اس ام اس زیبا

زیر چتری که جای یک نفر را دارد تو بمان!

من به زیر باران ماندن در کنارت قانعم

مدت هاست که منتظر بهارم

حالا درختان شکوفه کرده اند و پرندگان نغمه های بهارانه سر داده اند

گویی بهار آمده اما چیزی کم است و من هنوز منتظر آمدن تو هستم …

احساس شهـــــری بین راهی در من است

من در میانه ام …

ایستاده ام میان آمدن و رفتنت

تو در منی مثل عکس ماه در برکه

در منی و دور از دسترس من سهم من از تو

فقط همین شعرهای عاشقانه است

مانده‌ام چگونه تو را فراموش کنم…

اگر تو را فراموش کنم …

باید  سال‌هایى را نیز که با تو بوده‌ام فراموش کنم ….

دریا را فراموش کنم و کافه‌هاى غروب را …

باران را …

اسب‌ها و جاده‌ها را

باید دنیا را زندگى را و خودم را نیز فراموش کنم …

تو با همه‌ چیز درآمیخته‌اى …

” رسول یونان ”

من ابر شدم

گفته بودی که خورشیدی!

یادت هست

تا زیباتــــــر بتابـــــی ؛

چقدر گریستم ؟

رسول یونان

کور بودم کاش

تا تو نزدیک می آمدی و دستم را می گرفتـــی !

نه مثل حالا ،

که چشم ، تنهـــا …

جای خالــــی ات را می بیند !

علیرضا روشن

پشت پنجره ی شعـــــر ایستاده ام

به تو نگاه میـــکنم !

تــــــو تنها دلخوشــــی منی و فقط …

از پشت همین پنجــــــره دیده مـــــــیشوی … !

رسول یونان

به همین زودى یکى اومد به جام

دیگه به گوشت نمیرسه صدام

دارى چشاتو میبندى روى من

دلت نمیخواد دیگه کنار تو بیام

قول بده که خواهى آمد

اما هرگز نیا!

اگر بیایی همه چیز خراب میشود…

دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق به دریا و جاده خیره شوم…!

من خو کرده ام…

به این انتظار…

به این پرسه زدن ها در اسکله و ایستگاه

اگر بیایی من چشم به راه چه کسی بمانم ؟

“رسول یونان”

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﻣﺜﻞ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺟﻠﻮ ﻧﻮﺭ ﮔﺮﻓﺖ

ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﺍد

“مژده”

اسمش آدم است اما تو بــاور نکن

گاهی کــاری می کند که از پس هیچ گــرگی بر نمی آیــد

خدایا

نزار عروسی یکی ، عزای یه نفر دیگه باشه

حسِ خوبی نیست

در رویایِ کسی گم بشی که

فکر تو حتــــــــی در خوابش نمیگنجد

امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش !

بگذار یادم نرود که مرا در شبی رو به انتهای زمستان حتی به خدا هم نسپردی و رفتی !

با بُغض نوشته ام

لُطفاً با درد بخوان

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !