اس ام اس جدید گریه

رعد و برق
هارت و پورت است
چیزی در دل ابر نیست
جز اشک
جز باران . . .

——————————————–

کاش می دانستم
چه کسی این سرنوشت را برایم بافته
آنوقت به او می گفتم
یقه ام را آنقدر تنگ بافته ای
که بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم . . .

——————————————–

طــــعم بغــــض می دهـــد . . .
” تمــــام نفــــس هایی”
کــــه بــــی تـــو به زور اکسیـــــژن قورت می دهـــم . . . !

——————————————–

بغض همیشه نشانه ی ضعفِ بغض کننده نیست !
گاهی بیانگر شدت بیرحمی مخاطبش است . . . !

——————————————–

امشب غــمهــا . . .
برام مهــمونــی گــرفتــنـــد . . .
و مـــن میخــوام بتــرکـونــم . . .
همــه ی بغــض هام رو . . .

——————————————–

مثه بارانهای بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده است
و من بی هوا ناگهان خیسم از او . . .

——————————————–

نبودنت ها را با خیال بودنت به هم بافته ام
چه سنگین شده این شال گردن
دارد بغضم را در گلو خفه میکند . . .

——————————————–

کف دستم هستند . . .
بی بهانه هم میتوانم بریزمشان ،
اشکهایم را میگویم !
دیگر مثل گذشته ها نیست که باید کلی حس میگرفتم تا بیایند . . . !
این روزها برعکس ، کلی حس میگیرم که نیایند بی مهابا . . .

——————————————–

اشک رو باید جلوی کسی ریخت که طاقت دیدن اشکاتو نداشته باشه که اگه اشکاتو دید بهت بگه : الان هوای بارونی نمیخوام، دنیامو بارونی نکن که چشمای تو تمام دنیای منه !

——————————————–

پر از اشڪم ,
ولیـ میخندم . . .
بـہ قول فروغ ڪـــــہ میگفت :
شهامت میخواهد ڪـــــہ سرد باشیـ و گرم بخندیـ  . . . !

——————————————–

پشت این بـغض سنـگین ، بیدی نشسته
کــــه خیـــال میکرد ، بـــا این بـــادهــــا نمیلرزد

——————————————–

دلم !
گلم !
احرمت نگه دار !
که این اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است !
( حسین پناهی )

——————————————–

ﺭﺍﺑﻄﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﻨﻴﺪ ؛
حتی ﺍﮔﺮ نمیﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﻮﻧﺪ . . .
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻧﻴﺎ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ

——————————————–

در این شهر دلتنگ
بازوان تو
میدان تحریر بغض های من است . . .

——————————————–

همدم تمام این شبهای تنهائی تو نبودی
بلکه بغضی بود نیمه تمام
که میخواهد مرا تمام کند

——————————————–

خــــــــدایا . . .
حواست به گریه های زیرپتویم هست یا تو هم فکر میکنی خوابم . . . ؟

——————————————–

لب هایت را به صورتم نزدیک نکن
میترسم شوری اشکام نمک گیرت کند

——————————————–

اشـــک هــایـــم را بــــه نــــخ مـــیـــکـــشـــم و تــــســـبـــیــحـــی مـــیـــســـازم هـــــزار دانـــه تـــا بـــــا آن ذکــــر دلـــگـــیــری ام از دنـــیــا را بـــرایـــت بـــگـــویـــم

——————————————–

کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “ چته ؟ چی شده ؟ ” ؛ بغلت کنه و بگه “ گریه کن ” . . .

——————————————–

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم ،
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم ،
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم
اما برای تماشا ی تو
همین یک لحظه باقی است

——————————————–

میسپارمت ب لبخندها . . .
گرچه خودم مهمان بغضهای بی دلیلم . . .

——————————————–

یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری آروم نیستی !
دلت براش تنگ شده . . .
حوصله هیچکسو نداری !
یاد لحظه ای بیفت که اون همه بی قراری هاتو دید اما . . .
چشاشو بست و رفت

——————————————–

دارم دستمال میدوزم دورشان راهم گلدوزی میکنم تا به این زودی ها پاره نشود
برای روز مبادا لازمشان دارم آخر آن روز به جای اشک خون گریه خواهم کرد ودستمال کاغذی صرف نمیکند
روز مبادای من روزی است که بدانم جواب وفایم را با خیانت به من و وفایت به دیگری داده ای

——————————————–

هرکه آید گوید :
گریه کن ! تسکین است
گریه آرام دل غمگین است
چندسالی است که من می گریم
در پی تسکینم
ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا بین ما فاصله است !!؟
من و آرام دل غمگینم . . . !

——————————————–

تخت خوابیده است
خیال بیدار شدن هم ندارد
” بختم ” را میگویم
انگار می خواهد عمرنوح ( ع ) را در خواب زندگی کند
از کجابداند صبر ایوب ( ع ) ندارم

——————————————–

راستش را بخواهی امروز هیچ اتفاق خاصی رخ نداد
فقط حدود ظهر باران کوتاهی بارید اما زار زار . . .

——————————————–

یه وقتایی ،
یه حرفایی ،
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی ،
ولی نمیتونی !
دوست داری اشک بریزی ،
ولی نمیتونی !
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه !
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه ،
به این میگن
” درد بی درمون ”

——————————————–

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد
میخواهی کودک باشی
کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی . . .

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !