اس ام اس خنده دار

شب تاسوعا یه قابلمه گرفتم دستم الکی رفتم دم خونه دوستم . پشت در وایستادم بعد از ۵ دقیقه دیدم ٢٠٠ نفر با قابلمه پشت سرم وایستادن !
منم بصورت نامحسوس مکانُ ترک کردم و زنگ زدم به دوستم گفتم برو دم در نذری مردمُ بده دیگه 😀

تعریف همسر :
همسر کسی است که در همه ی مشکلات زندگی کنارتو خواهدبود مشکلاتی که اگر اونبود هرگز پیش نمی امد 😀

ﯾﻪ دختره ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﺎﺭﮎ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﮐﺎﺝ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﯽ ﻣﯽﮔﻔﺖ ؟
پسره ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ : ﺍﺣﻤﻖ ! ﻣﻦ ﭼﻨﺎﺭﻡ ﻧﻪ ﮐﺎﺝ !!!!
:))))

ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﻦ ﻻﮎ ﭘﺸﺖ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﮕﻲ ﻣﻴﺮﻩ ﮐﺠﺎﺍﺍ ؟؟؟؟
.
.
.
ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ ﭼﻬﺎﺭ ﻣﺎﻫﮕﻲ
.
.
.
ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺗﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﻴﻴﻴﺪ 😀

شب که میشه برای مردم اس ام اس میاد که : هانی ! یادت نره آب پرتغالتو بخوری !
شب بخیر ! بوس بوس !
برای ما اس ام اس میاد : هزار تا آیت الکرسی بخون !
این پیام روهم برای هزار نفر سند کن !
وگرنه ابوالفضل میاد از کمر نصفت میکنه !

ماشا اله آقایون تازگیا خیلی خانوم شدن . . .
تلویزیونو که روشن میکنی هر شبکه ای میزنی ، یکیشون داره آشپزی یاد میده !
راضیم ازتون . . .

محرم چی بپوشم ؟؟
.
.
.
همسر محرم نویدکیا . . .
انصافا اینو دیگه نشنیده بودید 😀

مورد داشتیم
.
.
.
انقد نذری خورده بود که دست رو هر کی میکشید شفا میداد !

اگه گفتی  وقتی خدا دومین آفریقایی رو آفرید چی گفت ؟؟؟؟؟
.
.
.
ای بابا اینم که سوخت ! 😀

دیشب
تمام شب داشتم به u فکر میکردم
.
.
.
.
امشب میخوام به Z، Y، X فکر کنم 😐
واااا خب دوست دارم فکر خودمه ، به کسی چیکار دارم 😀

تنهایی یعنی
.
.
.
بدونی از بوس خبری نیست . . .
راحت پیازتو بخوری ! 😐

یارو میره تست مربی گری برای مهد کودک ، بهش میگن یه رفتار بچگانه از خودت نشون بده .
.
.
.
دستشویی میکنه تو شلوارش 😐

از پسره پرسیدم چرا موهات سیخ سیخیه ؟
گفت یکیشون سفید شده بقیه به احترامش وایسادن
به خدا تو زندگیم اینقد قانع نشده بودم 😐

مورد داشتیم زن و شوهر دعواشون شده
زنه خواسته قهر بره خونه باباش
یادش افتاده خونه باباش وای فای نیست
دیگه همین دیگه پشیمون شده و منت کشی و از این جور حرفا 😐

گفتمش نقاش را نقشی بکش از باجناق ؛
بی شرف عکس ژیانی در دل صحرا کشید ؛
گفتمش نقشی بکش از خواهران همسرم ؛
عکس گرگی با نقاب بره ای زیبا کشید ؛
گفتم از فامیل زن نقشی بکش در یک ورق ؛
دسته ای کوسه میان بستر دریا کشید ؛
گفتم امشب در میان جمع فامیل زنم ؛
در میان خارها شاخه گلی تنها کشید ؛
گفتمش من یکه و آنها همه پشت همند ؛
نخبه ای را در میان جمله اسکل ها کشید؛
گفتم از اوصاف این مادرزنان چیزی بگو ؛
جام زهر آوردو نالان دست ازاین دنیا کشید!

نه که ما «مغز»نباشیما،نه.
ما فقط خسته تر از اونیم که «فرار »کنیم . . .
باز اقلن«قل خوردن مغزها» بود ما هم مشارکت میکردیم!

یارو میره مغازه میگه تخم مرغ غازدارید؟
.
.
.
فروشنده میگه نه زهر مار اسب داریم 😐

ی تصمیم جدی گرفتم
.
.
.
میخوام رو حقم گ*و*ه بمالم . . .
شاید دیگه کسی نتونه بخورتش 😐

قدر زبون فارسی رو بدون، این جمله رو بخون :
( کدام جادوگر به کدام ساعت سواچ نگاه میکند )
آسون بود نه ؟
حالا ببین یه انگلیسی بدبخت چجوری باید این جمله رو بخونه ؟
which witch watch which Swatch watch?
والا !
من برم ب اکتشافات بعدیم برسم !

اگه میخوای یکی تا آخر عمرش هیچوقت فراموشت نکنه و همیشه به یادت باشه
.
.
.
.
.
.
ازش پول قرض بگیر؛ پس هم نده . . .
والا بوخودا ^_^

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !