اس ام اس خنده دار

جلو هر زن موفق یه مرد موفق بوده که تا موفقیت زنه رو کشونده..

 

به مامانم میگم غذا آماده شده ؟ میگه میخوای بخوری ؟ میگم پ ن پ خواستم احوالش بپرسم ببینم خوبه یا نه!

 

نمیدونم چرا حساس ترین لحظات زندگی این مثانه آدم شروع به منفجر شدن میکنه

 

شما هم مثل من هستین که هر وقت بنزین موتورتون تموم میشد اونو میخوابوندین رو زمین تا بنزین ته باک بیاد رو شیر خروجی!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم،
اما هیچکس حقیقت مرا، نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله بتمرگ!!!
(اکبر اکسیر)

بچه که بودم ناجور شیطنت میکردم . همیشه خدا مامان و بابام منو میزدن ! مینداختنم تو انبار مامانم با شیلنگ توالت بابام با کمربند ! یه ابو غریبی بود واسه خودش انبار خونمون ! یکیشون عمودی میزد یکی افقی ! اخر کتک کاری رو پشتم شبیه آنتن تلویزیون میشد ! یعنی میزاشتیم رو پشت بوم و یه فیش بهم وصل میکردی با کیفیت دیجیتال میشد ببینی شبکه ها رو ! یادش بخیر… بچه های الان از گل نازک تر نمیشنون… ای روزگار… مامان خیلی نوکرتم … بابا خدا بیامرزت…

 

با یه آدم مهم داشتم تلفنی حرف میزدم آخر حرفامون ورداشتم گفتم:
التماس دعا (بدون اینکه منتظر جواب طرف بمونم )خودم جواب دادم :محتاجیم به دعاقربان شما خداحافظ
آقا تا همین لحظه دیگه روم نشده به طرف بزنگم.

 

یه بابای خشنم نداریم
باهاش جر و بحث کنم
با پشت دست بزنه تو دهنم ،
از گوشه ی لبم خون بیاد،
منم با نوک انگشت دست بکشم رو خون و بزارم تو دهنم … بعد مزه مزه اش کنم و توووف کنمش بیرون…یه نگاه بندازم تو چشماش
بگم: این حرکتت و نمیبخشم پدر(مثه فیلم هندی)
بعد برم یه ساک وردارم از خونه بزنم بیرون و معتاد بشم و آخرشم گوشه خیابون از گرسنگی بمیرم…
بابامم عذاب وجدان بگیره و سیگاری بشه و موهاش سفید بشه و بعداز چند وقت به فلاکت و بدبختی و اینا بیوفته و بعد چند سال دیوونه بشه و ببرنش تیمارستان …
هیچی دیگه …
خواستم قدرت تخیل در حد آمیتا چاخان و به رخ بکشم…!!
هی بابای گلم…اگه اونروز من و نمیزدی……

 

دختر خالم ﺩﻫﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩﻳﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻏﻴﺮﺍﻧﺘﻔﺎﻋﻲ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻣﺶ
ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺎﻟﻲ 6 ﻣﯿﻠﻴﻮﻥ !
ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﻧﺎﻇﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻓﺮﺩﺍ 500 ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﻴﺎﺭﻳﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ !!!!..

 

یه بار دبیرستان که بودم(5سال پیش) از بس سرکلاس اذیت میکردیم معلممون منو با یه رفیقام بیرونمون انداخت گفت دیگه راتون نمیدم مانم رفتیم توحیاط ،تو این فکر بودیم چیکار کنیم خدا اگه بندازدمون چی … یهو بیرون مدرسه رو دیدم یه هیئتا دارن ناهار میدن(محرم بود) به رفیقم گفتم بیا دنبالم چاره کارو پیدا کردم رفتم هفت هشتا غذا گرفتم دادم معلممون کیف کرد، تازه عذرخواهیم کرد تازه گفت از بابت نمره پایان ترمم خیالت تخت ! چه معلمای چتربازی داشتیم ..

 

دختر خالم ﺩﻫﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩﻳﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻏﻴﺮﺍﻧﺘﻔﺎﻋﻲ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻣﺶ
ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺎﻟﻲ 6 ﻣﯿﻠﻴﻮﻥ !
ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﻧﺎﻇﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻓﺮﺩﺍ 500 ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﻴﺎﺭﻳﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ !!!!..

 

یه بار دبیرستان که بودم(5سال پیش) از بس سرکلاس اذیت میکردیم معلممون منو با یه رفیقام بیرونمون انداخت گفت دیگه راتون نمیدم مانم رفتیم توحیاط ،تو این فکر بودیم چیکار کنیم خدا اگه بندازدمون چی … یهو بیرون مدرسه رو دیدم یه هیئتا دارن ناهار میدن(محرم بود) به رفیقم گفتم بیا دنبالم چاره کارو پیدا کردم رفتم هفت هشتا غذا گرفتم دادم معلممون کیف کرد، تازه عذرخواهیم کرد تازه گفت از بابت نمره پایان ترمم خیالت تخت ! چه معلمای چتربازی داشتیم . .

 

نكنه من از اون مردا باشم كه به درد زندگى و ازدواج نمیخورن…
اگه اینطوریه زود بهم بگین برم پلى استیشن بخرم… !!

 

پیش میاد گاها واسه اس هایی که باید لایک بزنم،وقتی نمیزنم بعدا عذاب وجدان میگیرم.تازه بیشتر ترسم از قیامت واسه لایک نزدنه

 

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﻣﺰﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﺮﮎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ
ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﺪﻡ
ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﻪ
ﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ” ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻕ ﺷﯿﺮ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺑﺎ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ =)))))

 

When I was 15
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻧﮑﻦ ، ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ” ﻭِﻥ ﺁﯾﻮﺍﺯ ﭘﻮﻧﺰﺩﻩ” ﺧﻮﻧﺪﯾﺶ

 

یکی از این آشناهامون ک ؟؟سالشه برگشته میگه:خدا رو شکر ک شب یلدا ب خوبی و خوشی سپری شد.منظورش این که دنیا داغغغغغغغون نشدآخه همون خوشیت تو حلقم تو ک ب مرگ طبیعی بمیری همش چند روز از عمر بی ثمرت باقیه اون وقت داری خوشالی میکنی؟؟؟؟؟

 

 

دو نصيحت براي خواهران و برادران مقيم فيس بوک دارم …!!
.
.
خواهرم : هيچ اتفاقي نميفته وقتي پست يه پسر رو ميخوني ، لايک هم بزني .!
برادرم : وقتي پست يه دختر رو لايک ميکني ، حداقل قبلش اونو بخون شايد توش فحش نوشته باشه.!!!!

 

 

با توجه به پايان دنيا و تمام شدن زندگي
صبح روز محشرتان بخير
روحتان شاد و يادتان گرامي!!

 

ميشه اين فتو شاپم تحريم كنن ما بفهميم بعضيا واقعا چه شكلين؟

 

عاقا مادوتا دخترعمو داریم اخرای دهه 80 اینا یه روز نشتته بودن کنار هم یه تخت وایت برد جلو دستشون عکس دوتا پسر روش بود یکیشون گفت یکیش شوهر من یکیش مال تو اون یکی که کمی کوچیکتر بود گفت نه هردو تاش مال من اون یکی گفت اخه چرا یکی من یکی تو دهیه هشتادی هستن دختر عمو ما داریم وای به حال دهه ینودیها.

 

دقت کردین هرچی لباستون سفیدتر باشه …….
انارش قرمز تره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !