بــاش….تــو اگــر نــگران حال مــن بــودی کــه نمیــرفتی!!!!

  487. سروش دلشکسته گفت:

    چند روز
    چند وقت..
    چند سال از ردپای موج وجودش گذشته…
    اکنون دیگر درکنار دریا
    شاهد موجهای جدید هستم
    اما دریا و صدای موجهایش که همان است
    و تغییری نکرده!!!!! پس من چرا غرق بودم؟؟؟!!

  488. سحر گفت:

    هر وقت که احساس کردی تنهایی فقط به خدا فکر کن بهش بگو خدایا من تورو دارم وهیچ کسی رو جز تو نمی خوام خیلی آرومت میکنه

  489. 09393488862DJsadegh گفت:

    مــــرد بـاس وقـتـی مـیـره خونــــه ..!
    سـر ِ زنـش ی عـربــده بـکشــه بـگـه هـی دخـتـره بـابـات ..!
    بـیـا تـو بـغـلـم کـه سـرم واســه بـوسیــدنـت درد مـیـکنـــه!!!

  490. 09393488862DJsadegh گفت:

    دندانم شكست . . .

    برای شن ریزه ای كه درغذایم بود. . .

    دردكشیدم . . .

    نه برای دندانم . . .

    برای كــم شدن ســوی چشمان مادرم . . !

  491. 09393488862DJsadegh گفت:

    بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم “تـــــو”

    بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

    امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه

    هــیـــچ کــس بـــرای مـن

    “تـــــــو”

    نـــمــی شـــود. . . . !

  492. 09393488862DJsadegh گفت:

    سلامتی دخترایی که سرشون بره چادرشون نمیره…..
    سلامتی دخترایی که آروم قدم برمیدارن و سنگین که مبادا دل نامحرمی بلرزه…..
    سلامتی دخترایی که زیباییشون رو عرضه نمیکنن به هرکس و ناکسی…..
    سلامتی دخترایی که از هر کس و ناکسی دل نمیبرن…..
    سلامتی دخترایی که بهشون میگن اُمُل ولی سرشار فهم و دانایی هستن و بازم سکوت میکنن تا مبادا ترک برداره چینی نازک عفتشون…..
    و سلامتی دخترایی که میراث حضرت فاطمه ی زهرا(س) رو خوب حفظ کردن…..

  493. 09393488862DJsadegh گفت:

    خَندِه را معنایْه سَر مَســـــــــتی نَدان…..

    آنکــــــهـ میخَــــــندد غََـــــــــمش بی اِنتهـــــــــاســـ…..

    خَــــــندِهـ بَر لبــــ میزَنَم تــــا کَِــــــس نداند راز مَن….

    وَرنهـ این دُنیا کهـ مــــا دیدیم خَندیدن نداشــ…..

  494. 09393488862DJsadegh گفت:

    ﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺩﺧـﺘـﺮ ﭘـﺴـﺮﺍﯼ ﻗـﺪﯾـﻤـﯽ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﻧـﻪ ﻣـﻮﺑـﺎﯾـﻞ ﺩﺍﺷـﺘـﻦ ﻧـﻪ ﺍﯾـﻨـﺘـﺮﻧـﺖ ﻧـﻪ ﻫـﯿـﭽـﯿـﻪ ﺩﯾـﮕـﻪ …!!!ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻭﺳـﯿـﻠـﻪ ﯼ ﺍﺭﺗـﺒـﺎﻃـﺸـﻮﻥ ﯾـﻪ ﺗـﻠـﻔـﻦ ﮐـﺎﺭﺗـﯽ ﺑـﻮﺩ ﻭ ﺍﻋـﺘـﻤـﺎﺩ ﺑـﺎﻻ ﮐـﻪ ﺑـﺠـﺎﯼ ﺩﺍﺩﻧـﻪ ۱۰۰ﺗـﺎ ﺧـﻂ ﺍﻋـﺘـﺒـﺎﺭﯼ ﺗـﻠـﻔـﻦ ﺧـﻮﻧـﻪ ﺭﻭ ﻣـﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻧـﻘـﺪ ﺯﻧـﮓ ﻣـﯿـﺰﺩﻥ ﺗـﺎ ﻋـﺸـﻘـﺸـﻮﻥ ﮔـﻮﺷـﯿـو ﺟـﻮﺍﺏ ﺑـﺪﻩ ,ﺩﻣـﺸـﻮﻥ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﻗـﺮﺍﺭﺍﺷـﻮﻥ ﻣـﺒـﺪﺃﺵ ﺩﻡ ﻣـﺪﺭﺳـﻪ ﺑـﻮﺩ ﻭ ﻣـﻘـﺼـﺪﺵ ﺩﻡ ﺧـﻮﻧـﻪ ,ﺩﻡ ﺩﺧـﺪﺭﺍﺵ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﯾـﮏ ﻣـﺎﻧـﺘـﻮ ﺩﻭﻣـﺘـﺮﯼ ﻭ ﺍﺑـﺮﻭﻫـﺎﯼ ﻣـﻮﮐـﺘـﻮ ﻧـﺎﺧـﻨـﺎﯼ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﮔـﺮﻓـﺘـﻪ ﻣـﯿـﺮﻓـﺘـﻦ ﺳـﺮ ﻗـﺮﺍﺭ ,ﺩﻡ ﭘـﺴـﺮﺍﺵ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﺗـﻮ ﺭﺍﻩ ﻭﺍﺳـﻪ ﻋﺸـﻘـﺸـﻮﻥ ﺍﺯ ﭼـﯿـﭙـﺲ ﻭ ﻟـﻮﺍﺷـﮏ ﻭ ﺑﺎﻗـﺎﻟـﯽ ﮐـﻢ ﻧـﻤـﯿـﺬﺍﺷـﺘـﻦ ,ﺩﻣـﺸـﻮﻥ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﺗـﻮ ﺍﻭﺝ ﺩﻋـﻮﺍ ﺑـﺎ ﻧﻮﺷـﺘـﻦ ﯾـﻪ ﻧـﺎﻣـﻪ ﯼ ﻋـﺎﺷـﻘـﻮﻧـﻪ ﺩﻭﺑـﺎﺭﻩ ﺁﺷـﺘـﯽ ﻣـﯿـﮑﺮﺩﻧـﺪ ﻭ ﺁﺧـﺮ ﺍﯾـﻨـﮑـﻪ ﺩﻣــﺸـﻮﻥ ﮔـﺮﻡ ﮐـﻪ ﺧـــﯿـــﺎﻧــﺖ ﻧـﻤـﯿـﮑـﺮﺩﻥ ﻭ ﺗـﮏ ﭘــﺮ ﺑــﻮﺩﻥ !!ﺩﻣﺸﻮﻥ ﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﻣﯿﻤﻮﻧﺪﻥ .ﺩﻣﺸﻮﻥ ﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻥ ﻧﺎﻣﺮﺩ

  495. 09393488862DJsadegh گفت:

    به شــــــبی بــــــند است

    عشق و هرزگی…….!!!

    نمی دانم…از فــــــــردا…

    مرا عــــــــاشق

    … مـــــــیخوانی …

    یا فاحشه………..!

  496. 09393488862DJsadegh گفت:

    وَقــــــْــتے گــَـنــــْـد زَבےْ بہ زنــْـــدِگــــِے طــــَــرفْ ،

    حَـבاقـــْـــل وَقـــْــتِ رَفــــْــتَـטּ ،

    בَهــــنِتو بــــِــــبنْد ،

    نَگــــُــو قِسمَــــــتْ نَشــُــــــــــــــد!!!!

  497. کیمــــــــــــیا گفت:

    خدایا…مگر با او بودنک چقدر از جنانت را میگیرد؟؟؟

    خدایا…اگه من نبودم این همه غمو چیکار میکردی؟؟؟

    خدایا…از حست بگ برایم،،،میبیتی و ساکتی؟؟؟

    خدایا…این روزا ک تموم شد میام میزنم رو شونت و میگم:جنبه رو حال کردی؟؟؟

    چ زیبا میگه شهاب حسینی:داشتم ب صدات گوش میدادم،،،حواسم ب حرفات نبود…

    خدایا…تو را چ کسی در آغوش گرفته ک این چنین آرامی؟؟؟

    خدایا…میگن عادلی….پس چرا هوا2نفرست و من تنهام؟؟؟

  498. ALI AZAD گفت:

    نوشت “سلام نفسم”
    در حالی که تازه به من شب بخیر گفته بود !
    چه اشتباه تلخی . . .

  499. هادی گفت:

    شک نکن.
    اینده ای خواهم ساخت.که گذشته ام جلویش زانو بزند.
    قرار نیست من هم دل کسی دیگری را بسوزانم.برعکس
    کسی را که وارد زندگی شود انقدر خوشبخت میکنم به هر روزی
    که به جای ان نیستی به خودت لعنت بفرستی…………..

  500. هادی گفت:

    من روز از اینجا خواهم رفت.
    وفرقی هم نمیکند فانوس داشته باشم یا نه……کسی که میگریزد ازگم شدن ترسی ندارد!!!!!!!!!!!

  501. هادی گفت:

    دیگر برای داشتن کسی سماجت نمیکنم!
    پرنده ای که سهم من نباشد.برایش قفس هم بسازم میرود

  502. 09393488862DJsadegh گفت:

    دختر: بیا خواستگاریم،

    پسر: صدات نمیاد ، بلندتر صحبت کن!

    دختر: گفتم بیااااا خوااااستگاریم،

    پسر: صداتو برای من بلند میکنی؟؟؟

    هرچی بین ما بود تموم شد…!!!

  503. 09393488862DJsadegh گفت:

    “او” ،
    سوم شخصِ مفرد نیست..

    “او” ،
    تمامِ دنیای من است…

  504. 09393488862DJsadegh گفت:

    مــردان واقعـــی وفـادارند،
    اونا وقت ندارن دنبال زنـان دیگه بگــردن،
    چون مشــغول پیــدا کردن راه های جــدیدی برای دوسـتـــــ داشتن
    شــریک زندگـــی خودشـون هســـتند . . .

  505. 09393488862DJsadegh گفت:

    چه قانون ناعادلانه ای!
    برای شروع یک رابطه,
    هر دو طرف باید بخواهند…
    اما…
    برای تمام شدنش,
    همین که یک نفر بخواهد کافیست…

  506. 09393488862DJsadegh گفت:

    ///چه قانون ناعادلانه ای!
    برای شروع یک رابطه,
    هر دو طرف باید بخواهند…
    اما…
    برای تمام شدنش,
    همین که یک نفر بخواهد کافیست…

  507. 09393488862DJsadegh گفت:

    ﺑــﻮﺳـــــﯿــﺪﻥ ” ﻟــَـــــبی “ﮐــﻪ ﺑـــــــﻪ ” تــَـــﺨــــﺖ ” نـــــَــﺮﺳــــــﻪ
    ﺣـــُــﺮﻣـَﺖ ﺩﺍﺭﻩ …!!!

  508. 09393488862DJsadegh گفت:

    ////
    ﺑــﻮﺳـــــﯿــﺪﻥ ” ﻟــَـــــبی “ﮐــﻪ ﺑـــــــﻪ ” تــَـــﺨــــﺖ ” نـــــَــﺮﺳــــــﻪ
    ﺣـــُــﺮﻣـَﺖ ﺩﺍﺭﻩ …!!!

  509. سروش دلشکسته گفت:

    شب با نهایت سکوت و تاریکی می بارید…
    باران هم یکریز می بارید….
    تنهایی و جنون و کابوس هم جدا می باریدند….
    صبح که شد،همه جا خشک بود
    و اثری از روزگار دیشب نبود!
    فقط بام اتاق آرزوها و حال و روز من خیس بود…..!!!

  510. سروش دلشکسته گفت:

    انتقام رو باید از اونی گرفت که رفت…
    نه اونی که از همه جا بی خبر داره میاد!!!!

  511. فرشید گفت:

    فریاد زدم: مادر
    مادرم: تو بگو
    من هر چه از خدایم میپرسم پاسخم را نمیدهد
    این چه سرنوشتی ست
    که اینگونه دلم را میسوزانند و روحم را به خاک میکشند.

  512. هانيه گفت:

    سلامتی دختری ک شب عروسیه عشقش رفت دمه ماشین عروس،کادوشوگذاشت ورفت..وقتی پسربازش کرددید یه جلدقرآنه ک توصفحه اولش نوشته بود:این همون کتابیه ک وقتی ازم استفاده میکردی بهش قسم خوردی ک تاآخرش پام وایسی..این باشه بدرقه راهت

  513. هانيه گفت:

    سخت است ميان هق هق شبانه ات نفس کم بياري و او به عشق جديدش بگويد:نفس!

  514. هانيه گفت:

    چقدر سخته واسه خوشبخت شدن كسي دعا كني كه يه روز واسه خوشبخت كردنت قسم ميخورد

    • leila گفت:

      ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ … ﺗﻮ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ … ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ؛
      ﺑﺰﺭﮒ …
      ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺳﻬﺮﺍﺏ: ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺰﺩﯾﮑﯿﺴﺖ …
      ﺍﯼ ﺩﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻦ … ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺑﺒﺎﺭﺩ …
      ﺷﺎﯾﺪ
      ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺵ ﻏﻢ … ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﺶ ﻫﺮﺩﻡ … ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻝ ﺗﻮ ﺻﺎﻑ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮎ ﺷﻮﺩ … ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﺘﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ …
      ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﯽ …
      ﻧﺮﻭﯼ ﻭﺩﮔﺮﺑﺎﺭ ﻧﮕﻮﯾﯽ: ” ﺳﻬﺮﺍﺏ ” ﻗﺎﯾﻘﺖ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ؟!!!

  515. leila گفت:

    حتما پیش اومده دیده باشی یه ظرفی که برای بار دوم میشکنه
    اونم درست از جای اولیش دیگه چسبوندنش تقریبا محاله .
    اگر هم بچسبه به تلنگری از هم می پاشه .
    می خوام بگم وقتی خبر داری یکی دردای زندگیش از کجا بوده
    ته نامردیه اگه تو هم بخوای از همون نقطه بهش ضربه بزنی .
    چون کار هر کسی نیست تکه های شکسته شو جمع کنه و دوباره اعتماد کنه
    وقتی دیدی یه آدم تو سکوتش کم کم گم شد
    بدون که برای همیشه از هم پاشیده ……

  516. مهدی پیشداد گفت:

    ??شب تولدم همه گفتن آرزو بکن شمعتو فوت کن …..

?? چشمامو بستمو آرزو کردمو شمع فوت کردم ……

??مامانم گفت من میدونم چی آرزو کردی پول …..

?? خواهرم گفت ماشین ….

?? دوستام گفتن ی عشق پولدار و خوب…..

?? من به همشون فقط خندیدمو نگاه کردمو تو دلم گفتم…..

?? آرزو کردم شمع تولدسال دیگه ام رو سنگ قبرم روشن کنید و جای من باد شمعو خاموش کنه …….

?? هیـــــــــس فقط بگو آمــین ??

??بــِــه سـَلامـَتـی اون شــَب…??mehdipishdad3739@gmail.com

  517. ali گفت:

    خیلی جاها بدرد خیلی ها خوردیم خیلی درد هارو از همون خیلی ها خوردیم !!!!!!!!!!

  518. قلب یخی گفت:

    حـرف هايي هـست بـدجور دل مي شـکنند..

    بـدجور دل مي سـوزانند..

    بـدجور خـراب مي کنـند..

    حـرفهايي از نزديـک ترين کـسانت..

    از عــزيزتـرين کـسانت..

    گـاهي دلت ميـخواهد نزديـک ترين آنـقدر عـزيز نـبود..

    يا اگـر بود کـمي بيشتر حـواسش به تاثـيـر حـرفـهايش بود …!!!

  519. قلب یخی گفت:

     کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :
    خاطره خشکیه . . .
    خاطره خشکیه . . .

    آنوقت همه ی خاطراتم را

    همان هایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارند را
    میریختم تو کیسه
    و میدادم به او
    و میرفت ردِ کارش !

    همان خاطراتی که عوض کردنشان با نیم سیر نمک هم غنیمت است
    نمکی که بتوانم هر روز رویِ زخمهایم بریزم
    تا دردشان را از دست ندهند
    زخمهایی که نبایند فراموش شوند
    همان زخم هایی که خاطراتم به جانم گذاشتند….!!!

  520. قلب یخی گفت:

    یه وَقتآیے بآیـَد رفـت..!!

    اونم بآ پآی خـودت..!!

    بآیـَدْ جآتو تو زنْدِگے بَعْضے هآ خـآلے كُنے..!!

    درسْته تو شُلوغیآشون مُتوَجهْ نِمیشَنْ چے میشه..

    وَلے بـدون…

    یه روزـے..

    یه جآیے..

    بـَد جورـے یآدتْ مے اُفֿتـن كه دیگه دیرْ شـُده..!!

    خـِیْلے دیرْ…!!

  521. afsoos گفت:

    میترسم برای دیدنم از بهشت به جهنم آید!
    مادر است دیگر…

  522. سروش ٠١٨۶ گفت:

    نفس تو،سينه ي شب حبسه
    هوا بغضش گرفته
    ابر خسته خسته ست
    کي از دنيا دلش اينقدر خونه
    که حتي صبرشم از صبر خسته ست
    کدوم خورشيد از اينجا گذشته
    که رنگ از روي هر کوهي پريده
    کي بازم دردشو با چاه گفته
    کي اينقدر بار تنهايي کشيده….

  523. سروش ٠١٨۶ گفت:

    باران خانم کسي با درد تنها آشنا نيس… دلت از همه چيز پره.. منم کاسه صبرم…اين کاسه لبريزه…

  524. فانوس شب گفت:

    این روزها…
    یشتر از قبل ،حال همه را میپرسم…
    سنگ صبور غم هایشان میشوم…
    اشکهای ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم
    اما..
    یک نفر پیدا نمیشود
    که دست زیر چانه ام بگذارد…
    سرم را بالا بیاورد و بگوید:
    حالا تـــــــو برایمــــــ بگو…

    می خواهـم اقـلاً یـک نفـر باشـد

    کـه مـن بـا او از همـه چیـز

    همانطـور حـرف بزنـم

    کـه بـا خـودم حـرف میزنـم !!

    گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــوم
    که برای دیگـــــــــران قابل درک نیستـــم…
    حتی عزیــــــــــزترین کســــانـــــم را از خــــــــــــودم می رانم
    اما در آن لحظه در دلــــــــــم آرزو دارم بگـــــــــویند:
    ” می دانم دســــــت خودت نیست، درکــــــــت می کنم ”

    و انسان …

    عروسکی ست …

    که خواب می بیند …

    و رویاهایش را زندگی می کند …

    این روزها
    هم خوش حالم هم غمگین ..
    نمی فهمم
    خودم هم حالم را نمی فهمم! ..
    گاهی قند در دلم آب می شود و روحم به آسمان ها پر می کشد ..
    گاهی تنها دلم اتاقی می خواهد تاریک و سوت و کور ت ..
    که بنشینم گوشه کنارش و ثانیه ثانیه را هم آغوش غم شوم ..
    نمی دانم ! ..
    تنها چیزی که می دانم این است که
    این روزها دلم بچه می شود دمی می خندد
    دمی می گرید و پا به زمین می کوبد ،
    دمی بهانه های کودکانه می گیرد ! ..
    دل کوچک من
    آرام بآش ! ..
    خودم هوایت را دارم !

  525. Shadi گفت:

    امشب شب ارزوهاست ، توروخدا برام دعا كنيد ،التماس ميكنم

  526. سروش ٠١٨۶ گفت:

    چقد بايد بگذرد تا گرد و غبار خاطراتش پاک شود…شب از نيمه هاي زمستون گذشت.. تکاندن و لرزاندن وجودم که کاري نداشت اي بي مروت…هرشب يک ثانيه نبودنت هزار بار منو خراب و ويران کرد.. زير آوار،هواي نبودنت ماندم و در آغوش ابدي تنهايي و،جدايي گريه کردم! کاش يک بار ديگر برايم تکرار ميشد.. ديگر پذيرفته ام که او رفته است… اما تا ابد شريک جرم خاطراتم خواهد بود.. هيچکس تکرار او برايم نميشود!!!! از دلنوشته هاي سروش…

  527. سروش ٠١٨۶ گفت:

    آهسته گريه ميکردم با خلوت روزگارم.. دلم ابر بود و بارون شد، سرما زد و زمستون شد…قلبم از حضورج،بيابون شد.. چه لحظه هايي که زير بارون قدم زنون تو خيابون بهش فکر ميکردم و گريه ميکردم..من و گريه بارون يکريز مي باريديم…تمومه آروزهام يک شبه زندون ابد خاطره ها شد.. کاشکي زود صبح،بشه .کاش ففط اي کاش….از دلنوشته هاي سروش!!!!!!!!!

  528. سروش ٠١٨۶ گفت:

    صداي پا نبود
    صداي تق تقه
    شکستنه تو بود….
    غروب خسته بود
    که من سرم هنوز
    رو شونه ي تو بود……!!!!!

  529. امین گفت:

    کاش زندگی از آخر به اول بود..
    پیر بدنامینیا می آمدیم..
    آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
    سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
    نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…!!!

  530. RAMIN گفت:

    حرفت که می شود با خنده می گویم : یادش بخیر ، فراموشش کردم

    اما نمی دانند هنوز هم کسی اشتباه تماس می گیرد

    سست میشوم که نکند تو باشی

  531. RAMIN گفت:

    وقتی اولین احساس مادرم به من “تهوع” بود… از دیگران توقعی ندارم !

  532. روشنک گفت:

    سلام
    انگار اینجا همه غمگینن

  533. روشنک گفت:

    هیچوقت بخاطر از دست دادن ناراحت نباشی چون همه چیز دست خداست
    لطفا ایمانتون رو قوی کنید

  534. ابی گفت:

    …آنچه که از سر گذشت شد سر گذشت….حیف بی دقت گذشت اما گذشت….تا دو روزی خواستم فکر کنم….بر در خانه نوشتند درگذشت…………

  535. ابی گفت:

    ……….
    هی دنیا شدیم مثل شبکه 4 هیچ کس دیگه نگامون نمیکنه
    ……….

  536. محدثه گفت:

    بچه ها برین کمی تمرین رفتار کنین و محبت کردن و یاد بگیرین . به خدا هیچ کس نیست تو دنیا که قلبش سنگی باشه ….اگه محبت اونی که میخوایش و نداری از بی هنری خودته …!!!! محبت آدم ها رو جذب میکنه !تورو خدا محبت کردن یاد بگیرین تا نیاین اینجا گریه زاری کنین .به خصوص پسرای محترم .!
    محبت یعنی همه چیز برای اون بخوای “شاید کمی دیر جواب بده . ولی وقتی جواب داد مردونه جواب میده “. اینو همیشه یادتون باشه ! راز نفوذ به دل طرفتونو یاد بگیرین نه گریه و زاری و التماس کردن و گدایی …
    راستی از خدا هم بخواین اونو بهتون برسونه ….این خیلی مهمه!!!!

  537. معصومه گفت:

    سلام بچه ها اینقد غمگین نباشید بخدا عشق وجود داره محبت باعث میشه ک اونی ک دوس دارین جذب بشه فقط باید بهش اهمیت بدین درکش کنین بهش صداقت یاد بدین اونموقع ب حرف من میرسین.من الان با عشقم رضا این 4سال باهمیم وباهم هستیم تااخرعمر.ایشالا ک همه ب عشقشون برسن این تنها ارزوی من واسه شماها.

  538. sara گفت:

    نمدونم چی بگم والا

  539. Ahmad گفت:

    ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ فهمید
    ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ…!
    ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ…!
    ﺁﻥ ﭼﻪ “ﺑﺮ ﺗﻮ” ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ، ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖﮐﻪ “ﺩﺭ ﺗﻮ” ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ…
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ “ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ” ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺖ
    ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ که ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ، “ﺗﺤﻤﻞ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ” ﺍﺳﺖ…
    ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ
    ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ
    ﮐﺮﺩ…سپاس ازدوستان

  540. Ahmad گفت:

    حافظ می فرماید:

    تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق/هر دم آید غمی از نو به مباركبادم

    مولانا نیز پرچم غم را با پدید آمدن عشق بلند می كند و می گوید:

    گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم/عشق آموخت مرا شكل دیگر خندیدن

    «عشق وقتی نزد معشوق می رود، معشوق را زیبا فربه می كند، وقتی نزد عاشق می آید او را زرد روی و لاغر می كند. به همین قیاس باید بگوییم كه عشق در دو چهره دیگر هم ظاهر می شود. وقتی نزد معشوق می رود خنده می آورد، وقتی نزد عاشق می رود، گریه می آورد. وقتی در دل معشوق می نشیند طرب افزاست، وقتی در دل عاشق می نشیند غم می افزاید اما نه این غم و آن طرب، هیچ كدام معنی خنده و گریة كه «حادث اند» و «عارض اند» و گاهی بر روی لب و چهره می نشیدند و گاهی بر می خیزند نیست»از این رو معشوق محرك عاشق است. محرك بر انگیختاندن غصه و اندوه و فراق او است. عاشق تمام هستی اش را به معشوق واگذار می كند و معشوق تمام هستی اش می شود. مولانا می گوید:
    در غم ما روزها بی گاه شد
    روزها با سوزها همراه شد
    روزها گر رفت، گو رو باك نیست
    تو بمان ای آن كه چون تو پاك نیست

    تفاوت میان عاشق و معشوق:
    در نزد حافظ عاشق نمادی از نیازها است كه هستی اش در دام های معشوق افگنده شده و معشوق نیز جلوه ئی از ناز است كه همواره با عاشق از در ناز پیش می آید: حافظ می فرماید:

    میان عاشق و معشوق فرق بسیار است/چو یار ناز نماید شما نیاز كنید

  541. میلاد گفت:

    به قول مرتضی پاشایی که میګه همونیم که سایه هم نداشت

  542. korosh گفت:

    خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من .

