اس ام اس تنهایی

هواى فاصله سرداست؛ من از کلاف دلم برایت خیالى گرم مى بافم…

 

 

داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم … !
با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم …!
با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم …!
آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم …!
شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند …!
امروز داستان برگشت …
آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر من و تو نبودیم ، هر کداممان یک “او” داشتیم …!
پشت شیشه ی سرد مانیتورم ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ….!
لک زده برای یک آهنگ همزمان …
لک زده برای یک شب بخیر …
شب بخیر…!!

 

 

خوب به چشمهایش نگاه کنید … از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش… از ته دل ببوییدش … از ته دل لمسش کنید!
… از ته دل نگاهش کنید … از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود …
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند

 

 

باران که می بارد… همه چیز دوباره تازه میشود درست مثل داغ نبودن تو….

 

وقتی یکیو دوس داری ناخودآگاه از بقیه آدمایی که دورتن فاصله میگیری… آخرش یه جایی به خودت میای میبینی نه اون آدما واست موندن نه اون یه نفر…!

 

 

خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !

 

 

دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!

 

 

مدت زیـــادی گذشــت امــا بدان…
تا آخــر عمر…
درگیر من خواهــی بود!
و تظـــاهر می کنی…
نیـسـتـــی..
مقایسـه، تو را از پا در خواهد آورد…
“مـــن”
می دانـم به کجـای قلبـت شلیـک کــرده ام…
“تـــو”
دیـــگـر خوب نخواهی شد… !!

 

 

چه اشتباه بزرگی میکنم.. که من اینجا برای تو میگریم و تو…. دور از من قهقه میزنی

 

 

اگه قلبت سنگ بشه دلم پره درد می شه/اگه بری از پیشم مثل یه سنگ خوشک می شم / اگه دستات تو دستام نباشه دنیا رو دنبالش می گردم!

 

تنهایم را به که بگویم وقتی همه به فکر خودشاننن……………

 

 

امشب غــم هــا
برایـم مهــمانــی گــرفتــه انـــد
و مـــن میخــواهـــم بتــرکـانــم
همــه ی بغــض هایـــم را …

 

 

بعضـی ها گـریه نمی کنند !
اما ..
از چشــم هایشان معلوم است ،،
که اشکـــی به بزرگی یک سکــوت !!
گــوشه ی چشمشان به کمیـــن نشسته !

 

 

خدایا … شبیه بادکنکی شده ام ..
ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام…
التماست میکنم …
فقط یک سوزن!
تکه تکه شدنم با خودم !!!

 

 

تنهایی یعنی : نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره ،
نه فکرش اجازه میده تنهاییت رو با کسی دیگه ای پر کنی…….

 

 

ی وقتایی هست که …
باهاش قهری اما دلت هم براش خیلی تنگ شده…
همش می ترسی نکنه با هم قهریم بذاره بره یهو؟!
همش چشمت به راهه که از گوشیش برات پیام بیاد
پیام میاد اما اون نیست و مطابق معمول ایرانسله!
تا آخر شب منتظرش می مونی اما خبری از پیام نیست…با نگرانی می خوابی
صبح که از خواب پا میشی دو پیام برات اومده,خوشحال میشی
اولی رو باز میکنی میبینی ایرانسل,حالت گرفته میشه اما دومی خودشه ….
من به اشتباه خودم پی بردم الان هم پشیمونم ظهر همونجای همیشگی منتظرتم,دوست دارم.
یاس تنها نیست.ایرانسل
(مخلوط نوشتم که فیلم هندی نشه دیگ)

 

 

ی وقتایی هست که….
دلت بدجور گرفته و دوس داری یکی کنارت باشه آرومت کنه
بهش بگی خسته شدم از زندگی,بگه مگه من مردم که بخوای خسته شی!
بگی دلم میخاد دیگ نباشم,بگه اگ تو نباشی میخام دنیا نباشه
بگی هیشکی حمایتم نمی کنه,بگه سرتو بذار رو شونه هام معنی حمایت رو بفهمی
بگی من خیلی مشکل دارم بهتره باهم نباشیم,بگه نشنیدم چی گفتی دیوونه
بگی من دارم همه دار و ندارم و ازدست میدم,بگه دار و ندارمن تویی منم نمیخوام توروازدست بدم…
بگی من دیگ ماشین و….ندارما,بگه من تورو واسه خودت میخام خره
بعد گریه کنی و اونم باهات گریه کنه …
یهو بارون بگیره و چترت رو براش باز کنی و دست تو دست هم زیر بارون قدم بزنی و به همچین دوستی افتخار کنی.
(صندوق صدقه تو حلقم)

 

هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی,
یـــک نقطـــــه,
یـــک لبخنـــــد,
یـــک نگــــــــاه,
یـک عطر آشنـا,
یــک صــــــــدا,
یــک یـــــــــــاد,
از درون داغونـــت می کــــند,
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی…!

 

 

تنهایی یعنی انقدر بهش نزدیک باشی که بوی ادکلنش تک تکه سلول هاتو پر کنه…دستاشو میگیری و با تمام وجودت فقط میخوای که اونو تو بغلت بگیری و ارامشو احساس کنی و وقتی دستاتو دراز میکنی که دور گردنش حلقه کنی مثل همیشه از خواب میپری و تنها چیزی که حس میکنی تپش تند قلبته

 

 

تنهایی یعنی : نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره ، نه فکرش اجازه میده تنهاییت رو با کسی دیگه ای پر کنی .

 

 

هیچ انتظاری از کسی ندارم و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است .
درد دارد ! سرت به سنگی بخورد که روزی به سینه ات میزدی !

 

و من تنهام
تنهام و میدانم که تنهام
میدانم تنهای تنهای تنهام
حتی ماهم نیست
نزدیک صبح است
امشب هم مرغ سحر آنقدر لفت داد و ناله سر نداد
تا من گام به گام تمام پرده هایش را از یاد بردم
گویی امشب نیز داغ تازه من تازه تر خواهد شد

 

چیزی برای گفتن دارید ؟ بگو ببینیم !