  543. one ful گفت:

    دلم روشنه،،،،،، آخره این همه شکنجه و زجر به پایان میرسه و
    نوبت طرفه که باس تاوان پس بده
    حتی اگه شده اون وره دنیا باشه ولی خوب میدونم اون لحظه، باز خودت بیشتر از اون افسرده و ناراحتی

  544. one ful گفت:

    هه ،! آخه مشکل اینجاس
    اکثرا آدمای تنوع طلب دقیقا دست میزارن رو آدمای وفادار

  545. پویا گفت:

    سخت تر از هر چیز اینه که دوستات با اون باشن ولی تو توی تنهاییات تنها

  546. mohamad گفت:

    این منم…….!!!!!!!
    اسیرے در حصار سڪوت
    خانہ بہ دوشے آوارہ شهر خاطرہ ها
    نہ مقصد مشخصے دارد
    نہ چشمانے ڪہ منتظرش باشند
    فقط ڪولہ بارے از آرزوهاے محال بردوش دارد
    زمین هم از سنگینے ڪولہ بارم مے نالد
    شیرین ترین آرزوهایم را بدهم…….!!!!
    با جرعہ اے مرگ خوشحالم میڪنے……؟؟؟؟

  547. محدثه گفت:

    من متن ادبی یاد ندارم ولی اینو تجربه کردم:
    متضاد عشق، نفرت نیست. بی تفاوتی است.
    متضاد هنر، بی ‌هنری نیست. بی تفاوتی است.
    متضاد ایمان، کفر نیست. بی‌تفاوتی است.
    متضاد زندگی، مرگ نیست. بی تفاوتی است.

  548. Asal گفت:

    Baz shomaha eshgi darin khosh behaleton 😢😢😢😖

  549. اميرحسين گفت:

    زندگي هيسسسسس….!!!
    ديگه حست نيست ‘”

  550. معشوق گفت:

    خدا رحمتت کنه خانم گنج خانلو / رفتی رفتی … به کرده خود پیشمان چه فایده کاش بودی و حیف روحت هست ولی باز هم چه فایده نمی توانم احساس کنم کجایی ./.

  551. ... گفت:

    بعضی ادما مث نوشابه گازدارن ………………………

  552. مریم گفت:

    پای سگ بوسید مجنون خلق گفتند از چه بود؟؟”
    گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود

    کاش عشقای الان هم اینطوری بود

  553. Samira گفت:

    خیلی سخته مثل شمع باشی. فقط وقتی که برق نیست بیان سراغت

  554. سروش۰۱۸۶ گفت:

    زوزه های بیابانی و زخم دار بکش ای گرگ تنها، ای گرگ شب … تو در روزگاری نفس میکشی که هیچ چیز بوی حقیقت نمیدهد، جز مرگ ….

  555. سروش۰۱۸۶ گفت:

    میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز، میکنی گاهی فراموشم، ولـی انکار نــــــــه ….

  556. سروش۴۸۸۰۱۸۶ گفت:

    سخت گذشت تا فهمیدم که آمدن یک حادثه است و “رفتن” یک حقیقت تـلخ..ـ

  557. سروش۴۸۸۰۱۸۶ گفت:

    دیر آمدی باران …
    چشمانم مرا
    در عشق نبودنش
    غرق کرد 😔😔😔

  558. سروش۴۸۸۰۱۸۶ گفت:

    سخت است
    فراموش کردن کسی که
    با او
    همه چیز و همه کَس را فراموش میکردم…😔😔😔

  559. سروش۴۸۸۰۱۸۶ گفت:

    دلــــــــــــــــــــــــــــــــم
    بعد از تو
    بــــــــــــــــــــــــه
    هرکی که
    درکش کرد،
    خندیـــــــــده….😔

  560. سروش۴۸۸۰۱۸۶ گفت:

    قصـــــد دل کندن ندارم
    از تـــــــــــــــــو
    ای دل کنده از خـــــود،
    از تـــــــــــــــــو
    ای برده دلم را
    تا شب خوب تولد….

  561. حانیه گفت:

    دوسش دارم دوسم داره اما بیمعرفت آزارم میده ……..

  562. امیر کاتا گفت:

    چقدر دیر میرسی به من …
    وقتی تمام حرف ها در سرم میمیرند
    انگار
    رویای مرا نادیده میگیری
    چه خیال خامی گمان کرده بودم
    روز های خوبمان یادت میماند …